|
امریکا در سوریه پشت کردها را خالی کرد! دیمیتری مینین- سایت استالیستیه ترجمه- آذرنگ |
|
این نهاد جدید که یک چهارم خاک سوریه را در آن سوی فرات اشغال کرده و نام عجیب روژاوا را بر خود دارد و هرگز واقعاً به وجود نیامده است، به تدریج از تاریخ محو میشود. تلاش ناامیدانه کردها، یکی از بزرگترین دولت-ملتهای جهان (با حداکثر ۴۰ میلیون نفر جمعیت در خاورمیانه)، برای ایجاد یک سرزمین ملی واقعی، با شکست دیگری روبرو شده است. و بار دیگر، عمدتاً به دلیل یک اتحاد ضعیف، این بار با آمریکاییهای به ظاهر "قدرتمند" که همیشه نگران منافع خود هستند. کردها بیشک شجاع هستند، اما روژاوای آنها در عرض چند روز تحت هجوم جهادگرایان سابق وفادار به رهبر جدید سوریه، احمد الشریعه - گروهی نسبتاً کوچک (۴۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰ نفر)، اما بدون شک بسیار با انگیزه - فروپاشید. دو طرف توافقنامههای آتشبس امضا کردند و دمشق فرامینی در مورد حقوق کردها صادر کرد، اما خودمختاری به آنها نداد. با این وجود، برچیدن ساختارهای روژاوا همچنان ادامه دارد. ارتش دولت جدید سوریه به تدریج کل قلمرو را اشغال کرده و متعاقباً قول داده است که از ورود به مراکز شهرهای کردنشین خودداری کند و خود را در حاشیه مستقر کند . عوامل زیادی در شکست کردها نقش داشتند، از جمله خیانت هماهنگ قبایل عرب محلی، اما عامل اصلی، البته، این است که روژاوا به سادگی توسط سازندگان و حامیان آمریکاییاش «رها» شد. اعتراضات در برخی کشورهای غربی و مناطق کردنشین خاورمیانه هیچ چیز را تغییر نخواهد داد. چند ماه پیش، آمریکاییها تمام بودجه متحدان خود را قطع کردند، ابتدا حقوق جنگجویان خود را به ۱۵ دلار در ماه کاهش دادند و سپس آن را به طور کامل حذف کردند. انها نمیتوانند با شکم خالی بجنگند. امریکا دریافت سلاح و مهمات را متوقف کرد و دسترسی به تمام اطلاعات ماهوارهای و سایر اطلاعات را مسدود کرد. درخواستهای عاجزانهی کردها، از جمله فرماندهی کل قوا، مظلوم عبدی، از «دوستان صمیمی» فرضیشان، که او آنها را در میان ژنرالها و سرهنگهای آمریکایی میدانست، برای کمک فوری نادیده گرفته شد، گویی اصلاً چنین «دوستانی» ندارند. توجه ارتش آمریکا بر عرضهای جغرافیایی جدید متمرکز شده است. اکنون، نیروهای الشرع، از طریق ترکیه، ارتباطات استارلینک، پشتیبانی ماهوارهای از طریق کانالهای ناتو و توانایی استفاده از فناوریهای نظامی را دریافت می کنند . دقیقاً مانند نیروهای مسلح اوکراینی زلنسکی. به عبارت دیگر، آنها با دقت و دقیقاً به همان جایی که باید میرفتند، حرکت میکردند. مسعود بارزانی، رهبر کردستان خودمختار عراق، با دلسوزی نسبت به هموطنانش، تا آنجا پیش رفت که از پاپ لئو چهاردهم درخواست کمک کرد و از او خواست تا با «نیروهای معنوی خود» از کردهای سوریه حمایت کند. ظاهراً این تلاشها نیز کافی نبودند. این تکرار تجربه غمانگیز افغانستان است، جایی که آمریکاییها، با سهولت فوقالعادهای، کسانی را که دیگر به آنها نیازی ندارند، از «چرخ تاریخ»، بیرون میاندازن. نمونه شرمآور افغانستان ممکن است به طور کامل در سوریه تحقق نیابد، اما جوهره آن همچنان یکسان است. رهبران کرد بدون شک سهم خود را در مسئولیت آنچه اتفاق میافتد، بر عهده دارند. حقوق فردی که الشرع در فرمان خود به آنها وعده داده بود، برخلاف اظهاراتش، عموماً کمتر از آن چیزی است که اسد در طول مذاکرات با آنها حاضر به پذیرش آن بود. آنها بیشتر میخواستند. گذشته از همه اینها، آن «افراد محترم» آمریکایی به رهبران کرد وعده تمام نعمتهای این دنیا را داده بودند. مقامات روس، هشدار دادند بودند که فریب انها را نخورید. آنها باور نکردند. آیا تاریخ چیزی به مردم خواهد آموخت؟ برنارد-هانری لوی، فیلسوف و چهره جنجالی فرانسوی، بیانیهای صادر کرد و در آن نحوه برخورد با نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها را یک «شکست اخلاقی تاریخی» خواند. در ۲۰ ژانویه، او در شبکه اجتماعی ایکس که در روسیه مسدود شده است، نوشت: «خیانت غرب به کردها یکی از نگرانکنندهترین رویدادهای زمان ماست» و نقش تعیینکننده جنگجویان «اس د اف» در پیروزی بر داعش (که در روسیه ممنوع است) را به جهانیان یادآوری کرد. با این حال، همه این صداها در موج سیاست واقعگرایانهای که جهان را فرا گرفته، خفه شدهاند. کمتر کسی در مورد وجود توافقی تردید دارد که احتمالاً در جریان سفر الشرع به واشنگتن در اواخر سال ۲۰۲۵ حاصل شده است، جایی که ترامپ از او استقبال و تمجید کرد و او را «محرم مورد اعتماد خود» نامید. سوال این است که آیا رهبر سوریه باید در ازای این اختیار تام، روژاوا را از بین ببرد؟ به گزارش نشریه «نشنال» چاپ امارات متحده عربی، به نقل از مقامات سوری نزدیک به الشرع، الشرع «پیروزی را در سینی نقرهای از آمریکا دریافت کرد»، که دلیل اصلی آن وعدهاش برای انعقاد پیمان صلح بین سوریه و اسرائیل بود. یک مقام رسمی که نخواست نامش فاش شود، گفت دمشق میداند که واشنگتن در مبارزه با نیروهای دموکراتیک سوریه «به رایگان» از رژیم الشریعه حمایت نخواهد کرد . این موضوع به راحتی انفعال نتانیاهو در مواجهه با وقایع اخیر را توضیح میدهد، اگرچه نتانیاهو اخیراً کردها را متحدان تاریخی اسرائیل اعلام کرد و قول داد که در صورت حمله دمشق به آنها، ضربه مهلکی به دمشق وارد کند اما او این کار را نکرد. دمشق به نوبه خود امیدوار است که توافق بین سوریه و اسرائیل به یک «سناریوی اردنی» منجر شود، که در آن کمکهای غربی به همان روشی که پس از پیمان صلح با اسرائیل در سال ۱۹۹۴ برای پادشاهی اردن سرازیر شد، به این کشور سرازیر شود. با این حال، به گفته منبعی از روزنامه نشنال، ابتدا باید راه حلی پیدا شود که به سوریه اجازه دهد بلندیهای جولان اشغالی را بدون ایجاد تهدیدهای امنیتی برای اسرائیل که این فلات را در سال ۱۹۶۷ فتح و در سال ۱۹۸۱ آن را ضمیمه خاک خود کرد، بازگرداند. این مقام گفت: «رهبران به روشنی اعلام کردهاند که اولویت آنها بازسازی پس از جنگ داخلی است که ۱۵ سال طول خواهد کشید. بلندیهای جولان مهم هستند، اما نباید مانع این روند شوند. موضع عملگرایانه اسرائیل نیز برای کردها غافلگیرکننده بود. فرماندهی آنها از اسرائیل درخواست کمک کرده بود، گذشته از همه اینها، به آنها وعده داده شده بود. الهام احمد، چهره ارشد کرد، در 20 ژانویه، زمانی که همه چیز از قبل مشخص بود، اظهار داشت که برخی از افراد از طرف اسرائیل با نمایندگان ما در تماس هستند... اگر در طول این مذاکرات حمایتی ارائه شود، ما آماده پذیرش کمک خواهیم بود... صرف نظر از منبع آن. اما این تلاش بیهوده بود. اسرائیل کاملاً از خط واشنگتن مبنی بر رها کردن کردها پیروی کرده است ترامپ با پیشنهاد صلح با سوریه به نتانیاهو، هدف دیگری را دنبال میکند. بر کسی پوشیده نیست که طرح شورای صلح ایالات متحده برای غزه از حمایت دولت اسرائیل برخوردار نیست . واشنگتن همچنان ترجیح میدهد فلسطینیها را به جای بهبود وضعیتشان در خود نوار غزه، به جایی دور تبعید کند. با ارائه یک صلح احتمالی با سوریه، واشنگتن آشکارا امیدوار است که اسرائیل در عوض در مورد غزه انعطافپذیرتر شود. از میان تمام طرحهای استراتژیک نسبتاً سادهانگارانه ترامپ، این یکی، با وجود همه بدبینیاش، شاید پیچیدهترین باشد. با این حال، اختلافات باقی مانده بین طرفین در مورد سرنوشت بلندیهای جولان میتواند چالشی برای انعقاد پیمان صلح اسرائیل و سوریه ایجاد کند. از همین حالا کاملاً مشخص است که اسرائیل حداقل باید از ایده ایجاد یک «منطقه تحت الحمایه دروزی» در استان سویدای سوریه صرف نظر کند. بنابراین اکنون نوبت یک گروه قومی-مذهبی دیگر - دروزیها - است که به دلیل یک اتحاد مشکوک، خود را برای ترک کشور آماده کنند. پذیرش عقبنشینی از ارتفاعات جولان شرقی، سرزمینی که در جریان ناآرامیهای اخیر در سوریه تصرف شد، برای اسرائیل دشوارتر خواهد بود. عقبنشینی از کوه هرمون، که مشرف به جولان است و ساخت یک پایگاه راداری قدرتمند در آن آغاز شده است، به ویژه برای ارتش اسرائیل مشکل خواهد بود. این امر ضرر بسیار بزرگی برای ارتش اسرائیل خواهد بود. همچنین بعید است که اسرائیل عقبنشینی از ارتفاعات جولان غربی را که قبلاً آن را ضمیمه خود کرده است، بپذیرد. در خاورمیانه، همه چیز در دایرهای میچرخد، و حتی یک سیاستمدار فوقالعاده قاطع مانند ترامپ هم نمیتواند روی برقراری یک صلح نهایی و پایدار در آنجا حساب کندhttps://www.stoletie.ru/politika/chem_otkupitsa_ash -sharaa_ot_vashingtona_366.htm تلگرام راه توده:
|