راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

 یک دندگی بشار اسد
سوریه را بر باد داد!

مقدمه و ترجمه ـ عسگر داوودی

   

پیش از خواندن ترجمه مقاله«یونگه ولت» آگاهی از اطلاعات زیر ضروری است:
3گروه اصلی از مجموعه 37 گروه درگیر در سوریه عبارتند از:
گروه اول «هیات تحریر الشام» است که عملا قدرت نسبتا مسلط فعلی محسوب می شود. این جریان بازمانده و منشعب از القاعده و در عین حال ادغامی است از دیگر گروه‌های بنیاد‌گرای اسلامی که شهر دیرالزور در شرق سوریه و همچنین شهر منبج در حومه شرقی حلب را در تصرف داشت.
گروه دوم «ارتش ملی سوریه» است که تحت هدایت ترکیه و حمایت آمریکا، و در واقع عامل نیابتی دولت ترکیه است که عمدتاً متشکل از زندانیان اسلام‌گرایی است که از زندان‌های ترکیه به شرط ورود در عملیات نظامی در سوریه آزاد شده و توسط ترکیه آموزش دیده و مسلح شده‌اند. گروه‌های نیابتی‌ ترکیه منتظر فرصت‌اند که با خروج 900 نظامی امریکایی از سوریه به مناطق تحت کنترل کردها حمله ببرند. هم‌ اکنون هم این کار را شروع کرده‌اند و مناطقی را از دست آن نیرو‌ها خارج کرده اند.
گروه سوم «نیروهای دموکراتیک سوریه»، متشکل از نیروهای کُرد است که منطقه‌ی «روژاوا» را به شکل خودگردان و مشارکتی اداره می‌کنند و تحت حمایت ایالات متحده می باشند.

با خروج بشار اسد شرایط موجود در سوریه به قرار زیر است:

«هیئت تحریر الشام» در مورد حملات هوایی اسرائیل و اشغال سوریه سکوت می کند! «درگیری
بین شبه نظامیان نیابتی ترکیه و ایالات متحده از سر گرفته شده است.» اقلیت های قومی سوری از ترس افراط گرایان به لبنان فرار می کنند. تانک های اسرائیلی در حالی که تل آویو از «فرصت تاریخی» پیش آمده سوء استفاده کرده، به عمق جنوب سوریه پیشروی کردند. اسرائیل، طرحی را برای توسعه بلندی های جولان تصویب کرده است که هدف آن دوبرابر کردن جمعیت شهرک نشین یهودیان در بلندی های جولان است. در حال حاضر 30 شهرک اسرائیلی ساخته شده و 31000 یهودی ساکن این منطقه می باشند.
چهره های ارشد شبه نظامیان کرد در مقابل تصرف سرزمین های شبه نظامیان اسلامگرا مورد حمایت ترکیه، برای دریافت کمک فوری به اسرائیل روی می آورند. سران کشورهای مصر، امارات متحده، ترکیه، آلمان، عربستان سعودی، ایران و قطر به طرح توسعه بلندی های جولان توسط اسرائیل با هدف دوبرابر کردن جمعیت شهرک نشین اعتراض کرده اند.

حال ترجمه مقاله یونگه ولت آلمان را بخوانید که با عنوان "بازی بزرگ جدید پس از بشار اسد" منتشر شده است. این مقاله را «پپه اسکوبار» سر مقاله نویس پلاتفرم «گهواره»، سردبیر آسیا تایمز و یک تحلیلگر ژئوپلیتیکی مستقل است نوشته که در نوشته های خود بر مبحث «اوراسیا» تمرکز دارد. از اواسط دهه 1980 او به عنوان خبرنگار خارجی در لندن، پاریس، میلان، لس آنجلس، سنگاپور و بانکوک زندگی و کار کرده است. او نویسنده کتاب های بی شماری است. آخرین کتاب او با عنوان «دهه 20 خشمگین» است.

او می نویسد:

هیئت تحریر الشام سال هاست که نه تنها توسط ترکیه و آمریکا، بلکه به طور «مخفیانه توسط اسرائیل» هم حمایت می شد، اسرائیل بارها به دلیل پرداخت حقوق به افراط گرایان در طول جنگ سوریه مورد انتقاد قرار گرفت و موضوع درمان و بازپروری مجروحان القاعده و داعش که در درگیریهای سوریه مجروح می شدند، بنا به اسناد منتشر شده، غیرقابل انکار است. سناریوی غالب، تخریب کنترل شده توسط «سیا/ام آی 6/ موساد» با حضور تسلیحاتی عوامل اوکراین در منطقه و آموزش تکفیری ها توسط اوکراین در استفاده از پهپادهای کامیکازه FPV، و با حضور 37 گروه تروریست و با رشوه دادن ها به مقامات عالی رتبه سوری درون «کیف های ساموسونت» به دقت محاسبه شده بود.
ناتو و اسرائیل که سقوط دمشق را هدایت می کردند، بیش از آنچه برای آن چانه می زدند را صاحب شدند. بازیگران صحنه جنگِ قدرت، شبه نظامیان افراطی و عوامل نیابتی آن نیروهای سیاسی منطقه ای و خارجی در سوریه می باشند که هر کدام خواهان تکه ای از این کیک هستند.
در اثر عدم همکاری بشار اسد مذاکرات انتقال قدرت برای غیرنظامی کردن سوریه، پشت درهای بسته در دوحه، بین روسیه، ایران و ترکیه شکست خورد. از این رو، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در مسکو به اسد پیشنهاد پناهندگی داد. این اتفاق نشان می دهد که چرا هم ایران و هم روسیه در حالی که هنوز در دوحه بودند، فورا اصطلاحات را تغییر دادند و شروع به اشاره به «اپوزیسیون مشروع» کردند تا اصلاح طلبان غیرستیزه جو را از افراط گرایان مسلح متمایز کنند و در منطقه حضور داشته باشند.
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه گفت: «اسد باید با اپوزیسیون مشروع که در فهرست سازمان ملل قرار دارد مذاکره کند.»
کودتای کنترل از راه دور مراکز اطلاعاتی غربی به سرعت رعد و برق توسعه یافت و با گزارش هایی از خیانت های داخلی ارتش اسد تکمیل شد.
ایده اصلی مذاکرات آستانه این بود که دمشق را امن نگه دارد و آنکارا هیئت تحریر الشام را مدیریت کند. با این حال، اسد قبلا مرتکب یک اشتباه استراتژیک جدی شده بود، زیرا به وعده های طلائی ناتو که از طریق رهبران عرب تازه بدوران رسیده در امارات متحده عربی و عربستان سعودی پیام داده شده بود، باور داشت.
به گفته مقامات سوری و منطقه ای، در کمال شگفتی، اسد سرانجام متوجه شد که موقعیت او چقدر شکننده است، زیرا او کمک های نظامی متحدان سرسخت منطقه ای خود، ایران و حزب الله، را رد کرده بود و بر این باور بود که متحدان عرب جدیدش ممکن است او را ایمن نگه دارند.
ارتش عرب سوریه پس از 13 سال جنگ و تحریم های بی رحمانه ایالات متحده در آشفتگی بود. حمل و نقل های نظامی دچار فساد و پوسیدگی سیستماتیک بود. البته بسیاری از نظامیان هنوز آماده بودند تا بار دیگر با گروه های تروریستی مورد حمایت خارجی بجنگند، اما منابع داخلی می گویند که اسد هرگز ارتش خود را به طور کامل برای مقابله با این حمله آماده نکرد.
تهران و مسکو همه چیز را تا آخرین لحظه امتحان کردند. در واقع، اسد از زمان دیدار بی نتیجه اش از مسکو در 6 آذر امسال، دچار دردسر عمیقی شده بود. بنابراین، تشکیلات دمشق اصرار روسیه مبنی بر اینکه اسد باید خطوط قرمز قبلی خود را در مذاکره با اپوزیسیون برای حل و فصل سیاسی کنار بگذارد، به عنوان نشانه ای برای پایان کار خود تلقی می کرد.
اسد در شرایطی نبود که بتواند عکس العملی علیه بمباران های بی وقفه اسرائیل انجام دهد و تا آخرین لحظه، تهران مایل بود به او کمک کند: دو تیپ آماده ورود به سوریه بودند، اما استقرار آنها حداقل دو هفته طول می کشد.
خبرگزاری فارس در تهران این مکانیسم را به تفصیل توضیح داد – از بی انگیزگی سرسختانه رهبری سوریه برای مبارزه با تیپ های تروریستی گرفته تا نادیده گرفتن هشدارهای رهبر ایران، از ماه ژوئن، تا دو ماه پیش، با هشدار سایر مقامات ایرانی مبنی بر اینکه هیئت تحریر الشام و حامیان خارجی آن در حال تدارک یک حمله رعدآسا هستند. به گفته ایرانی ها:
«پس از سقوط حلب، مشخص شد که اسد قصد واقعی ماندن در قدرت را ندارد، بنابراین ما شروع به گفتگوهای دیپلماتیک با مخالفان کردیم و خروج ایمن نیروهایمان از سوریه را ترتیب دادیم. اگر ارتش سوریه نمی جنگد، چرا ما جان سربازان خود را به خطر بیندازیم!؟»
«روسیه و امارات متحده عربی توانسته بودند اسد را متقاعد کنند که وقت کناره گیری از قدرت است، بنابراین ما هیچ کاری نمی توانستیم انجام دهیم.»
هیچ تاییدی برای روسیه وجود ندارد که آنها اسد را متقاعد به کناره گیری کرده باشند: اما نباید دیدار 6 آذر ناموفق در مسکو را فراموش کرد. با این حال، پیش از آن، تأیید شده بود که ترکیه از شش ماه پیش همه چیز را در مورد حمله هیئت تحریر الشام می دانست.
روایت آنکارا به طور قابل پیش بینی مبهم است: ترکیه مدعی است که هیئت تحریر الشام از آنها خواسته بود که دخالت نکنند. علاوه بر این، وزارت امور خارجه ترکیه اعلام کرد که رجب طیب اردوغان، سعی کرده است به اسد هشدار دهد (تاکنون مسئولین دولت بشار اسد این ادعا را تائید نکرده اند).
ناتو خوب می داند که هیئت تحریر الشام سال هاست که نه تنها توسط ترکیه، بلکه به طور «مخفیانه توسط اسرائیل» حمایت می شد، اسرائیل بارها به دلیل پرداخت حقوق به افراط گرایان در طول جنگ سوریه مورد انتقاد قرار گرفته است و موضوع درمان و بازپروری مجروحان القاعده و داعش که در درگیریهای سوریه مجروح می شدند، بنا به اسناد منتشر شده، غیرقابل انکار است.
همه اینها منجر به سناریوی غالب تخریب کنترل شده توسط سیا/ام آی 6/ موساد شد که با جریان تسلیحاتی بی وقفه، کمک به حضور عوامل اوکراین در منطقه و آموزش تکفیری ها توسط اوکراین در استفاده از پهپادهای کامیکازه FPV، و رشوه دادن ها به مقامات عالی رتبه سوری توسط کیف های ساموسونت به دقت محاسبه شده بود.
در سطح ژئوانرژی، اکنون دیگر هیچ مانعی برای حل خط لوله وجود ندارد – و یکی از دلایل کلیدی جنگ علیه سوریه، همانطور که 9 سال پیش آن را تجزیه و تحلیل کردم: «ساخت خط لوله گاز قطر- ترکیه از طریق خاک سوریه برای ارائه جایگزینی برای اروپا برای گاز روسیه است» پروژهها که توسط اسد رد شده بود در نتیجه ی آن دوحه به تامین مالی جنگ سوریه برای برکناری اسد کمک کرد.
هیچ مدرکی وجود ندارد که کشورهای کلیدی خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی پروژه ساخت خط لوله انتقال گاز از قطر به اروپا از طریق سوریه و ترکیه را نپذیرند.
البته موضوع خط لوله انرژی به انبوهی از پرسش های دیگر مرتبط است، از جمله اینکه: حزب الله در آینده چه تسلیحاتی دریافت خواهد کرد و جهان عرب چگونه به تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به «نئوعثمانی» واکنش نشان خواهد داد؟
از طرفی موضوع مناسبات مستقیم ترکیه با اعضای ارشد بریکس یعنی روسیه، چین و ایران مطرح است. سیاست جدید آنکارا حتی ممکن است با عکس العمل منفی بریکس مواجه شده و حتی در مناسبات تجاری با چین خلل ایجاد کند.
با احتیاط باید پیش بینی کرد که «ممکن است» در صورت از دست دادن بندر طرطوس که اتحاد جماهیر شوروی و روسیه از سال 1971 در کنار پایگاه هوایی حمیمیم اداره می کند – ممکن است روسیه از شرق مدیترانه بیرون رانده شود – البته در چنین حالتی مسکو «گزینه های جایگزینی» با درجات مختلف امکان سنجی خواهد داشت.
در این رابطه نباید فراموش کرد که مسکو، الجزایر (شریک بریکس)، مصر (عضو بریکس) و لیبی را بعنوان دوستان رزرو دارد. حتی «خلیج فارس» را که می تواند بخشی از مشارکت استراتژیک جامع روسیه و ایران باشد. قراردادی که قرار است در 25 ژانویه در مسکو توسط پوتین و همتای ایرانی او رئیس جمهور مسعود پزشکیان به طور رسمی امضا شود.
بسیار ساده لوحانه است که تصور کنیم مسکو از اتفاقات سوریه غافلگیر شده است. انگار که تمام دارایی های اطلاعاتی روسیه - پایگاه ها، ماهواره ها، اطلاعات زمینی - برای ماه ها یک دسته از سلفی های جهادی را که ارتش ده ها هزار نفری را در ادلب بزرگ با یک لشکر تانک جمع می کردند، مورد بررسی قرار نمی دادند!!!

اکنون، کل تراژدی سوریه – از جمله خلافت احتمالی شام به رهبری جهادی های «متمدن شده ابو محمد الجولانی» – به مسئولیت کامل مدیریت ترکیب «ناتو/تل آویو/آنکار» واگذار می شود.
اما آنها به سادگی آماده نیستند که در «هزارتوی» بسیار پیچیده قبیله ای، طایفه ای و تعبیه شده سوریه به همین سادگی در کنار هم مانور بدهند. بدون ذکر دعوا های 37 گروه تروریستی که تاکنون تنها با چسبِ کوچک امید به سرنگونی اسد در کنار هم نگه داشته بودند. این آتشفشان مطمئنا در چهره جمعی آنها منفجر خواهد شد، به طور بالقوه به شکل نبردهای داخلی وحشتناکی که ممکن است حداقل چندین سال طول بکشد.
شمال شرقی و شرق سوریه در حال حاضر در هرج و مرج کامل فرو رفته است، با بسیاری از قبایل محلی که مصمم به حفظ نقشه های مافیایی خود به هر قیمتی هستند و از کنترل شدن توسط ترکیبی از کردهای «روژاوا» آمریکایی- کرد، خودداری می کنند. برخی از این قبایل در حال حاضر با «سلفی های جهادی» مورد حمایت ترک ها صمیمی شده اند. سایر قبایل «عرب» هم علیه افراط گرایان و هم علیه جدایی طلبان کرد به دمشق پیوسته بودند.غرب و ترکیه تصمیم گرفته اند «روژاوا» را خلع سلاح کرده به زائده ارتش دولت مرکزی جدید سوریه تبدیل کنند.
غرب سوریه نیز ممکن است قلمرو آنارشی باشد، مانند ادلب که در آنجا رقابت خونین بین شبکه های تروریستی و راهزن، بین قبایل و گروه های قومی و گروه های مذهبی تحت سلطه اسد وجود دارد، چشم انداز حتی پیچیده تر از لیبی در دوران رئیس جمهور سابق معمر قذافی است.
خطوط موجود تدارکاتی هلی کوپترها به آسانی قابل قطع شدن است به عنوان مثال توسط شاخه ناتو از طریق ترکیه/اسرائیل. البته زمانی که آنها علیه جهادگران مسلط بر دمشق برخیزند، چنین موردی با رسانه ای شدن سوء استفاده های جهادی ها از امکانات ارائه شده به آنها و یا افشاء گری های جهادی ها علیه ترکیه و اسرائیل ممکن است.
هیچ کس فعلا دقیقا نمی تواند پیش بینی کند که برای سوریه پس از سلسله اسد چه اتفاقی خواهد افتاد.
از دست دادن سوریه نباید به معنای از دست دادن فلسطین باشد.
«وجدان اکثریت جهانی» ممکن است عزادار چیزی باشد که در ظاهر ضربه ای مرگبار به «محور مقاومت» به نظر می رسد. با این حال، هیچ راهی وجود ندارد که روسیه، ایران، عراق – و حتی چین به شدت ساکت – اجازه دهند یک «ارتش نیابتی سلفی جهادی تحت حمایت ناتو- اسرائیل- ترکیه» پیروز شود. «غرب جمعی»، کوشش خواهد کرد، جهادگرایی مورد حمایت خودشان را به پکن، تهران و مسکو گسیل کند.
«آژانس اطلاعاتی خارجی روسیه، چین و ایران» اکنون باید «مقصد بعدی 25 تیپ بزرگ سلفی- جهادی در سوریه» که عمدتا از «ازبک ها، اویغورها، تاجیک ها و تعداد زیادی چچنی» تشکیل شده اند را، زیر نظر داشته باشد. شکی نیست که این «جهادگران» برای «گسترش» «دموکراسی مورد علاقه غرب» نه تنها به آسیای مرکزی بلکه به فدراسیون روسیه نیز اعزام خواهند شد.
در همین حال، اسرائیل در جولان بیش از حد تحت فشار قرار خواهد گرفت. آمریکایی ها به طور موقت در اطراف میادین نفتی به سرقت نفت سوریه ادامه خواهند داد و کوشش برای انتقام گیری از بریکس آغاز خواهد شد.
سپس تراژدی نهایی بوقوع خواهد پیوست: «ارتش سر بر های ناتو- اسرائیل- ترکیه» به فلسطین اعزام خواهد شد تا غزه و اورشلیم را «آزاد» کند.
در حال حاضر، از رژیم جدید در دمشق، برای همه اهداف عملی، از سوی کسانی که از سرزمین اسرائیل و نسل کشی فلسطین حمایت و مهندسی می کنند، حمایت خواهد شد. این موضوع از هم اکنون آشکار است .
این نبردی است که از این به بعد باید روی آن تمرکز کرد. حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله، تاکید می کرد: فقط به یک مقاومت جهانی نیاز است تا «فلسطین از دست نرود».
https://thecradle.co/articles/syrias-post-mortem-terror-occupation-and-palestine

تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh




 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 953   -  5 دیماه 1403                                اشتراک گذاری:

بازگشت