|
"استالین" آن که بود و نه آنکه مخالفان می گویند! |
|
درباره استالین سخن بسیار گفته شده، اما حقایق کمتر بر زبان و قلم جاری شده است. بویژه در باره دوران بسیار دشوار رهبری او در حزب کمونیست اتحاد شوروی و سالهای جنگ دوم جهانی که اگر نبود اراده و استالین بر رهبری ارتش در جنگ، فاشیسم هیتلری بر اتحاد شوروی مسلط شده و تسلط بر اتحاد شوروی به معنای سلطه خونین فاشیسم به کل جهان. استالین در سالهای پایانی عمر خود با آگاهی از آن کارزاری که پس از مرگ علیه او آغاز خواهد شد گفت: «من میدانم پس از مرگم خروارها لجن بر مزار من خواهند پاشید. اما توفان تاریخ همه آنها را کنار خواهد زد». لنین پس از پیروزی انقلاب اکتبر با پیش بینی سالهای دشوار پیش روی گفته بود: «ما به کسی نیاز داریم که نمایندگان همه خلقها بتوانند با او تماس بگیرند. کجا چنین آدمی پیدا میکنید؟ غیر از استالین کس دیگری نیست. باید شخص مقتدری چون استالین در راس آن باشد.» (از خاطرات زندگی "کلارا زتکین")
استالین پیش از جنگ دوم جهانی بی وقفه تاریخ اروپا و بویژه آلمان را مطالعه می کرد. زمانی که ارتش آلمان نازی به 60 کیلومتری مسکو رسیده بود، استالین که حالا لباس مارشالی می پوشید بعد از یک بیخوابی طولانی، خستگی از کار و شنیدن خبر وحشتناک سقوط استحکامات غرب کشور، آماده تصمیمی بزرگ شد. او در سخنرانی تاریخی خود خطاب به اعضای حزب و مردم روسیه گفت: «رفقا! میراثی که رفیق لنین برای ما به ارمغان گذاشت را از دست رفته میبینم. تنها با ایثار می توانیم از آن دفاع کنیم.» پس از این سخنرانی که به "نطق ایثار" معروف است، بیش از یکصد هزار بریگاد داوطلب به جبهه ها رفته و استحکامات مسکو را احیاء کردند و از سقوط مسکو جلوگیری شد. پس از آن ارتش سرخ قدم به قدم ماشین جهنمی فاشیسم آلمانی را به عقب نشینی از اطراف مسکو وادار کرد. 51 ماه بعد ارتش سرخ به پایتخت آلمان "برلین" رسید و پرچم پیروزی را برفراز "رایشتاک" هیتلری برافراشتند. طی جنگ دوم جهانی دو فرزند استالین به نامهای "واسیلی" و "یاکوف" به جبهه مقدم اعزام شدند که یکی از آنها "واسیلی" در اردوگاه های مرگ هیتلری تیرباران شد.
تلگرام راه توده:
|