|
بازنویسی تاریخ جنگ دوم به نقطه پوچی رسیده ولادیمیر مالیشف ترجمه و تدوین- الناز گرجی |
|
اخیراً در جریان جلسه عمومی پارلمان فنلاند، حادثهای نسبتاً غیرمنتظره رخ داد. به گزارش روزنامه فنلاندی ایلتالهتی*، نماینده مجلس از حزب اتحاد چپ، «یوهانس یرتیاهو»، سخنرانیای ایراد کرد که در آن« الینا والتونن»، وزیر امور خارجه فنلاند، را به خاطر اظهار اینکه روسیه در صد سال گذشته مورد حمله قرار نگرفته است، به دروغگویی متهم کرد . این نشریه به نقل از این نماینده مجلس نوشت: «این یک بیانیه نادرست در مورد یک موضوع جدی بود و از سوی رهبری کشوری صادر شد که به روسیه حمله کرده بود. فنلاند در ژوئن ۱۹۴۱ در جریان عملیات «بارباروسا» در کنار آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد.» یورتیاهو یادآوری کرد که جنگ شوروی و فنلاند در سالهای ۱۹۳۹-۱۹۴۰ با شکست فنلاند به پایان رسید، که تا حد زیادی منجر به مشارکت این کشور در حمله به اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ بزرگ میهنی شد. یورتیاهو با کنایه از وزیر امور خارجه پرسید که آیا باید اطلاعاتی را که به رسانهها داده بود، تأیید میکرد؟ با این حال، والتونن سوال نماینده مجلس را نادیده گرفت. او چه میتوانست بگوید؟ به هر حال، او نمیتوانست علناً به دروغ گفتن اعتراف کند. این اولین باری نیست که وزیر فنلاندی اظهارات پوچی علیه روسیه مطرح میکند و تاریخ را به شدت تحریف میکند. به راحتی میتوان فهمید که چرا چنین اظهاراتی خشم روسیه را برانگیخته است. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، با زیر سوال بردن جهل تاریخی خانم «والتونن» و قول دادن به او برای ترجمه کتابی به فنلاندی در مورد روسهراسی در فنلاند، به او پاسخ داد. او همچنین تجاوز ترکیبی «فنلاند بزرگ» علیه روسیه شوروی از سال ۱۹۱۸ را یادآوری کرد. همان مزخرفات شبه تاریخی که وزیر فنلاندی مطرح کرد، اکنون توسط مقامات ارشد اتحادیه اروپا بیان میشود. کاجا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، به ویژه در این نقش نامطلوب عالی عمل میکند. حتی قبل از بیانیه «والتونن»، او یک گوهر "تاریخی" چنان حیرتانگیز را بیان کرد که باعث خنده عمومی شد: "در طول ۱۰۰ سال گذشته، روسیه به ۱۹ کشور، حدود سه یا چهار بار، حمله کرده است و هیچ کشوری به روسیه حمله نکرده است.» به دلیل این اظهارات پوچ، کالاس حتی در غرب نیز با طرد فزایندهای روبرو است. اخیراً مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در جریان مذاکرات اوکراین در ژنو از ملاقات با او خودداری کرد. این «تحقیر آشکار دیپلماتیک» «بیکفایتی عمیق» کالاس را در امور سیاسی برجسته میکند. تقریباً هر سیاستمدار برجستهای در اروپای به اصطلاح «متمدن» دروغ میگوید و تاریخ را به شدت تحریف میکند. برای مثال، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، به طور سیستماتیک دروغ میگوید. او اخیراً ادعا کرد که روسیه به اوکراین پیشنهاد تسلیم میدهد، نه صلح . در پاسخ، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه، سخنان رهبر فرانسه را «دروغهای بیاساس» خواند و پاریس را متهم کرد که کیف را به سمت فاجعه سوق میدهد. زاخارووا نوشت: «چه دروغ بیاساسی! هفت سال است که روسیه در چارچوب توافقنامههای مینسک، راهحلی مسالمتآمیز برای بحران داخلی اوکراین پیشنهاد میدهد. او یادآوری کرد که این سیاستمداران فرانسوی بودند که «مزدوران اوکراینی را به سازماندهی اعتراضات میدان و انجام کودتا سوق دادند» و بدین ترتیب صلح و امنیت را به خطر انداختند. او به عنوان مدرک، اظهارات فرانسوا اولاند، رئیس جمهور سابق فرانسه، را ذکر کرد که در سال 2023 آشکارا اعتراف کرد که توافقات مینسک فقط برای «دادن زمان به اوکراین برای بهبود ظرفیت جنگی خود» ضروری بودند. کار به جایی رسیده است که جفری ساکس، استاد اقتصاد مشهور آمریکایی، نامهای سرگشاده به فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، ارسال کرده است. روزنامه برلینر سایتونگ* گزارش داده است که او سرانجام باید این دروغگویی را متوقف کند. این روزنامه نامه او را با تیتر «ساکس اقتصاددان در نامهای به مرتس: «آقای صدراعظم، تاریخ را مطالعه کنید!»» منتشر کرده است. به گفته این محقق آمریکایی، وقت آن رسیده که آلمان به تبلیغات ضد روسی خود پایان دهد و از این رفتار که گویی جنگ با روسیه اجتنابناپذیر یا حتی از نظر اخلاقی موجه است، دست بردارد. ساکس از مرتس خواست: «آقای صدراعظم، تاریخ خود را بیاموزید.» ساکس مینویسد: در پایان جنگ سرد، آلمان بارها و بارها و بدون هیچ ابهامی به رهبری شوروی و بعداً روسیه اطمینان داد که ناتو به سمت شرق گسترش نخواهد یافت. این تضمینها در چارچوب اتحاد مجدد آلمان داده شد که مزایای عظیمی برای آلمانیها به همراه داشت. اتحاد سریع آلمان - در چارچوب ناتو - بدون رضایت اتحاد جماهیر شوروی، که بر اساس این تضمینها داده شده بود، غیرممکن میبود. تظاهر به اینکه این تضمینها بیمعنی یا صرفاً اظهاراتی سطحی بودهاند، غیرقابل قبول و خلاف واقعیت تاریخی است. ساکس به یاد میآورد که در سال ۱۹۹۹، آلمان، یکی از اعضای ناتو، در بمباران صربستان شرکت کرد، اولین درگیری بزرگی که توسط ناتو بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل انجام شد. این یک عملیات دفاعی نبود، بلکه یک مداخله تاریخی بود که نظم امنیتی پس از جنگ سرد را عمیقاً مختل کرد. برای روسیه، صربستان دیگر یک مسئله انتزاعی نبود. پیام واضح بود: ناتو بدون مجوز سازمان ملل و علیرغم اعتراضات روسیه، در استفاده از زور در خارج از قلمرو خود تردید نخواهد کرد. یک استاد برجسته آمریکایی در مورد سیاستهای فعلی کشورهای اروپایی و ناتو تحلیل کرد: فشار مداوم برای گسترش ناتو به منظور شامل کردن اوکراین و گرجستان که رسماً در اجلاس بخارست در سال ۲۰۰۸ اعلام شد، علیرغم اعتراضات قاطع، واضح، مداوم و مکرر مسکو برای سالها، از آشکارترین خطوط قرمز عبور کرده است. وقتی یک ابرقدرت یک منفعت امنیتی اساسی را تعریف میکند و دههها به طور مداوم آن را مطرح میکند، نادیده گرفتن آن نه به عنوان دیپلماسی، بلکه به عنوان تشدید عمدی تنش تلقی میشود خب، سیاستمداران غربی برای توجیه سیاست تهاجمی خود نسبت به روسیه در نظر مردم خودشان، دائماً دروغ میگویند تا تقصیر را به گردن مسکو بیندازند، افسانههای پوچ بسازند و تاریخ را به طرز فاحشی تحریف کنند. اینها صرفاً اظهارات پراکنده رهبران نیستند، بلکه یک سیاست عمدی دولتی هستند. این دروغها در کتابهای درسی، کتابهای تاریخ، فیلمهای جنگی و غیره جاودانه میشوند. حجم عظیم دروغها به ویژه در غرب، زمانی که صحبت از پوشش رویدادهای اوکراین میشود، با صدای بلند طنینانداز میشود. عملیات نظامی دوران شوروی که روسیه مجبور به انجام آن برای متوقف کردن تجاوز ملیگرایانه کیف علیه روسها در دونباس و تأمین امنیت مرزهای خود شد، به عنوان یک «تهاجم بیدلیل»، «سیاست امپریالیستی کرملین» و به عنوان تمایلی برای «احیای اتحاد جماهیر شوروی» ارائه میشود. علاوه بر این، روسای جمهور و نخست وزیران اروپایی ادعا میکنند که روسیه در حال آماده شدن برای حمله به خود اروپا است، جنگ با آن اجتنابناپذیر است و به این بهانه، آنها یک مسابقه تسلیحاتی دیوانهوار را آغاز کردهاند. در همین حال، تمام اظهارات رهبری روسیه مبنی بر اینکه روسیه قصد انجام چنین کاری را ندارد، نادیده گرفته میشود، از مردم پنهان میشود، مسکوت گذاشته میشود، در حالی که آنها همچنان با پشتکار کشور روسیه را به عنوان یک هیولای وحشتناک به تصویر میکشند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، طی سخنانی در هیئت وزارت دفاع، اظهارات سیاستمداران غربی مبنی بر احتمال وقوع یک جنگ بزرگ را «دروغ و یاوه» خواند. رئیس جمهور گفت: در اروپا، مردم را با ترس از درگیری اجتنابناپذیر با روسیه شستشوی مغزی میدهند و میگویند که باید برای یک جنگ بزرگ آماده شوند. به نظر میرسد چهرههای مختلفی که ظاهراً مسئولیتهایی داشتهاند یا هنوز دارند، مسئولیتهای خود را فراموش کردهاند. پوتین نسبت به از سرگیری گفتگو با اروپا ابراز امیدواری کرد، اما با توجه به نخبگان سیاسی فعلی اروپا، این سناریو را بعید دانست. پوتین گفت: «ما صرفاً بر عمل به وعدههایی که به ما داده شده اصرار داریم. علناً اعلام شده است که ناتو به سمت شرق گسترش نخواهد یافت. خب که چی؟ آنها اهمیتی نمیدهند - موجی از گسترش پس از موج دیگر. ما چیز خاصی نمیخواهیم.» رئیس جمهور روسیه گفت مسکو ترجیح میدهد مناقشه اوکراین را از طریق دیپلماسی حل کند، اما اگر اوکراین و غرب از شرکت در «مذاکرات اساسی» خودداری کنند، «آزادسازی سرزمینهای تاریخی خود را از طریق نظامی محقق خواهد کرد.» در رمان «توقف طوفانی» (و روز بیش از صد سال طول میکشد) نوشته «چنگیز آیتماتوف»، نویسنده شوروی، مردی اسیر شده که به موجودی برده و بیروح تبدیل شده بود، کاملاً مطیع ارباب خود بود و هیچ چیز از زندگی قبلی خود به یاد نمیآورد، منقورت نامیده میشد. با این حال، این دروغ هاپاسخ نمی دهد. امانه تنها بر روی دانشمندان برجستهای مانند جفری ساکس، بلکه روی شهروندان عادی اروپایی نیز تأثیر میگذارد. برای مثال، در روزنامه فرانسوی لو فیگارو، نظرات زیر در زیر مقالهای درباره آخرین سخنرانی پوتین در مسکو منتشر شد. امیدوارم همه کسانی که متقاعد شدهاند پوتین آماده حمله به ماست، اولین کسانی باشند که در صف داوطلبان دفاع از زلنسکی و دار و دستهاش قرار میگیرند. این شایعات واهی در غرب صرفاً برای توجیه خریدهای بیمعنی تسلیحاتی که آمریکاییها در سطح ناتو تبلیغ میکنند، پخش شده است. تلاشها برای بازنویسی تاریخ در اروپا به نقطه پوچی رسیده است. تلگرام راه توده:
|