|
ایران زیر سایه شمشیر داموکلس امریکا ریا نووستی- پتر آکوپوف ترجمه- آزاده اسفندیاری |
|
زمینه ها همه نشانگر آن است که آمریکا آماده حمله به ایران است. تمرکز نیروها در منطقه کامل شده و حمله می تواند در هر زمانی اتفاق بیفتد. اگرچه دونالد ترامپ به تهران ده تا پانزده روز فرصت داده تا توافق هسته ای را منعقد کند، اما دادن این فرصت عملاً بی معنی است: اگر واشنگتن از قبل تصمیم به حمله گرفته باشد، صرف نظر از اقدامات ایران این کار را انجام خواهد داد. دقیقاً نکته همین است. ایران نمی تواند با خواسته های ایالات متحده موافقت کند، زیرا این موارد بسیار گسترده هستند و هرگونه امتیاز ایران در مورد برنامه هسته ای، در صورت تمایل، می تواند نا کافی تلقی شود. این بدان معناست که هر چیزی کمتر از توقف کامل غنی سازی اورانیوم و برچیدن تأسیسات (که البته ایران هرگز آن را نخواهد پذیرفت) بی معنی است. ترامپ همیشه اعلام خواهد کرد که این کافی نیست. علاوه بر این، حتی کنار گذاشتن کامل برنامه هسته ای هیچ تضمینی ندارد که حمله ای صورت نگیرد، زیرا آمریکاییها دو درخواست دیگر نیز دارند: محدودیت برنامه موشکی و پایان دادن به حمایت از نیروهای ضد آمریکایی در منطقه. اگرچه این نکات به طور رسمی در طول مذاکرات تهران با ویتکاف و کوشنر مورد بحث قرار نگرفت، اما چه چیزی مانع از آن می شود که ترامپ دوباره آنها را مطرح نکند، اگر ایران ناگهان با تسلیم کامل در برنامه هسته ای خود موافقت کند و او حمله به ایران را صرفاً با این "واقعیت" که "رژیم تروریستی وحشتناک ایران باید نابود شود" توجیه کند؟ بنابراین آیا ایران مقصر است که ترامپ می خواهد آن را "قورت دهد"، یعنی بمباران کند؟ نه، نکته این نیست: ترامپ نمی خواهد ایالات متحده را به یک جنگ بزرگ در خاور میانه بکشاند و همچنین نمی خواهد متحدان خود را در منطقه به خطر بیندازد. او قطعاً نمی خواهد در جعبه پاندورا را باز کند. اما اسرائیل میخواهد ایران را "قورت دهد"، یعنی آن را بمباران کند - به گونه ای که هرج و مرجی ایجاد کند که منجر به سرنگونی یا تغییر قدرت آیت الله ها شود. اسرائیل نه تنها به یک حمله گسترده به ایران، که ترامپ سال گذشته در جنگ با ایران آغاز کرد، نیاز دارد، بلکه به یک حمله موشکی و بمب گذاری با حداکثر قدرت با هدف نا بودی رهبری ایران، زیرساخت های نظامی و پایانه های صادرات نفت نیاز دارد. با این حال، همه این موارد مستلزم یک عملیات طولانی و پیچیده آمریکایی است که در آن "جعبه" می تواند در هر لحظه باز شود. این بدان معناست که رویداد ها می توانند کاملاً غیرقابل پیش بینی و عواقب ویرانگری برای همه افراد درگیر بدنبال داشته باشد. دقیقاً به همین دلیل است که ترامپ عجله ای از خود نشان نمی دهد، حتی با توجه اینکه مشخص است ناوگان جمع آوری شده به سادگی عقب نشینی نخواهند کرد. متأسفانه، احتمال حمله بسیار زیاد است و اگر غریزه حفظ خود ترامپ دست نخورده باقی بماند، حداکثر یک حمله محدود دو یا سه روزه خواهد بود. البته این یک بازی بسیار خطرناک، اما حداقل تا حدی قابل کنترل خواهد بود، مگر اینکه ایران از همان ابتدا حملات تلافی جویانه گسترده ای را علیه اسرائیل و پایگاه های آمریکایی آغاز کند. پس از حمله، ترامپ پیروزی را اعلام خواهد کرد و سپس یک توافق هسته ای با ایران منعقد خواهد کرد. طبق شرایطی که تهران قبلاً با آن موافقت کرده است، ترامپ اعتبار "رفع تهدید هسته ای ایران"را به خود اختصاص خواهد داد. با این حال، در واقعیت، ایران برنده این درگیری خواهد بود و اسرائیل که با تمام توان خود برای جنگ تلاش کرد، بازنده خواهد بود. چرا؟ زیرا کافی است به وضعیت منطقه، موازنه قدرت و نگرش کشورهای مختلف نسبت به ایران و اسرائیل نگاهی بیندازیم. در حالی که ایالات متحده و اسرائیل در پایان دوره اول ریاست جمهوری ترامپ به طور جدی ایده ناتوی خاورمیانه ای را با هدف مهار ایران مطرح کردند که می بایستی متشکل از اسرائیل، عربستان سعودی، مصر، امارات متحده عربی و احتمالاً حتی ترکیه بود، کشورهای منطقه اکنون در حال بحث در باره رویکرد خود در قبال اسرائیل هستند. این بحث در باره ادامه توافق ابراهیم (یعنی برقراری روابط دیپلماتیک) نیست، بلکه در باره اعمال فشار بر ایالات متحده برای مجبور کردن نتانیاهو به عقب نشینی از نوار غزه و توقف گسترش او در کرانه باختری است. اما برنامه های اسرائیل برای حمله آمریکا به ایران با استقبال جهان عرب مواجه نشده است. آنها به طور آشکار و خصوصی به ترامپ گفته اند که حمله دیگری به ایران به نفع آنها نیست. اعلام از سرگیری روابط دیپلماتیک بین مصر و ایران همین دیروز بسیار نمادین است. روابط بین دو کشور مهم منطقه بلافاصله پس از انقلاب اسلامی، زمانی که سادات، رئیس جمهور مصر، به شاه مخلوع ایران پناهندگی داد، قطع شد و تقریباً در تمام این دهه ها - به جز یک دوره کوتاه پس از سرنگونی رئیس جمهور مبارک - متوقف ماند. با این حال، اکنون، به معنای واقعی کلمه در آستانه حمله آمریکا، صحبت در باره از سرگیری کامل روابط دیپلماتیک بین بزرگترین کشور جهان عرب و جمهوری اسلامی است. این یک گام نمایشی و بسیار مهم است زیرا قاهره فرض می کند که هیچ تغییری در قدرت در تهران رخ نخواهد داد. سعودیها می دانند که اسرائیل برای مدت طولانی به عنوان یک نقطه اشتعال باقی خواهد ماند و بنابراین یک پروژه بزرگ برای کشیدن کابل فیبر نوری از عربستان به یونان را متوقف کرده اند. در ابتدا، قرار بود این خط لوله از اسرائیل عبور کند، اکنون این خط از طریق سوریه عبور خواهد کرد. این نه تنها ابراز نارضایتی آشکار از اسرائیل است، بلکه ضربه ای به ائتلافی است که اسرائیل با یونان (که نتانیاهو سعی دارد از احساسات ضد ترکی آن به هر وسیله ممکن سوء استفاده کند) ایجاد می کند. از آنجا که پول از کشورهای عربی می آید، تصمیم در مورد مسیر کابل تا حد زیادی به ریاض بستگی دارد. برنامه های اسرائیل برای پروژه های متعدد ترانزیتی و مزایایی که این کشور از آشتی با پادشاهی های ثروتمند عرب به دست می آورد، عملاً زیر آوار درگیری غزه مدفون شده است. فرصتی برای برقراری روابط با سعودیها تنها زمانی ایجاد خواهد شد که نه تنها نتانیاهو استعفا دهد، بلکه نیروهای اسرائیلی از غزه خارج شوند. و این به معنای خروج از کل نوار غزه است که خود باید برای زندگی مسالمت آمیز فلسطینیها - عاری از تهدید و کنترل مداوم اسرائیل – بازسازی شود و توسعه یابد. این قطعاً با برنامه های مقامات اسرائیلی که روی درگیری ایران برای منحرف کردن توجه جهان از غزه حساب می کنند، مطابقت ندارد. با این حال، ایران از حمله آمریکا جان سالم به در خواهد برد و سرانجام نه تنها منزوی نخواهد ماند، بلکه روابط خود را با کشورهای عربی نیز احیا و تقویت خواهد کرد. چنین روندی حداقل به نفع مشترک آنهاست که کنترل جعبه پاندورا در خاورمیانه را از دست صهیونیست های آمریکایی و اسرائیلی خارج کنند.
https://ria.ru/20260221/tramp-2075875133.html
تلگرام راه توده:
|