راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

"ترامپ" نوزاد

دمکراسی مرده

جهان غرب است

هفته نامه «پس زمینه» آلمان

ترجمه ـ عسگر داوودی

     

طیف «لیبرال گلوبالیست» در «غرب جمعی» مدعی است: آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ از دموکراسی به سوی «خودکامگی انتخاباتی» حرکت می کند و در حال نابودی دموکراسی است، اما دموکراسی در غرب پیش از پیدایش پدیده ترامپ ناکارآمد شده و دیگر عملا وجود ندارد و آنچه که وجود ندارد را نمی توان نابود کرد.

از ژانویه 2025 (برای دومین بار)، کاخ سفید توسط رئیس جمهوری اداره می شود که در دنیای «قدیمی غرب جمعی» جنجال به پا کرده است. بر اساس گزارش نیویورک تایمز، پدیده دونالد ترامپ در آستانه «یکی از نفس گیرترین نقاط عطف سیاست خارجی آمریکا در نسل های اخیر با چرخشی 180 درجه ای دوستان و دشمنان را مجبور خواهد کرد تا خود را به طور بنیادین باز تعریف کنند.» وضعیت در غرب بیش از هر زمان دیگری بحرانی، آشفته و تقسیم شده است. در حالی که دولت جدید آمریکا از محدود شدن آزادی بیان در اتحادیه اروپا شاکی است، اتحادیه اروپا مدعی است که ما همچنان «دژ دموکراسی» هستیم و علیه اقتدارگرایی نوظهور جهانی مبارزه می کنیم. در مقطع فعلی ساختار سیاسی «غرب جمعی» در حال زیر و رو شدن است. احزاب راست گرا از جمله «حزب آلترناتیو برای آلمان» با دولت آمریکا همخوانی می کنند و این در شرایطی است که بلوک احزاب مدعی لیبرالیسم در آلمان با دولتی سرو کار دارند که ایدئولوژی اش در خود آلمان به عنوان «راست گرای تند» به چالش کشیده می شود.به راستی در غرب چه کسی راستگرا است و چه کسی نه!؟

چه کسی طرفدار دموکراسی است و چه کسی طرفدار نازی ها!؟ چه کسی «پیشرو» است و چه کسی «واپس گرا»!؟

دانشمندان علوم سیاسی «کالین کراچ» و «شلدون وولین» مدل سیاسیِ مشکل دار فعلی در غرب را «پسادموکراسی» (کراچ) و «تمامیت خواهی معکوس» (ولین) توصیف کرده اند. رئیس جمهور سابق اوباما دولت ترامپ را به «ترویج فرهنگ لغو دیگران» متهم می کند، اما باید توجه داشت که «فرهنگ لغو» اختراع دولت ترامپ نیست، بلکه تلاش همیشگی و سیستماتیک «غرب جمعی» برای حذف نظرات مخالف از گفتمان عمومی و «ساکت کردن و نابود کردن نظرات مخالف اجتماعی»بوده است. پدیده ای که مدت هاست در «غرب جمعی» بخشی از ابزارهای کنترل هوشمندانه متفکرین و افکارعمومی می باشد. احزاب راست به شیوه خود، آنچه سال هاست که این روش را در غرب همچنان ادامه می دهند، در نتیجه وقتی مسئولین اتحادیه اروپا دولت ترامپ را به تضعیف نهادهای پارلمانی و اجازه دادن به «ربودن سیاست» توسط میلیاردرها یا شرکت های فناوری متهم می کنند، باید تاکید کرد که این ادعا ها نشانه گذار جامعه آمریکا به دیکتاتوری (نئوفاشیستی) نیستند، بلکه نشانه های ترس مخالفان ترامپ از دولت ترامپ است. اما «مرگ بزرگ» دموکراسی در غرب با ریاست جمهوری ترامپ آغاز نشده است. بلکه ترامپ و همراهانش محصول دموکراسی نابود شده در «غرب جمعی» اند.

در «غرب جمعی»، «دموکراسی مدیریت شده» دچار بحران شده است؛ نظام پارلمانی رو به افول است، مردم ایالت ها شورش می کنند مثل سابق دیگر و به این آسانی قابل کنترل نیستند. «قدرت» به معنای واقعی کلمه به شبکه ای از نخبگان الیگارشیک، کنسرن ها و تراستها بزرگ منتقل شده است. شرکتهایی از جمله شرکت های تحت اختیار ترامپ رئیس جمهورآمریکا، مرتس صدراعظم آلمان یا ماکرون رئیس جمهور فرانسه، جناح های «چپ لیبرال تابع نظام سرمایه داری» و نه شرکتهای متعلق به جناح های راست نظام سرمایه داری نمی خواهند این نوع حکومت داری را ترک کنند. برعکس، آن ها به این «ساختار سود آور» نیاز دارند تا بتوانند به عنوانِ اقلیتِ مالکان مسلط بر ابزار تولید، با شعار های پوپولیستی حکومت کنند. چالش متقابلِ دو اردوگاه در غرب، امروزه، اختلاف نظر برای حفظ یا نابودی دموکراسی نیست، بلکه درباره «چگونگی تثبیت نظم پایه سرمایه داری و کوشش برای ساختن مرحله پسادموکراسی از این نظام بیمار» است. در این مرحله بحث ایدئولوژیک بین دو اردوگاه در غرب عمدتا حول این سؤال می چرخد که کدام قالب سیاسی – لیبرالیسم چپِ تابع سرمایه داری و یا طیف سیاسی رسما «نئوکان» – شکل بهتری از توسعه برای سرمایه داری متأخر است؟

(واژهٔ «نئوکان» مخفف کلمه « Neoconservative» است و به معنای «نومحافظه‌کارجدید»می باشد. این اصطلاح به «دیدگاهی سیاسی» اشاره دارد که از دههٔ1960  در آمریکا شکل گرفته و بر سیاست خارجی مداخله‌گرایانه و قدرت نظامی امپریالیسم آمریکا تأکید دارد. نومحافظه‌کاری یک جریان فکری است، نه یک حزب رسمی. آنها ها معتقدند آمریکا باید با اعمال «اقدامات پیش‌دستانه نظامی» ترکیب سیاسی جهان را شکل بدهد. این طیف بر اعمال سیاست زیر تاکید دارد: اقتصاد بازار آزاد سرمایه داری، مخالفت با ارائه خدمات اجتماعی توسط دولت و دولت رفاه، تأکید بر ارزش‌های سنتی قدیمی در اخلاق ـ سیاست، همچنین نئوکان‌ها به «لیبرال‌های ضدکمونیست» معروف می باشند. «مارکو روبیو»وزیر خارجه دولت ترامپ و «مایکل والترز» از جمله افراد این طیف در دولت ترامپ هستند.

«کامالا هریس» به عنوان یک نئوکانِ عضو حزب دموکرات نشانه این امر است که افراد جریان نئوکان فعلی در ایالات متحده فقط عضو حزب جمهوری‌خواه نیستند.م)

ترامپیسم قصد دارد تا نظام پسادموکراتیک را قابل حکمرانی کند و به سرمایه داری (به ویژه در آمریکا) کمک کند تا با جبران مافات، دوباره پویایی و قدرت بیشتری پیدا کند. ترامپیسم با «لیبرالیسم چپ تابع نظام سرمایه داری» مخالف است زیرا بر این باور است که این تفکر به «روح مارکسیسم» آلوده است. البته این ارزیابی ترامپیسم قطعا درست نیست، اما به عنوان باز نمایی و نمایش یک دشمن، در افکار عمومی امریکا نقش قابل توجهی ایفا می کند. در مقابل، «لیبرالیسم چپ تابع نظام سرمایه داری»، ترامپیسم را جنبش خطرناکی اعلام می کنند. اما سؤال این است که آیا این ادعا ها واقعا مبارزه ای میان «چپ» و «راست» است که در آن اولی تجسم پیشرفت اجتماعی و دیگری زوال واپس گرا معرفی می شود؟ جامعه شناس «آندریاس رکویتز» معتقد است که دوگانگی سیاسی «چپ» یا «راست» در غرب جمعی دیگر نمی تواند پیچیدگی سیاسی دوران «پسادموکراسی» فعلی را به درستی تعریف کند بلکه «پیدایش یک اردوگاه چپ جدید» با «نمایندگان لیبرالیزاسیون رادیکال در مناسبات اجتماعی» در حال تکامل است. بنابراین، «پایگاه های لیبرالیسم رادیکالِ چپ جدید» هم به سوی آزادسازی بازارها و هم به سوی «پویایی اشکال اجتماعی- فرهنگی جدید» گرایش دارد. آیا این پدیده سیاسی راست گرا است یا چپگرا؟ آینده به این سوال پاسخ خواهد داد.

نویسنده مطلب: هورست پولدراک (متولد1950) فیلسوف است (دکترا 1979، هابیلیتاسیون). او پژوهشگر مرکز فلسفه و تاریخ علم در بوستون در سال های1981 و 1982 و پژوهشگر آکادمی علوم مسکو در سال های1984 و1985 بوده است، او همچنین از 1987 تا 1992 استاد مدعو در دانشگاه آدیس آبابا بود. او بعدها در دانشگاه هاله - ویتنبرگ، مؤسسه محیط زیست لایپزیگ و مؤسسه تحلیل و مشاوره علوم اجتماعی کلن فعالیت کرد. از سال 1994 به عنوان مربی و همچنین در مدیریت شرکت های متوسط فعالیت داشته است. از سال 2006 تا 2011، پولدراک به عنوان مربی برای مدیران چینی در جمهوری خلق چین کار کرد. او آثار و مقالات متعددی منتشر کرده است که آخرین آن «شستشوی مغزی نئولیبرال» است.

https://www.hintergrund.de/politik/welt/paradigmenwechsel-in-der-postdemokratie/

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 996   - 17 دیماه  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت