|
فهرست مقامات روسیه ستیز غربی تهیه می شود ولادیمیر مالیشف- سایت استولیتی ترجمه- کیوان خسروی |
|
مقامات رم از قرار گرفتن نام رئیس جمهورشان در فهرست روس هراسان ناراضی هستند. به گزارش رسانههای ایتالیایی، الکسی پارامونوف، سفیر فوقالعاده و تامالاختیار روسیه در ایتالیا، در رابطه با قرار گرفتن نام رئیس جمهور "سرجیو ماتارلا" و دو وزیر دولت ایتالیا در فهرست نویسندگان روسهراس توسط روسیه، به وزارت امور خارجه احضار شد. مسئله از آنجا آغاز شد که هفته گذشته، بخش ویژهای در وبسایت وزارت امور خارجه روسیه منتشر شد که اظهارات سیاستمداران غربی و اوکراینی علیه روسیه و مردم آن را جمعآوری میکرد. علاوه بر "ماتارلا"، این فهرست شامل "مارک روته"، دبیرکل ناتو، "الکساندر استاب"، رئیسجمهور فنلاند و "فریدریش مرتس"، صدراعظم آلمان نیز میشد. با این وجود، اعتراضات در ایتالیا آغاز شده است. رسانهها به نقل از بیانیه وزارت امور خارجه ایتالیا اعلام کردند: «آنتونیو تاجانی، وزیر امور خارجه و همکاریهای بینالمللی، دستور احضار سفیر روسیه در ایتالیا را صادر کرده است تا اعتراض خود را به قرار گرفتن نام رئیس جمهور "سرجیو ماتارلا" و دیگر مقامات جمهوری ایتالیا در فهرست افراد به اصطلاح «روسستیز» اعلام کند». چرا رئیس جمهور ایتالیا به عنصر نامطلوبی برای کشورمان تبدیل شد؟ "ماتارلا" در سخنرانی خود در دانشگاه مارسی به مناسبت اعطای مدرک افتخاری به او، به طور خاص گفت: «اینها جنگهای استیلاگرانه بودند. چنین بود نقشه رایش سوم در اروپا. تجاوز کنونی روسیه علیه اوکراین نیز از همین نوع است». به سخن دیگر، رئیس جمهور ایتالیا آلمان هیتلری و اتحاد جماهیر شوروی که علیه آن جنگیده بود را در یک سطح قرار داده است. اگر تظاهر آشکار روس هراسی نباشد، پس این چه چیزی است؟ با این وجود، رم از این موضوع خشمگین شده است. روزنامه "جورناله" با لحنی توهینآمیز نوشت: «ماتارلا روسستیز نیست!» به نظر این روزنامه، وزیر امور خارجه ایتالیا، قرار گرفتن نام "ماتارلا" در فهرست مذکور را «تحریکآمیز برای جمهوری و مردم ایتالیا» میداند و «همبستگی نهادینه شده و شخصی خود را با رئیس جمهور» ابراز میکند. "جورجیا ملونی"، نخست وزیر ایتالیا، نیز از "ماتارلا" پشتیبانی میکند و قرار گرفتن نام ماتارلا در فهرست روسستیزان را «یک تحریک غیرقابل قبول» خواند. او در بیانیه خود اعلام کرد که با رئیس جمهور "سرجیو ماتارلا"، وزرا آنتونیو تاجانی و گویدو کروزتو ابراز همبستگی میکند و یادآوری میکند که «ایتالیا قاطعانه تصمیم گرفته است که در مواجهه با جنگ وحشیانه تجاوزکارانه که سه سال پیش توسط روسیه آغاز شد، در کنار اوکراین بایستد و همچنان از مردم اوکراین در مقاومت قهرمانانهشان حمایت میکند.» اما بعد آشکار میشود که خود نخستوزیر ایتالیا موضع روسهراسان دوآتشه را اتخاذ کرده و بهویژه فراموش کرده که اشاره کند جنگ در اوکراین نه سه سال پیش، بلکه در سال ۲۰۱۴، پس از میدان خونین کییف و پس از آنکه نئونازیهای اوکراینی مدافعان خانه اتحادیه کارگری در اودسا را زنده زنده سوزاندند و بمباران منطقه آرام دونباس، که عمدتاً روسها در آن ساکن بودند را آغاز و بیرحمانه زنان، سالمندان و کودکان را کشتند، آغاز شد. و به طور کلی، رئیس کنونی «فراموشکار» دولت ایتالیا، وقتی درباره روسیه سخن می راند، بهتر می بود کاملا سکوت کند. بهرحال همانا این "ملونی" بود که زمانی گفته بود دیکتاتور فاشیست موسولینی «کارهای خوب زیادی انجام داده» و خودش در جوانی به عنوان رهبر سازمان جوانان حزب نئوفاشیست «جنبش اجتماعی ایتالیا - نیروهای راست ملی» خدمت میکرده است. و روسیه باید حساب ویژهای با فاشیستهای ایتالیایی تسویه کند. گذشته از همه اینها، این روسها نبودند که در سال ۱۹۴۱ به ایتالیا حمله کردند، بلکه پیراهن سیاههای ایتالیایی بودند که به همراه هیتلر برای تجاوز، دزدی و قتل به سرزمین ما هجوم آوردند. آن کسانی که امروز از نئونازیها در اوکراین پشتیبانی میکنند، در واقع جنایات فاشیستهای ایتالیایی را که غم و رنج زیادی را برای مردم روسیه به ارمغان آوردند، تأیید میکنند. من می خواستم امروز این موضوع را به خانم "ملونی" و رئیس جمهور "ماتارلا" یادآوری کنم که جرأت کردند کشوری را که فاشیسم را به قیمت جان ۲۷ میلیون نفر شکست داد، با رایش سوم هیتلر مقایسه کنند. گذشته از این، در خود ایتالیا افراد زیادی هستند که روند روسهراسی مقامات کنونی رم را محکوم میکنند. برای نمونه، ایتالیاییها در نظرات خود به مقاله فوقالذکر در "جورناله"، که از اظهارات روسهراسی ماتارلا و وزرای ایتالیایی حمایت میکند، چنین مینویسند: آلساندروگریمالدی: نه به روسهراسها، زیرا شما دشمنان خیالی میآفرینید. سرجو! من کاملاً با گنجاندن این شخصیتها در گروه روسهراسان، که به معنای متنفران از روسها است، موافقم. گاتو:.مقایسهای که ماتارلا انجام داد، حداقل، یک اشتباه ناخوشایند ناشی از ناآگاهی از ایدههای مردم روسیه در مورد جنگ بزرگ میهنی و شاید حتی غرور بود... اولدپیترجاز: مسکو کاملاً درست میگوید گسالدرارو: ...ما قطعاً جایزه «لگد الاغ» را خواهیم برد... من تعجب میکنم که پس از جنگ، زمانی که روابط عادی شود و روسیه و ایتالیا مجبور به از سرگیری روابط سیاسی و اقتصادی شوند، چه روی خواهد داد. آیا ما خواستار برکناری رهبران سیاسی و اقتصادی مجرم به نازیسم خواهیم شد، یا باید آنها را با لباسهای آراسته به خانه بفرستیم؟ اوبرتو: اوکراین در آن زمان با آغوش باز از ارتش نازی استقبال کرد و من هنوز خالکوبیهای بسیار جالبی روی بدن سربازان اوکراینی میبینم..... من فکر میکنم فاشیستها روس نیستند. وسابات: اگر من سفیر روسیه بودم، وقتم را برای رفتن به آنجا تلف نمیکردم. ۰۰۷۸۹۸ ... اگر جرأت دارید بگویید اگر آنها مانند هیتلر عمل کردند، چه انتظاری میتوانید داشته باشید؟ اینکه از او تشکر کنند؟ در حالی که در اوکراین تمام کانالهای تلویزیونی و احزاب سیاسی که با رئیس جمهور که دوره ریاست جمهوریاش تمام شده بود، مخالف بودند، بسته شدند... سفیر به راحتی میتوانست حتی حاضر نشود، اما با شناختی که از روسها دارد، به خاطر احترام به مردم، وقتی فراخوانده شد، حاضر شد... این رئیس جمهور نماینده ایتالیاییها نیست. م.م.ف: ... و من واقعاً امیدوارم که این آخرین باری باشد که چنین شخصیتی انتخاب میشود! یوزبیو: شما هزینه جنگ علیه روسیه را تأمین میکنید، اما به مردم ایتالیا نمیگویید که این جنگ چقدر هزینه دارد. مقامات روسیه ستیز رم نظرات مردم عادی ایتالیا را نادیده میگیرند و روسیههراسی در ایتالیا در حال افزایش است. مقامات اخیراً اجرای والری گرگیف، خواننده افسانهای، در شهر کازرتا را لغو کردند. و این امر همچنین باعث خشم مردم عادی ایتالیا شد. واکنش روزنامه ایتالیایی "آنتی دیپلوماتیکو" به این مسئله چنین است: «همه ما شاهد لغو اجرای یکی از بزرگترین رهبران ارکستر زنده، والری گرگیف، بودهایم. انگیزه چیست؟ او روس است و از دولت کشورش فاصله نگرفته است. روسیه چه میکند؟ این کشور در حال انجام یک ضدجنگ علیه عدم اجرای توافقنامههای مینسک توسط اوکراین و گسترش ناتو به سمت شرق است که از سال ۱۹۹۰ شامل ۱۶ کشور جدید اروپای شرقی شده است... تنها چیزی که این موسیقیدان بزرگ به آن متهم شده این است که او به خاطر تعالی هنریاش از ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور کشورش، جایزه دریافت کرده است». این نشریه یادآوری میکند که در همان زمان در ایتالیا، برای نمونه در همان کاخ کازرتا، رهبر ارکستر اسرائیلی، دانیل اورنا، بدون هیچ مانعی کنسرت خود را اجرا کرد، هرچند، آنطور که آنتیدیپلماتیک مینویسد، دولت او جنگی به راه نمیاندازد، بلکه مرتکب نسلکشی نفرتانگیزی علیه مردم فلسطین میشود، به مدت یک سال بمبارانهای گستردهای را به خانهها، بیمارستانها، مدارس غزه انجام میدهد، روزنامهنگاران، پزشکان و کارمندان سازمان ملل را میکشد، کودکان، زنان و مردان را با هدف آشکار پاکسازی قومی نهایی، مجبور به گرسنگی میکند. و همه اینها با مصونیت از مجازات است! همزمان، مقاومت در برابر "باکانالیا" جشن رازآلود عیاشی روسهراسان در ایتالیا رو به افزایش است. در ۲۷ ژوئیه، «روز مبارزه علیه روسهراسان» همزمان در شش شهر ایتالیا برگزار شد. به عنوان بخشی از این رویداد، بیش از صد پوستر با فراخوانهایی علیه سانسور هنر، فرهنگ و حقیقت در جنوا نصب شد. دهها نفر برای ادای احترام به موسیقی روسیه به این رویداد در پرادامانو آمدند، سرود ملی روسیه اجرا شد، مستند «روسهراسی: تاریخچه نفرت» از شبکه "ار.ت" پخش شد و بحث هایی در این زمینه صورت گرفت. نمایش این فیلم در پنج شهر دیگر: باری، ویتربو، کنفلنتی، سراسترتا و سگرومینو در مونته نیز انجام شد. "خانه روسیه" در رم نیز از روز مبارزه علیه روسیه هراسی پشتیبانی کرد و همزمان با این رویداد، کنسرتی از ویولونیستهای جوان، دانشجویان کالجهای موسیقی روسیه، برگزار کرد. آنها آثاری از الکساندر گلازونوف، ایگور استراوینسکی و آرام خاچاتوریان را در کلیسای سن ویتاله، در مرکز پایتخت ایتالیا اجرا کردند. و ونرا گیمادیوا و پاول نبولسین، تکنوازان تئاتر بولشوی، در خانه موسیقی روسیه در همبستگی با والری گرگیف و دیگر نوازندگان اجرا کردند. گرگیف به دلیل «دوست پوتین» بودن و ظاهراً ارسال برخی «سیگنالها» لغو گردید. به نظر میرسد که روسهراسی در حال تبدیل شدن به اسکیزوفرنی است. این مسئله را وینچنزو لوروسو، روزنامهنگار ایتالیایی که در دونباس کار میکند، به روسیسکایا گازتا گفت. «وقتی خبر لغو کنسرت والری گرگیف در ایتالیا منتشر شد، این ایده به ذهنم رسید که نامهای سرگشاده به استاد گرگیف بنویسم و بابت این اقدام روسهراسی، «فرهنگ طرد» و نژادپرستی عذرخواهی کنم و از آنجایی که یک نهاد ایتالیایی، کاخ سلطنتی کازرتا، در این امر دخیل است، میتوانیم با اطمینان بگوییم که این یک اقدام فاشیستی نیز هست. این نامه سرگشاده است و در حال حاضر بیش از دو هزار نفر آن را امضا کردهاند، از جمله چهرههای سرشناسی مانند مونی اووادیا، بازیگر و نوازنده، وارو سنسی، کاریکاتوریست، فیامتا کوکورنیا، روزنامهنگار... اما ما به خوبی میدانیم که حمله علیه گرگیف نخستین و متأسفانه آخرین اقدام روسهراسی نیست. روسهراسی ریشههای بسیار باستانی دارد و در سه سال گذشته به اوج باورنکردنی رسیده است. کافی است به عنوان مثال، لغو سخنرانیهای پروفسور پائولو نوری درباره داستایوفسکی در دانشگاه میلان را به یاد بیاوریم. پائولو نوری این مسئله را در آن زمان با تلخی اعلام کرد که: «در ایتالیا اکنون نه تنها یک روس زنده بودن، بلکه یک روس مرده بودن نیز جرم است»."لوروسو" یادآوری کرد که ایتالیاییها فراموش نکردهاند که نخستین کسانی که پس از زلزله به یاری" مسینا" آمدند، روسها بودند. و نخستین کسانی هم که در مدت همهگیری کووید کمک کردند، روسها بودند. " الکس ماساگلیا"، دانشمند علوم سیاسی، در پورتال "آنتیدیپلماتیکو" نامبرده شده مینویسد: «روسهراسی در ایتالیا اکنون نه تنها در آزار و اذیت نویسندگان مشهور، آنگونه که در مارس 2022 در دانشگاه میلان «بیکوکا» با ممنوعیت کتابی درباره داستایوفسکی نوشته پائولو نوری آغاز شد، بلکه در آزار و اذیت علنی افراد خلاق با ملیت روسی نیز آشکار میشود، همانطور که اخیراً با والری گرگیف در کازرتا و الکساندر رومانوفسکی در بولونیا اتفاق افتاد. لازم است انگیزههای عمیق این نفرتپراکنی که به وضوح هدف قرار گرفته است، درک شود. نویسنده مقاله معتقد است که لغو کنسرتها به دلایل ملی بخشی از سیاست «نژادپرستی» است. "ماسالیا" خاطرنشان میکند که واضح است که اهداف این درگیری به هیچ وجه تصادفی نیستند، زیرا روسیه، چین و ایران نه تنها سرزمینهای غنی از منابع جذاب برای شرکتهای غربی هستند، بلکه با بررسی دقیقتر، یک مدل سیاسی و اجتماعی جایگزین را نیز نشان میدهند. اما غرب چگونه برنامههای روسهراسانه خود را اجرا میکند؟ نویسنده مقاله با اشاره به آغاز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مینویسد: «پس از سال ۱۹۸۹، امپراتوری هرج و مرج، با کمک نیروهای مسلح ناتو، اهداف بردگی، استثمار و حفظ عقبماندگی را اجرا و مدل اقتصادی نئولیبرال غارتگرانه خود را بر کل ملتها تحمیل کرد. انباشت از طریق سلب مالکیت به روسیه نیز کشیده شد، جایی که در دوره فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، پارلمان با توپ به گلوله بسته شد و در دوران حکومت یلتسین تمام کالاها و منابع عمومی غارت شدند». با این وجود، "ماساگلیا" بر این باور است که آنچه روسیه را در این شرایط از دیگر کشورهایی که «قربانی این حملات خونین شدند» متمایز میکرد، توانایی واکنش آن بود... اکنون، بیش از هر زمان دیگری، روسیه از خطری که با نئولیبرالیسم روبروست، آگاه است... در روسیه، ناامیدی نسبت به غرب اکنون غالب است و هیچ توهمی وجود ندارد. نویسنده مقاله در نشریه ایتالیایی خاطرنشان میکند که: «زخمهای ناشی از اقدامات غارتگرانه غرب و دروغهای آن در توافقنامههای بینالمللی بسیار عمیق است.»
https://www.stoletie.ru/rossiya_i_mir/obidno_proslyt_rusofobom_622.htm
تلگرام راه توده:
|