راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

امریکا استقلال

هیچ کشوری را قبول ندارد!

     

امریکا امپریالیستی است که استقلال هیچ کشوری را، حتی نزدیکترین متحد خود مانند انگلستان و یا قویترین اقتصاد‌های دنیا - از جمله آلمان- را به رسمیت نمی شناسد، چه رسد به دولت‌های کوچک. نه اینکه فقط به رسمیت نمی شناسد، بلکه آنها را با ابزارهای نظامی و سلاح اقتصادی تهدید می کند. 12 ناو هواپیمابر و 735 پایگاه نظامی آمریکا در جهان اسباب بازی یا مراکز تفریحی نیستند. اینها ابزار مداخله و تهدید مداوم استقلال کشورهایی هستند که مطابق میل آمریکا عمل نکنند. رئیس جمهور وقت آمریکا (بوش پسر) بدون آنکه به رهبران عراق اطلاع دهد سوار هواپیمای نظامی شد و در وسط خاک عراق فرود آمد و از نظامیان عراقی بازدید کرد و از آنجا هم دوباره سوار هواپیما شد و به آمریکا بازگشت. انگار نه انگار که در عراق دولتی و رئیس جمهوری و حکومتی و اساسا ملتی مستقل وجود دارد. همین کار را با افغانستان هم تکرار کردند.

بنابراین داستان پردازی نباید کرد. اینکه ما رفتیم و سفارت آمریکا را اشغال کردیم و این گویا باعث شد که از پیشرفت و رفاه محروم شویم یک داستان پردازی است که فقط می تواند ساده لوح‌ها را فریب دهد. ایران را اگر دو دستی هم تقدیم آمریکا کنیم رفتارش با ما مانند عراق و افغانستان خواهد بود. بهترین مناسبات اقتصادی و سیاسی و نظامی را هم که با آن داشته باشیم سرنوشتمان بهتر از فیلیپین نخواهد بود، کشوری که از پایان سده نوزدهم رسما زیر قیمومت آمریکا قرار داشت و از 1945 ببعد تا پایان دیکتاتوری مارکوس و حتی پس از آن متحد رسمی آمریکاست و امروز فقیرترین و عقب مانده ترین کشور آسیای جنوب شرقی است، یعنی در همان منطقه‌‌ای که بیشترین توسعه اقتصادی دهه‌های اخیر در آنجا روی داده است.

آیا معنای این سخن آن است که حالا (در دوران بازگشت ترامپ به کاخ سفید) باید برویم با آمریکا مثلا بجنگیم و ترور کنیم و بمب بگذاریم و وظیفه نابود کردن آمریکا را به تنهایی در این جهان بر عهده بگیریم؟ به هیچوجه. معنای این سخن آن است که اول بدانیم با چه قدرتی و با چه ماهیتی طرف هستیم و به مردم خودمان درباره آن دروغ نگوییم. نه اینکه مانند رهبران جمهوری اسلامی یک عنوان "استکبار" بسازیم و به هر کسی که قدرت دارد بدون آنکه به میزان و ماهیت این قدرت توجه کنیم آن را بچسبانیم. یا مانند برخی رهبران عرب که مدعی بودند دشمن اصلی ما اسرائیل است و حالا برای مبارزه با اسرائیل می خواهیم با آمریکا متحد شویم! نظریه‌‌ای که برخی‌ها در سپاه پاسداران ایران هم دنبال آن بودند و با بزرگ کردن اسرائیل می خواستند و هنوز هم هستند کسانی در سپاه که چنین می خواهند. یعنی کنار آمدن با آمریکا را به حساب مبارزه با اسرائیل توجیه کنند. در حالیکه اسرائیل اگر آمریکا نباشد یک سال هم نمی تواند به حیات خود ادامه دهد.

بعد از اینکه به مردم درباره ماهیت این امپریالیسم که استقلال هیچ کشوری را چنانکه شاهدیم (در حد اعلام تصرف کانادا و اشغال پاناما و تبدیل غزه به بندری امریکائی) نمی پذیرد دروغ نگفتیم، وقتی میان آن با بقیه قدرت‌ها علامت تساوی نگذاشتیم، آنوقت می شود به راه‌های مبارزه با آن پرداخت و استقلال خود را نیز حفظ کنیم. یعنی به مسئله متحدان و دوستان و شرکا و همکاران و در مرحله بعد آن دسته از کشورهایی که هر چند خود ممکن است قدرتی استعماری باشند ولی با این امپریالیسم آمریکایی دچار زاویه یا تضاد منافع هستند نیز فکر کنیم. یعنی به رابطه با بقیه کشورهای جهان. جهانی که اکنون به شرق و غرب تقسیم شده و آینده جهان از درون آن بیرون خواهد آمد. در میان شرق جهانی متحدان خود را انتخاب کنیم و کشورهایی که با ما متحد نمی توانند باشند ولی حاضرند استقلال ما را بپذیرند یا لااقل با امپریالیسم آمریکایی علیه کشور ما همراه نشوند رابطه عادی داشته باشیم.

در کنار اینها باید به ندادن بهانه‌های بی دلیل و باز کردن راه مناسبات عادی بدون سلطه نیز فکر کرد و برای آن کوشید زیرا آمریکا برای تحمیل خواست‌های خود به دیگر کشورها نیاز به بهانه دارد و  برای هر اقدامی افکار عمومی جهانی را جلب می کند. همانطور که نزدیک به هفتاد سال است نتوانسته جزیره کوچک کوبا در کنار گوش خود را از پای درآورد زیرا رهبران آن کشور به آمریکا بهانه نداده‌اند. کافی بود دو قایق و چند مسلسل به سمت آمریکا روانه می کردند تا اکنون از کوبا چیزی باقی نمانده باشد. این کارها نشانه انقلابی گری نیست، نشانه بی خردی و بی مسئولیتی است.

تجربه کوبا همچنین نشان می دهد که برقراری مناسبات عادی و صلح آمیز با امپریالیسم آمریکایی کار دشواریست. نزدیک به 70 سال است که کوبا از آمریکا می خواهد که با آن کشور حداقل مناسبات دیپلماتیک برقرار کند و آمریکا زیر بار آن نمی رود. کوبا سفارت آمریکا را هم اشغال نکرده ولی آمریکا فقط بخاطر آنکه انقلاب کرده و به آن کشور باج نمی دهد حاضر نیست مناسبات سیاسی و دیپلماتیک با کوبا داشته باشد. بنابراین کوشش برای ایجاد مناسبات دیپلماتیک عادی با آمریکا برای کشوری که ماهیت این امپریالیسم را شناخته باشد خود نوعی مبارزه انقلابی است!

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 961   - 15 اسفند 1403                                اشتراک گذاری:

بازگشت