راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

نگاهی به کتاب خاطرات مجدید فیاض

امام رضا

ثروتمندترین امام شیعیان

قاجارها برای ثروت آستانقدس رضوی کیسه دوختند، رضاشاه این کیسه را برکمر نظامی خود بست و "محمدرضا" نیز خود را تولیت آن کرد و نماینده ای را برای ادامه سلطه بر این امپراطوری به خراسان می فرستاد که بالای سر استاندار بود و باج به فرماندهان ارتش در خراسان هم نمیداد. جمهوری اسلامی همه تجربه دوران را برای تسلط کامل بر آستانقدس به خدمت گرفت و آن را تبدیل به یک امپراطوری کرد.

    

از میان كتاب‌های خاطراتي كه در سال‌های دولت خاتمی در ایران منتشر شد، شاید كم نظيرترين آنها خاطرات"عبدالمجید مجيد فیاض" باشد که بخشی از تاریخ دست به دست شدن آستانقدس رضوی در آن منعکس است. این كتاب، در 485 صفحه در تهران منتشر شد و در آخرین دوران حیات نویسنده، جلد دوم آن نیز انتشار یافت. در جلد دوم نکات خبری و تاریخی مهم و جالبی وجود دارد، اما به پای جلد اول نمی رسد.

فصل‌های نخست جلد اول كتاب  خاطرات مجید فیاض اختصاص دارد به اوضاع خراسان در سال‌های آستانه به قدرت رسیدن رضاخان و صدراعظمی كوتاه مدت او، كه بسرعت تبدیل به سلطنت وی شد. در همین فصل‌ها شرحی بدیع از مناسبات نزدیك رضاخان با روحانیون در دوران صدراعظمی وی و نقش آفرینان حوزه علمیه مشهد و آستانقدس رضوی در وقایع منجر به سلطنت رضاخان وجود دارد كه شاید برای نخستین بار در ایران فاش شده است. تجدد گرايی دوران رضاشاه كه كشف حجاب مشخصه آن بود، تجمع مردم در مسجد گوهرشاد مشهد، روحانیون نقش آفرین و مشوق این تجمع و سپس یورش نظامی‌ها به این تجمع، بی شك از فصول خواندنی این جلد است، بویژه در آن بخش كه روحانیون در مسجد گوهرشاد  سنگر را خالی می‌كنند و مردم بی‌دفاع را در مسجد گوهرشاد جلوی گلوله می‌دهند. حمله خونین نظامی به اجتماع و تحصن مردم در صحن مسجد گوهرشاد، سركوب مردم معترضی را همراه داشت كه نمی‌دانستند چرا حجاب برداشته می‌شود و چرا روحانیون از حجاب دفاع می‌كنند و اساسا دعوا بر سر چیست؟ حادثه مسجد گوهرشاد، به دیكتاتوری رضاخان چهره آشكار و بی پرده ‌ای داد که تا تلاش برای پیوند پنهان و آشكار رضاخان با هیتلر پیش رفت و منجر به ورود قوای متفقین به ایران و سقوط رضاخان شد. یک سر ماجرای مسجد گوهر شاد رقابت پنهان رضاشاه با روحانیون بر سر تسلط بر امپراطوری آستانقدس رضوی بود که با پیروزی رضاشاه پایان یافت و این نبرد و رقابت سرنوشت غم انگیزی را برای "آقا اسدی" تولیت آستان قدس در آن دوران، که انسان شریف و درستکاری نیز بود رقم زد. فصل اعدام "آقا اسدی" یکی از خواندنی ترین و تاثیر گذارترين فصول کتاب خاطرات مجید فیاض است. همین اعدام زمینه ساز، عزل فروغی از نخست وزیری و 8 سال خانه نشینی وی در زمان رضا شاه شد.

از فردای سقوط رضاخان، انگلستان از بیم رشد نیروهای ملی و چپ سرکوب شده در دوران رضاشاه، توسط عیادی خویش و با نفوذی كه در میان كارگزاران و وابستگان دربار پهلوی و در میان روحانیون داشت تلاش برای تقویت روحانیون سركوب شده در دوران رضاخان و ترویج خرافات مذهبی برای مقابله با افكار چپ و دمكرات در ایران را شروع کرد. هدف حفظ سلطنت و ایجاد انحراف در خواست عمومی مردم ایران برای تحولاتی بود كه با پایان جنگ دوم و بیرون آمدن جامعه از سیطره دیكتاتوری رضاخان از هر سو آغاز شده بود. انگلستان كوشید تحولات ایرانی را كه از سیطره دیكتاتوری رضاخانی خلاص شده بود در سقوط پدر و جانشینی پسر خلاصه و محدود نگهدارد.

آزادی زندانیان سیاسی، بویژه باقی ماندگان گروه 53 نفر، تاسیس حزب توده ایران، آغاز فعالیت این حزب و وقایعی كه از شهریور 20 تا كودتای 28 مرداد سال 32 بخشی از تاریخ معاصر ایران را شامل می‌شود، جانمایه ماندگار كتاب خاطرات مجید فیاض است.

مجید فیاض كه شجره‌ خانوادگی او به نادرشاه افشار باز می‌گشت خاطراتی را از دوران كودكی خود نقل می‌كند، كه ریشه در متن و حاشیه مناسبات اقتصادی- سیاسی بزرگترین بنیاد مالی ایران، یعنی آستانقدس رضوی دارد. شرح بیعت روحانیون حوزه مشهد و آستانقدس رضوی با صدراعظم كودتای سوم اسفند، جدال بین روحانیون و دربار رضاشاه برای سلطه بر این بنیاد عظیم مالی و سرانجام یافتن این ستیز به سود رضاخان و به قیمت كشتار در مسجد گوهرشاد، آشكارا نشان می‌دهد كه واقعه مسجد گوهرشاد نیز مانند هر پدیده و رویداد دیگری پیش از آنكه ریشه در تجددخواهی رضاخان و یا شریعت دوستی روحانیون داشته باشد، ریشه در ثروت عظیمی داشت كه در آستانقدس رضوی خوابیده‌ است. نویسنده از معدود روحانیون بازمانده از آن دوران كه تا انقلاب 57 زنده مانده بودند و نقش و موقعیتی كه بعدها در جمهوری اسلامی ایفاء كردند نیز یاد می‌كند، اما پیش از این بازماندگان، نویسنده از فرزندان و نوادگان آن روحانیون در كتاب خود اسم می‌برد: آیت‌الله غلامحسین طبسی (پدر شیخ عباس طبسی تولیت مادام  العمر آستانقدس رضوی به فرمان آیت الله خمینی)، طلبه جنجال آفرینی بنام "بهلول" كه در كشاندن مردم به مسجد گوهرشاد نقش مهمی برعهده داشت و پس از یورش نظامیان رضاخان به مسجد گوهرشاد، از كساني بود كه صدمه نديد! او بعدها مدعی شد كه با توصیه آیت‌الله العظمی آقاسید ابوالحسن اصفهان از نجف اشرف به مشهد اعزام شده بود. آیت‌الله حسین قمی (پدر آیت‌الله حسن قمی كه در جمهوری اسلامی منزوی و در مشهد حصر خانگی شد.)

مجید فیاض همچنین از فرزندان و نوادگان نظامیانی كه در خراسان تا پیش از سقوط رضاخان سایه دیكتاتور در منطقه بودند نیز یاد می‌كند. این فرزندان نیز مانند فرزندان روحانیون آن دوران كه به صف روحانیون مترقی و روحانیون مرتجع، روحانیون درباری و روحانیون مخالف دربار تقسیم شدند، این ها نیز برخی به صف ملیون جلب شدند، برخی كارگزار دستگاه سلطنتی فرزند رضاخان شدند و جمع قابل شمار و توجهی از آنها به صف حزب توده‌ ایران پیوستند و در دل حوادث تاریخی نقش آفرین، مرعوب، شهید، اعدام، مهاجر، حاكم و محكوم شدند.

بی شك نشان دادن ریشه و پیوند حزب توده ‌ایران در عمق جامعه و تحولات گذشته ایران، یادگاری است كه از مجید فیاض باقی خواهد ماند. نویسنده خاطرات كه طبق نوشته خویش بعد از كودتای 28 مرداد از سیاست فاصله گرفته و پس از انقلاب 57 نیز به صفوف حزب توده ‌ایران نپیوست، در سراسر كتاب خود به ستیزی افشاگرانه علیه جداشدگان پرادعا از حزب توده ‌ایران می ‌پردازد و از بردن نام برخی از این چهره‌ها- نظیر انورخامه‌ ای و خلیل ملكی- كه هم چنان پیروان و مقلدانی پرادعا از خود باقی گذاشته‌ اند می‌پردازد. او پروائی به خود راه نداده و در سخت‌ ترین و دشوارترین سال‌های یورش همه جانبه جمهوری اسلامی به حزب توده‌ایران، با سند و برهان به دفاع از نقش تاریخی حزب توده‌ ایران پرداخته ‌است. امری كه صداقت این عضو نپيوسته به صفوف حزب در سال‌های پس از انقلاب 57 را برتر و والاتر از ادعاهای كسانی قرار می‌دهد كه 3-4 سالی بعد از پیروزی انقلاب از دروازه گشوده حزب در خیابان 16 آذر وارد آن شده و پس از یورش به حزب و بویژه در مهاجرت از در پشتی گریختند و اكنون با تف كردن به گذشته خویش آینده ای را در كنار سلطنت طلب‌ها جستجو می‌كنند. خاطرات مجید فیاض نشان می‌دهد، كه امثال او و كسانی كه وی از آنها در كتابش نام برده و قهرمانان گمنام جنبش‌ها و خیزش‌های یكصد سال اخیراند، از جمله كسانی هستند كه نه در پی جاه و مقام و نه از سر هوا و هوس به جنبش عمومی و مترقی مردم ایران پیوسته و حزب توده‌ ایران را سنگر خود یافته بودند. شرحی كه مجید فیاض درباره نقش مترقی و ملی فرقه دمكرات آذربایجان در كتاب خاطرات خود می‌دهد، او را در كنار جسورترین خاطره نویسان دوران اخیر قرار می‌دهد.

 جلد دوم كتاب خاطرات مجید فیاض سال‌های پس از 28 مرداد تا انقلاب 57 را شامل می‌شود.

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 997   - 24 دیماه  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت