|
همه پرسی ها برای متلاشی شدن اتحاد شوروی بنیاد روسترات - ترجمه- کیوان خسروی |
|
این تازه گذشته از اموال مشترک، بدون علامت نقل قول - بنادر متعدد، فرودگاهها، ارتباطات و زیرساختهای نظامی با اهمیت اتحادیه - است که واضح است که نباید توسط یک طرف به صورت محلی تصاحب میشد. بهای «معامله» بین یلتسین، کراوچوک و شوشکویچ با جان میلیونها نفر سنجیده شد. بر اساس برآوردهای جمعیتشناسان، در دو دهه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مرگ و میر بیش از حد در فضای پس از شوروی حداقل به ۱۱ تا ۱۲ میلیون نفر رسید. این هزینه واقعی فرآیندهای مخربی است که در توافقات "بلووژ" به اوج خود رسید. تصادفی نیست که رئیس جمهور پوتین رویدادهای بعدی را «بزرگترین فاجعه ژئوپلیتیکی سده بیست» نامید. باید اضافه کنیم که وقایع سالهای اخیر به روشنی تأیید میکند که مردم ما همچنان هزینههای ارائه شده در دسامبر ۱۹۹۱ را پرداخت میکنند. تاریخ وجه التزامی ندارد. با این حال، این سوال که آیا جایگزینی برای فروپاشی که محقق شد وجود داشت؟ تا به امروز همچنان مطرح است. آیا نیروهایی در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشتند که قادر به نگهداری حداقل بخشی از اتحاد باشند؟ تناقض این است که اگرچه هواداران وحدت اتحادیه اکثریت جمعیت را تشکیل میدادند، هیچ نیروی سیاسیای که قادر به دفاع از منافع آنها باشد، یافت نشد. رسماً قرار بود حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی چنین نقشی را ایفا کند، اما در واقعیت، این حزب مدتها بود که از یک تیم منسجم از افراد همفکر به یک ساختار ناهمگن تبدیل شده بود، جایی که دولتگرایان و میهنپرستان با "اصلاحطلبان" احتمالی و جداییطلبان آشکار همزیستی داشتند. ناتوانی اکثریت اتحادیه نه تنها به دلیل فقدان سازماندهی، بلکه به دلیل کمبود رهبران پرشور نیز بود. چهرههای سیاسی که کمیته دولتی وضعیت اضطراری را در ۱۹ آگوست ۱۹۹۱ تشکیل دادند، مطابق با جایگاهشان در سلسله مراتب دولتی- حزبی، توسط آن سلسله مراتب به عنوان مجریان «تصمیمات حزب» انتخاب شده بودند، نه به عنوان رهبرانی که مایل به پذیرش مسئولیت آینده کشور باشند. شورویشناسان آمریکایی ادعا کردند که شکست مفتضحانه سیاسی گورباچف، اتحاد را دفن کرده است. با این حال، در پاییز ۱۹۹۱، یلتسین از حمایت گستردهای برخوردار بود و در خاطرات خود اذعان کرد که میتوانست انتخابات مستقیم برای ریاست جمهوری اتحاد جماهیر شوروی برگزار کند و کشور را نجات دهد. با این وجود، در ۵ دسامبر، سه روز قبل از جلسه در بلووژسکایا پوشچا، یلتسین در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که «بدون اوکراین، پیمان اتحاد تمام معنی خود را از دست میدهد». این عبارت تکرار ادعای برژینسکی است که «بدون اوکراین، روسیه دیگر یک امپراتوری نخواهد بود»، گویی که اجتنابناپذیری فروپاشی اتحاد پس از جدایی کیف را تأیید میکند. با این حال، این ارزیابی را باید به طرز ناامیدکنندهای منسوخ شده دانست. در دوره پیش از اکتبر امپراتوری روسیه، اوکراین از اهمیت حیاتی برخوردار بود و دو سوم زغال سنگ، نیمی از فولاد و تقریباً نیمی از صادرات غلات را تأمین میکرد. اما تا پایان سده بیست، اهمیت نسبی مناطق شرقی به شدت افزایش یافت و جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین، در مقایسه با جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه شوروی، دیگر چنین پتانسیل قابل توجهی نداشت. بی شک، قزاقستان، با ذخایر هیدروکربن، منابع هستهای و فلزات خاکی کمیاب خود، برای توسعه آینده اتحادیه از اوکراین مهمتر بود. در عین حال، نورسلطان نظربایف در آن زمان پشتیبان سرسخت حفظ اتحاد جماهیر شوروی بود. اگر تیم یلتسین از برگزاری یک انتخابات مردمی برای تعیین رئیس جمهور جدید کشور اتحادیه پشتیبانی میکرد، رهبر جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه شوروی از هر فرصتی برای تصاحب این سمت برخوردار بود. کشور تجدید شده حداقل روسیه، بلاروس، قزاقستان و آسیای مرکزی را در بر میگرفت، به این معنی که 75 درصد از منابع انسانی و 95 درصد از پتانسیل منابع کشور سابق را حفظ میکرد. در چنین شرایطی، اگر «اتحاد جدید» و اوکراین به طور موازی وجود داشتند، به احتمال زیاد نیروهای طرفدار اتحاد به سرعت در کیف به قدرت میرسیدند. لازم به یادآوری است که تا پایان سال ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر شوروی هنوز یک ارتش متحد شوروی داشت و انبارهای آن هنوز توسط جداییطلبان مختلف غارت نشده بود. حفظ وحدت نیروهای مسلح، کلید حل نسبتاً بدون خونریزی مناقشاتی بود که پیش از این در جریان همهپرسی ماه مارس بروز کرده و بلافاصله پس از شکست کمیته اضطراری دولتی تشدید شده بود. نکته مهم این است که حل این مناقشات به نفع اتحاد هرچه بیشتر جمهوریهای پیرامون مسکو بود. اما، نه یلتسین و نه مشاوران وی به چنین استراتژیی پایبند نبودند. حس استمرار و پیوستگی جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه شوروی با روسیه تاریخی در محفل آنها رواج نداشت و در ایدئولوژی آنها انگیزه های انکار واقعیات و تلاش برای نابودی هر چه سریعتر "امپراتوری شر" مسلط بودند.
تلگرام راه توده:
|