راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

شب ایران

آبستن است

تا چه زاید سحر!

    

چهل و پنج پس از انقلاب 57، دگرگونی های بسیاری در زندگی اجتماعی و سیاسی ایران مشاهده می شود.

نمی‌توان انکار کرد که در رهبران گروه های چپ نیز تغییراتی ایجاد شده است. مبارزانی که دیروز به لباس چریکی و تفنگ و فشنگ افتخار می‌کردند، ابزارها و تن پوش خود را با کتاب و کت و شلوار تعویض کرده اند. در این میان نسلی دیگر در ایران قد کشیده است که هیچ شباهتی به نسل پیش از انقلاب ندارد و حتی با انقلاب و آن نسل بیگانه است.

اگر در آن سالهای دور فضای سیاسی در چهاردیواری خانه های تیمی خلاصه می شد، در برابر این نسل فضائی به گستردگی "فضای مجازی" وجود دارد. فضائی که تمام معیارهای قدیمی فعالیت سیاسی را زیر و رو کرده است. هم برای فعالان سیاسی و هم برای حکومت.

علاوه بر تلاش‌ها و تغییراتی که هر روزه در کشور ما انجام می شود و شاهدیم، رویداد سیاسی- اعتراضی سال های دهه 80 و 90 و حتی 1400 نقطه عطفی بود که در ادامه خود و علیرغم ادعای پیروزی حکومت، جنبش اصلاحات را به جنبش تغییرات فرا رویاند. هر یک از جنبش های  اعتراضی و خیزهای اصلاحی و تغییراتی، ویژگی های خود را داشته، درعین حال که حلقه هائی بوده اند از یک زنجیر به هم پیوسته.

در سال ۸۸ مردم تلاش برای تغییر را در رای به میرحسین موسوی متجلی کردند که برنامه ی‌ روشنی برای معضلات اقتصادی و سیاسی جامعه ارائه کرده و پس از کودتا علیه رای مردم، در بیانیه هائی که منتشر کرد بدرستی نتایج ویرانگر سرکوب و ادامه حکومت یکدست راست های مرتجع و ماجراجو در تمام عرصه های اقتصادی، سیاست های داخلی و خارجی را یادآور شد.

آنچه که ما از این دو دهه گذشته درک میکنیم آنست که اکثریت مردم ایران برای تحولات دچار توهم نبوده اند بلکه تلاش کرده اند بر سرنوشت خود از طریق دخالت در سیاست تاثیر بگذارند و از مطلق العنانی حاکمیت جلوگیری کنند. این دوران، چرخش بزرگی را در جامعه نشان میدهد.

 

در هر انتخاباتی، حتی در روی گرداندن از انتخابات اکثریت بزرگ مردم ایران نشان دادند که برای به عقب راندن خودکامگی و تصمیم از بالای سر مردم، عقب زدن چپاولگران و مذهبیون مرتجع معمم و مکلای حاکم خواهان مسالمت آمیزترین راه حل بوده اند.

در جبهه مقابل، یعنی در جبهه روحانیون و مرتجعین مذهبی، علیرغم سرعت تغییرات شگفت انگیز جامعه و مردم، آنها همچنان وانمود می کنند که نه تغییر کرده و نه اهل پذیرش تغییرات هستند. این توهمی است که سرانجام زیر فشار نه تنها جامعه بلکه بدنه خود حاکمیت محو خواهد شد.

آنها هنوز درک نکرده و باور نکرده اند که خود در توهم و رویا هستند، نه مردم معترضی که حکومت آنها را فریب خورده معرفی می کند. حکومت خود فریب توهم های خود را می خورد.

همه اینها پدیده‌هایی عجیب نیستند بلکه همگی‌ بازتاب و نتیجه دگرگونی های عظیم در جامعه ایران اند که در دو دهه گذشته ما شاهد آشکارتر شدن و سرعت گرفتن آنها بوده ایم.

شتاب تحولات نشان خواهد داد که حکومت نخواهد توانست مانند گذشته به حکومت ادامه بدهد و مردم نیز اجازه ادامه گذشته را نمیدهند. پرچین های کوتاه حجاب اجباری و فیلترینگ فرو ریخت و دیوار بلند حاکمیت مرتجعین و مافیاهای ثروت و قدرت نیز فروخواهد ریخت. اگر قدرت خارجی سوار موج حماقت های حکومت کشور را به جنگ داخلی نکشانند.

توده مردم ایران به چشم خویش دیدند که با دخیل بستن به امام ها و امام زاده ها دردی درمان نمی شود و اسلام گرهی از گره های زندگیشان را باز نمی کند، مردم دیدند که درجریان "کرونا" با تعطیل شدن نماز جمعه ها، تنش در جامعه کمتر شد، مردم  نتایج خصوصی سازی ها، و تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی را دیدند و بقول فردوسی "شب آبستن است، تا چه زاید سحر"

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 954   -  12 دیماه 1403                                اشتراک گذاری:

بازگشت