راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

مذاکرات  روسیه و امریکا

تکلیف مذاکرات ایران و امریکا را

روشن می کند!

    

تقریبا در تمام روزهای اخیر که بحث متوقف شدن مذاکرات ایران و امریکا مطرح است و همزمان با آن از حمله نظامی اسرائیل و امریکا به ایران سخن گفته می شود، یک نکته کلیدی پنهان است. شاید در راس نظام بی آنکه بگویند بر این نکته کلیدی وقوف وجود داشته و یا دارد، اما جسارت بیان آن وجود ندارد. آن نکته اینست که مسئله ایران روی میز مذاکرات روسیه و امریکا (پوتین و ترامپ) است. همچنان که مسئله جنگ اوکراین روی این میز است. آینده تحریم های اقتصادی علیه روسیه و ایران نیز موضع مهم مورد مذاکره است، همچنان که مسئله غنی سازی اتمی در ایران موضوع بحث است.

آنها که بی وقفه خطر حمله به ایران را مطرح می کنند و به نوعی خواهان تسلیم بلاشرط ایران به امریکا هستند، یک لحظه از خود سئوال نمی کنند که چگونه ممکن است هیات های سیاسی و اقتصادی روسیه و امریکا و حتی دیدار پوتین و ترامپ دنبال و انجام شود در حالیکه خلیج فارس به آتش کشیده شده باشد؟ این افراد در محاسبات خود، اتحاد استراتژیک روسیه و ایران را نمی گنجانند و یا تلویحا با آن مخالفند و حتی بر این گمان هستند که با تسلیم بلاشرط شدن به امریکا، دیگر نیازی به اتحاد استراتژیک با روسیه نیست و مشکلات ایران را امریکا حل می کند.

ما هم اعتقاد داریم که خطر نظامی می تواند جدی شود، اما آن زمان که روسیه و امریکا ترک مذاکره کنند که چنین دورنمائی فعلا و براساس شواهد موجود، به دلائل و نشانه های مختلف دیده نمی شود و یا ایران برای جلب رضایت امریکا پشت به اتحاد استراتژیک خود با روسیه کند.

حمله نظامی به ایران، با توجه به اتحادی که ایران با روسیه دارد، یعنی گشوده شدن یک جبهه دیگر جنگی که یکسر آن روسیه است. اسرائیل می تواند کبوترهای رویاهای خود را هرگونه که می خواهد دانه بدهد، اما این دانه دادن ها ربطی به اهمیت استراتژیک مذاکرات جاری میان امریکا و روسیه که ایران را نیز شامل می شود ندارد. حمله نظامی به ایران یعنی زدن زیر میز مذاکرات و تمام شواهد نشان میدهد که نه امریکا و نه روسیه حاضر به ترک این میز نیستند.

درباره موقعیت کنونی ایران، مثل هر مذاکره ای چیزی داده خواهد شد و چیزی گرفته خواهد شد، که این بستگی به توازن قدرت و دست های پر و یا نیمه پر طرفین مذاکره دارد.

طبیعی است که اسرائیل و سه کشور قدرتمند اروپا، یعنی انگلستان، آلمان و فرانسه همه تلاش خود را خواهند کرد تا در راستای مخالفت با سیاست های ترامپ و برای ادامه جنگ نیابتی ناتو با روسیه در اوکراین که در حقیقت ادامه جنگ دوم جهانی است،  به هر وسیله ممکن زیر این میز زده شود، حتی با حمله نظامی به ایران. اما این تلاش آنهاست، درحالیکه در اینسو، یعنی از جانب ایران هم تلاش برای مانورهای سیاسی برای خنثی کردن تلاش کشورهای یاد شده در بالا وجود دارد و باید تشدید هم بشود.

بنابراین، باید با خوش خیالی غربگرایان برای نزدیکی به اروپائی ها و تسلیم شدن به امریکا، برای جلوگیری از حمله نظامی به ایران وداع گفت و پیوندهای ایران با روسیه و چین را مستحکم تر ساخت و درعین حال، آن زیرکی را داشت که میان روسیه و امریکا و چین مانور کرد و کشتی ایران را از گردابی که در آن گرفتار آمده به در بُرد.

در شرایط کنونی باید طرفدار مذاکرات، تحت هر نامی (مستقیم یا غیر مستقیم) بود. در ایران و بویژه درحاکمیت، شرط فراهم آمدن مذاکرات مستقیم و علنی، از میدان خارج کردن امام جمعه ها و رسانه هائی است که زبان و قلمشان آلوده به روسیه ستیزی است و ادامه حمایت از مافیاهای اقتصادی. برای این کار باید آستین ها را برای ورود به این میدان بالا زد. اگر از کارشکنی های مجلس سخن نمی گوئیم به آن دلیل است که آفتاب مجلس کنونی هم بزودی به لب بام خواهد رسید و باید در اندیشه مجلس بعدی بود و در مدت باقی مانده از مجلس کنونی باید غربگرایان و مرتجعین مشکوک به نفوذی در درون این مجلس را منزوی کرد. دولت نیز باید پالایش شده و غرب گرایان از آن حذف شوند.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 966   - 17 اردیبهشت 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت