|
فصلی از کتاب "کوبای انقلابی” انقلاب کوبا
و چالش های آن ترجمه- ع. خیرخواه |
|
بخش اول در یک بازه زمانی تاریخی بسیار کوتاه، از اول ژانویه ۱۹۵۹ به بعد، تحولی بنیادین در کوبا رخ داد که نه تنها برای این کشور واقع در کارائیب، بلکه برای آمریکای لاتین و جهان نیز اهمیتی اساسی داشت: کوبا، آخرین کشوری در قاره آمریکا که در پایان سده نوزدهم استقلال خود را از استعمار اسپانیا به دست آورد، اولین کشوری شد که از وابستگی نواستعماری رهایی یافت، سرمایهداری را لغو کرد و ساختن یک جامعه سوسیالیستی را آغاز نمود. * تأخیر نزدیک به هفت دهه در کسب رهایی از اسپانیا برای کوبا معنایی پر اهمیت داشت: در نیمه دوم قرن نوزدهم، با ظهور امپریالیسم مدرن بهویژه ایالات متحده، مبارزات استقلالطلبانه در کوبا، بزرگترین جزیره آنتیل، رنگ و محتوایی جدید و رادیکال به خود گرفت که با مبارزات برادران و خواهران اسپانیاییزبانش در آمریکای لاتین در آغاز این قرن تفاوت داشت. وجود ایالات متحده امپریالیست تهدیدی هولناک برای جهان و بهویژه آمریکای جنوبی بود. از این رو، هدف جنگ آزادیبخش ملی در کوبا تنها پایان دادن به سلطه اسپانیا نبود، اسپانیایی که اگرچه قدرتمند بود، اما نمیتوانست در برابر قیام مسلحانه ملت چندان مقاومت کند. هدف از جنبش ازادیبخش ملی بیش از آن نجات کشور و منطقه از "خطر بزرگتر" یعنی تسلط ایالات متحده نیز بود. این خطر جدید دغدغه اصلی رهبران انقلابی جنگ ۱۸۹۵، بهویژه خوزه مارتی، آنتونیو ماسئو و ماکسیمو گومز بود.** در این میان، مارتی - قهرمان ملی کوبا - با درک و آگاهی عمیق از پدیده امپریالیسم، در وصیتنامه سیاسی خود در سال ۱۸۹۵ اعلام کرد که هدف از تمام اقداماتش تا آن زمان و آنچه قصد داشت پس از آن انجام دهد، "جلوگیری بهموقع... از نفوذ بیشتر ایالات متحده در کارائیب و ممانعت از افزایش قدرت بیشتر آن کشور برای تسلط بر سرزمینهای آمریکایی" بود. بدینسان، در جریان این مبارزات رهایی بخش، در میان مردم کوبا سنتی ضد امپریالیستی شکل گرفت که دارای ابعاد لاتین-آمریکایی و انترناسیونالیستی بود. با گذشت زمان و با اشکار شدن تهدید واقعی ایالات متحده این سنت نیز نیرومند تر شد. اقداماتی نظیر مداخله ایالات متحده در "جنگ استقلال" *** که پیروزی و حاکمیت ملی را از چنگ مبارزان کوبایی بیرون کشید؛ اشغال نظامی کشور که تقریباً چهار سال طول کشید؛ تحمیل شروط مداخله آمیز معروف به "متمم پلات"؛ **** غارت بخش عمدهای از ثروتهای کشور؛ حمایت از دیکتاتورهای خونین و سیاستمداران فاسد کوبایی؛ و دیگر تجاوزها و اهانتها از سوی مقامات و انحصارات آمریکایی علیه کوبا ... همگی موجب تقویت این سنت ضد امپریالیستی شد. مردم کوبا وارد نبردی طولانی و خونین علیه این مداخلات شدند که در جریان آن آگاهی سیاسی و مقاومت عمومی بطور مستمر رشد یافت. بنابراین، هنگامی که وکیل جوان فیدل کاسترو تصمیم گرفت در برابر کودتای ۱۰ مارس ۱۹۵۲ رهبری یک شورش انقلابی را بر عهده بگیرد و راههای جدیدی برای ادامه مبارزه ترسیم کند، شرایط عینی برای چنین شورشی وجود داشت. علاوه بر این، طی هفت سال مبارزه علیه دیکتاتوری باتیستا، بسیاری از عناصر ذهنی نیز، بهویژه به لطف نبوغ سیاسی فیدل کاسترو، تقویت شده و به بلوغ رسیدند. فیدل کاسترو با تکیه بر سنتهای سیاسی و اخلاقی بزرگ میهنپرستانه، توانست به شکلی خارقالعاده استراتژیها و تاکتیکهای مناسب هر مقطع از مبارزه را مرحله به مرحله تعریف کند، موانعی را که غیرقابل عبور به نظر میرسیدند از میان بردارد و با پیشداوریهای خطرناک گذشته که در اذهان ریشهدار بودند، مقابله کند. تحت هدایت او و برای اولین بار در تاریخ کوبا، گستردهترین اتحاد میان تودههای مردم حول یک رهبری و یک برنامه - که هم پیشرفته و هم حساب شده بود - شکل گرفت و حامل عمیقترین آرمانهای آنان شد. بدین گونه، جنگ انقلابی به سراسر کشور گسترش یافت و با حمایت قاطع اکثریت عظیم مردم کوبا، به پیروزی کامل در ژانویه ۱۹۵۹ رسید. با این حال، امپریالیسم ایالات متحده و الیگارشی محلی در تلاش های آخرین خود برای نجات دولت سرمایهداری و قدرت نظامی در حال فروپاشی، کوشیدند انقلاب را شکست دهند. در بامداد اول ژانویه ۱۹۵۹، درست پس از فرار دیکتاتور باتیستا، یکی از افسران او، ژنرال اولوخیو کانتیو، که ظاهراً در جنایات رژیم سابق دخالت زیادی نداشت، بر اساس دستورالعملهای سفارت ایالات متحده تلاش کرد با یک کودتای نظامی انقلاب را شکست دهد. او قصد داشت رئیس دادگاه عالی را به ریاست جمهوری و کلنل رامون بارکین را به عنوان فرمانده ارتش منصوب کند. بارکین در آن زمان به دلیل توطئه علیه باتیستا در زندان بود اما ایالات متحده به او اعتماد داشت. او از تحویل فرماندهی نظامی به ارتش شورشی خودداری کرد و تلاش کرد فیدل را در سمت نخستوزیری محدود کند. این توطئه اما ناکام ماند. رهبری انقلاب، آگاه به شرایط به فرماندهان ارتش انقلابی دستور داد عملیات را در تمام جبههها تا تسلیم کامل دشمن ادامه دهند و از مردم خواست برای مقابله با این تلاش برای کودتا دست به اعتصاب عمومی بزنند. در این شرایط، فرماندهان ارتش انقلابی کامیلو سینفوئگوس و ارنستو چه گوارا به پیشروی خود به سمت هاوانا ادامه دادند و به ترتیب کمپ کلمبیا، مهمترین قلعه نظامی کشور، و لاکابانیا، دومین پایگاه مسلح پایتخت، را تصرف کردند. اعتصاب عمومی هم کشور را فلج کرد. در شهرها و روستاها، تودههای مردم مسلح شدند و به نیروهای چریکی پیوستند، پادگانها را اشغال و عوامل رژیم دیکتاتوری را دستگیر کرده و به عدالت سپردند. بدینسان جنبش مردم عملاً جایگزین ساختار نظامی رژیم گذشته شد و کنترل کامل کشور را به دست گرفت. در ۴ ژانویه، اعتصاب با موفقیت پایان یافت: کودتا شکست خورده و تمام قدرت به دست انقلابیون افتاد. دولت موقت انقلابی در ۵ ژانویه مستقر شد و در ۸ ژانویه، کاروان آزادی (Caravana de la Libertad) به رهبری فیدل، به صورت پیروزمندانه وارد هاوانا شد. در آن زمان، فیدل کاسترو به چهرهای افسانهای و قهرمان اکثریت بزرگ مردم کوبا بدل شده بود و اعتبارش به سرعت از مرزهای کشور فراتر رفت. انقلابی که او رهبری آن را بر عهده داشت، تقریباً به طور کامل از سوی طبقه کارگر یدی و روشنفکران، کشاورزان کوچک و متوسط، دانشجویان، و جناح رادیکال بورژوازی کوچک شهری حمایت می شد یعنی همه طبقات و گروههای اجتماعیای که برای دههها خواستار تغییرات عمیق در زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور بودند. حتی برخی از لایههای متوسط و بالای بورژوازی، از جمله در میان زمینداران بزرگ، به این امید که مانع از تضعیف بنیانهای سرمایهداری و قطع وابستگی به ایالات متحده شوند، از انقلاب حمایت کردند. می توان گفت رهبران انقلاب تصوری نسبتا روشن از مسیری که باید طی میشد داشتند. آنان با بهرهگیری از میراث سیاسی-اجتماعی و اخلاقی خوزه مارتی و مبارزان رادیکال و صادق گذشته، و با تکیه بر نظریه مارکسیستی - لنینیستی انقلاب اجتماعی، آماده شدند تا با هر چالشی برای دستیابی به آزادی نهایی ملت کوبا و طبقات کارگر روبهرو شوند. علاوه بر این، شرایط بینالمللی نیز به نفع انقلاب بود. اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان در نگاه جهانیان به عنوان یک ابرقدرت با توانایی عظیم تدافعی و تهاجمی، از جمله سلاحهای اتمی و دستاوردهای شگرف در تسخیر فضا، مطرح بود و در رأس یک جامعه سوسیالیستی به نظر متحد و قدرتمند قرار داشت. انقلاب کوبا، در چنین شرایطی که به نفع انقلاب بود، یعنی در داخل کشور مستحکم شده و از همدلی جهانی برخوردار بود، نخستین گامهای خود را برداشت. پیش از ورود به بررسی این فرآیند تاریخی، تاکید می کنیم که این فرآیند را به پنج مرحله تقسیم کردهایم که به هیچ وجه یک دورهبندی قطعی نیست، بلکه تنها ابزاری برای تسهیل درک آن به شمار میرود. توضیحات مرحله اول این فرایند نسبتاً مفصلتر خواهد بود چون این مرحله بنیانهای تکامل بعدی انقلاب را بنا نهاده، بسیاری از دلایل حیاتی را که پایداری بیمانند مردم کوبا و پیروزیهای شگفتآور آنها را توضیح میدهد، در این مرحله میتوان یافت.
توضیحات مترجم : * کارائیب منطقهای جغرافیایی در نیمکره غربی است که شامل دریای کارائیب، جزایر واقع در آن، و مناطق ساحلی اطراف آن در آمریکای مرکزی و شمالی میشود. این منطقه شامل بیش از ۷۰۰۰ جزیره، جزیرهمرجانی و آبسنگ است که به سه بخش اصلی تقسیم میشود: ۱. جزایر بزرگ آنتیل شامل کشورهای بزرگی مثل کوبا، جامائیکا، هائیتی (با جمهوری دومینیکن در جزیره هیسپانیولا) و پورتوریکو. ۲. جزایر کوچک آنتیل که مجموعهای از جزایر کوچکتر است و به دو بخش تقسیم میشوند: جزایر جنوبی شامل باربادوس، گرانادا و سنت لوسیا. جزایر شمالی شامل آنتیگوا، باربودا، سنت کیتس و نویس. باقی جزایر دریای کارائیب شامل باهاما و جزایری که در نزدیکی ایالات متحده یا آمریکای مرکزی قرار دارند. بنابراین کارائیب به کل منطقه دریای کارائیب، شامل تمام جزایر، آبها و مناطق ساحلی اشاره دارد. آنتیل فقط به جزایر واقع در دریای کارائیب (یعنی جزایر آنتیل بزرگ و کوچک) اطلاق میشود و بخشهای دیگری مثل باهاما یا مناطق ساحلی را شامل نمیشود.
** خوزه مارتی (۱۸۵۳–۱۸۹۵) شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، سیاستمدار و یکی از برجستهترین چهرههای ملیگرای کوبا بود. او "قهرمان ملی کوبا" است. او بنیانگذار حزب انقلابی کوبا بود و برای آمادهسازی قیامهای مسلحانه علیه اسپانیا تلاش کرد. مارتی بهطور خاص درباره خطرات سلطه ایالات متحده هشدار داد و هدفش جلوگیری از نفوذ امپریالیسم آمریکایی در منطقه بود. همچنین او در ادبیات و فرهنگ کوبا تاثیرگذار بود و آثار او، از جمله شعرها و نوشتههای سیاسی، الهامبخش بسیاری از انقلابیون کوبایی شد.مارتی در سال ۱۸۹۵، در جریان نبرد برای استقلال کوبا، کشته شد و به عنوان نماد فداکاری و مقاومت در تاریخ کوبا شناخته میشود. آنتونیو ماسئو (۱۸۴۵–۱۸۹۶) از برجستهترین فرماندهان نظامی جنگهای استقلال کوبا و یک رهبر سیاهپوست با اصالت آفریقایی-کوبایی بود که نماد مقاومت و شجاعت در برابر استعمار اسپانیا به شمار میرود. ماکسیمو گومز (۱۸۳۶–۱۹۰۵) فرمانده نظامی اهل جمهوری دومینیکن بود که نقشی بنیادین در مبارزات استقلال کوبا داشت. پس از پایان جنگ، گومز پیشنهاد ریاست جمهوری کوبا را رد کرد و به جای آن زندگی سادهای را انتخاب کرد. او به عنوان یک شخصیت فروتن و میهنپرست در تاریخ کوبا ماندگار شد. این سه تن از مهمترین شخصیتهای انقلاب کوبا علیه استعمار اسپانیا بودند و نقش بزرگی در شکلگیری هویت ملی کوبایی ایفا کردند.
*** منظور جنگ دوم استقلال کوبا از اسپانیا ۱۸۹۵- ۱۸۹۸ است. ایالات متحده در ۱۸۹۸ به بهانه غرق شدن کشتی جنگی USS Maine در بندر هاوانا وارد جنگ شد، جنگی که شکست اسپانیا را تسریع کرد ولی درمقابل پیروزی قطعی را از چنگ مبارزان و مردم کوبا بدر آورد.
**** متمم پلات (Platt Amendment) قانونی بود که در سال ۱۹۰۱ کنگره ایالات متحده تصویب کرد و به قانون اساسی کوبا افزود. متمم پلات به ایالات متحده قدرت زیادی برای کنترل و نظارت بر سیاستها و تصمیمات کوبا میداد از جمله به ایالات متحده حق مداخله براساس تشخیص خود را می داد. همچنین براساس این متمم کوبا ملزم شد زمینهایی برای تأسیس پایگاههای نظامی به ایالات متحده اجاره دهد. مهمترین نمونه آن پایگاه دریایی خلیج گوانتانامو بود. در سال ۱۹۳۳، پس از قیام مردم و فشارهای گسترده برای استقلال کامل کوبا، فرانکلین روزولت رئیس جمهور وقت امریکا در چارچوب اجرای سیاست حسن همجواری (Good Neighbor Policy) اعلام کرد که ایالات متحده مداخله در امور داخلی کشورهای آمریکای لاتین را متوقف خواهد کرد. سرانجام متمم پلات در سال ۱۹۳۴ لغو شد، اما پایگاه گوانتانامو همچنان در کنترل ایالات متحده باقی ماند.
Cuba Révolutionnaire,Tome 1. Histoire et culture, L’Harmattan, Paris, France, 2003
تلگرام راه توده :
|