راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

 

"گام دوم انقلاب"

ایران را به کجا برد؟

     

تخیلات و شعارهای رویائی بسرعت فرو می پاشد. از جمله این تخیلات شعاری که گویا مشکلات کشور برآمده از عدم "جوانگرایی" یا "انقلابی" عمل نکردن است و باید "گام دوم انقلاب" را برداشت.

نفس جوانگرایی دردی را دوا نمی کند زمانی که "آقازاده ها " و چاپلوسان انقلابی نما را سکاندار می کنند. بیشترین عوامل نفوذی درون همین ها شکل می گیرند زیرا هم مبتلا به فساد اخلاقی هستند و هم فساد مالی و در همه جای جهان سازمان های جاسوسی دنبال همین تیپ ها هستند تا آنها را شکار و وادار به همکاری کنند. بسیاری از نسل جوان حکومتی را می توان نسل بی ریشه ای دانست که نفوذی های اسرائیل و آمریکا در حکومت شدند. در واقع با دولت رئیسی و جبهه پایداری، جاده نفوذ در حاکمیت تبدیل به شاهراه شد.

واقعیت اینست که مشکل کشور نه جوانگرایی و پیرگرایی است نه "انقلابی" بودن در مفهوم مبتذلی که رایج شده و منظور همان ضدانقلاب و تداوم حکومت سلطنتی زیر پوشش ولایت فقیه است. نخستین شرط انقلابی عمل کردن واگذار کردن قدرت به مردم است که در این زمینه جمهوری اسلامی درست در مسیر عکس حرکت می کند و هر روز بیشتر امکان تاثیرگذاری مردم بر قدرت را کمتر می کند. این کار هم از طریق افزایش قدرت نهادهای انتصابی انجام می شود، هم از طریق کاهش قدرت نهادهای انتخابی و هم از طریق مداخله در نهادهای انتخابی و تبدیل کردن آن به نهادهای انتصابی.

از نظر اقتصادی هم انقلابی بودن در شرایط ایران به معنای وفاداری به آرمان های انقلاب 57 است که بخش مهم در قانون اساسی بصورت اقتصاد سه بخشی تدوین شده است. اما در این زمینه هم ابتدا بخش دولتی اقتصادی تغییر داده شد.

حاصل سه دهه سمت گیری خصوصی سازی در جمهوری اسلامی که حتی با اقدامی کودتائی در انتخابات 88 مانع بازگشت موسوی به قدرت شدند به همانگونه ادامه یافت و سرانجام تبدیل به انواع بحران های اقتصادی و طبقاتی شدن تاریخی جامعه شد. وقتی تغییر ماهیت اصل 44 قانون اساسی در مجمع مصلحت مطرح شد، میرحسن موسوی که عضو مجمع بود آن را تغییر قانون اساسی دانست که باید به رفراندوم گذاشته شود! اعتراض موسوی به جائی نرسید و اکثریت مجمع مصلحت به تغییر ماهیت اصل 44 قانون اساسی رای دادند. با این اقدام اصل 44 که بخش دولتی اقتصاد را تقویت می کرد درست برعکس، تبدیل شد به اصل تقویت کننده بخش خصوصی! با این فرمان و با نقض قانون اساسی بخش ملی اقتصاد کشور به گروه بندی های مافیایی حکومتی تبدیل شد.

بنابراین وقتی میرحسین موسوی گفت: "من بعنوان یک انقلابی با اوضاع کنونی مخالفم" حق داشت که اصطلاح انقلابی را درباره خود بکار برد. زمان زیادی نگذشت که رهبر جمهوری اسلامی در دفاع از کودتای انتخاباتی سال 88 از آن اقتصادی که احمدی نژاد سکاندار آن شده بود دفاع کرد. اقتصادی که ایران را تبدیل به زمین قابل کشت برای بانک های خصوصی کرد و حقوق اقتصادی و اجتماعی مردم که در اصل 44 قانون اساسی گنجانده شده بود زیر پای بانکهای خصوصی لگد مال شد.

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 974   -  22 مرداد 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت