|
پنجاه و یکمین ایالتی که ترامپ در سر دارد! والنتین کاتاسونوف بنیاد فرهنگ استراتژیک ترجمه- کیوان خسروی |
|
در رسانهها و محافل سیاسی آمریکا مدتهاست اصطلاح «ایالت پنجاه و یکم» بکاربرده می شود. کشورها و سرزمینهایی که میتوانند جزو پنجاه ایالت موجود ایالات متحده آمریکا شوند، چنین نامیده می شوند. تا سال ۱۹۵۹، ایالات متحده از ۴۸ ایالت تشکیل شده بود. و تا این زمان، اصطلاح «ایالت چهل و نهم» بکار برده میشد. وقتی آلاسکا و هاوایی حالت ایالت را بخود گرفتند، اصطلاح «ایالت پنجاه و یکم» جایگزین آن شد. همه چیز با ۱۳ ایالتی که ۲۵۰ سال پیش اعلامیه استقلال را امضا کردند، آغاز شد. این امر در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ رخ داد و این تاریخ، لحظه تولد یک دولت مستقل بحساب می آید. اکنون ۲۵۰ سال است که ایالات متحده، بیشتر از همه با کمک نیروی نظامی در حال گسترش فضا و خاک خود است. گاهی هم با پول (برای نمونه، خرید لوئیزیانا از فرانسه در سال ۱۸۰۳ یا آلاسکا از روسیه در سال ۱۸۶۷) انجام شده است. در دوران شوروی در ادبیات ما، چنین اشتیاق جهان نو برای تصاحب سرزمین ها، «استعمار» و «امپریالیسم» نامیده میشد. به نظر میآمد که پس از پایان جنگ جهانی دوم، توسعه طلبی ارضی ایالات متحده آمریکا پایان یافته است. آخرین تصرفات و الحاق ارضی، بر پایه منابع رسمی آمریکا، در سال ۱۹۴۷ انجام شدند: جزایر مارشال، ماریانا و کارولین. و گویی در آن دوران، اینها نه تصرف ارضی، بلکه انتقال جزایر استوایی و دورافتاده تحت قیمومیت ایالات متحده بر اساس تصمیمات سازمان ملل متحد بودند. برای اطلاع اشاره می کنم که در زمان تشکیل دولت ایالات آمریکای شمالی در سال ۱۷۷۶، مساحت آن برابر 3/2 میلیون کیلومتر مربع بود و امروزه، طبق دادههای رسمی، مساحت قلمرو ایالات متحده آمریکا 8/9 میلیون کیلومتر مربع است. و این بدون احتساب این است که ایالات متحده آمریکا همچنین چندین متصرفات دارد که موقعیت ایالتها را ندارند: پورتوریکو و جزایر ویرجین در کارائیب، ساموآی شرقی، گوام، جزیره میدوی، جزیره ویک و سایر جزایر در اقیانوس آرام. مطمئنم که در چهارم ژوئیه امسال، در جریان جشن دویست و پنجاهمین سالگرد ایالات متحده آمریکا، چهل و هفتمین رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، با افتخار به یاد خواهد آورد که چگونه طی دو سده و نیم، قلمرو این دولت تقریباً 3/4 برابر افزایش یافته است. پس از تقریباً هشتاد سال وقفه، ایالات متحده آمریکا بار دیگر اشتهای سیریناپذیری برای بدست آوردن و تصرف ارضی پیدا کرده است. برانگیخته شدن این اشتها با ظهور دونالد ترامپ، چهل و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، به کاخ سفید مرتبط است. اصطلاح "ایالت پنجاه و یکم" فعالانه هم توسط خود ترامپ و هم توسط اطرافیان وی بکار برده می شوند. در وهله نخست این عنوان به کانادا داده شد. و بهر حال مساحت آن با مساحت خود ایالات متحده آمریکا قابل مقایسه است (مساحت کل کانادا 98/9 میلیون کیلومتر مربع است که شامل 05/9 میلیون کیلومتر مربع خشکی میشود). ترامپ خیلی مایل است به خاطر اینکه در دوران تصدی خود به عنوان چهل و هفتمین رئیس جمهور، با الحاق کانادا، مساحت کشور را در یک اقدام ناگهانی دو برابر کرده ، شهرت کسب کند. برنامههای ترامپ برای کانادا را نمیتوان صرفاً رویاپردازی دانست. در فوریه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در رسانههای اجتماعی نوشت که کانادا باید به عنوان ایالت پنجاه و یکم به ایالات متحده آمریکا بپیوندد تا مالیاتها را کاهش داده و از عوارض گمرکی اجتناب کند. سپس، در فوریه سال گذشته، ترامپ در مصاحبهای با فاکس نیوز اظهار داشت:«من فکر میکنم کانادا ایالت پنجاه و یکم بسیار بهتری خواهد بود زیرا ما سالانه ۲۰۰ میلیارد دلار به کانادا ضرر میکنیم» .پیشنهاد تبدیل شدن کانادا به ایالت پنجاه و یکم توسط چهل و هفتمین رئیس جمهور آمریکا در دیدار با نخست وزیر مارک کارنی در کاخ سفید در ۶ مه ۲۰۲۵ مطرح شد. به عنوان کاندیدای افتخاری «ایالت پنجاه و یکم» همسایه جنوبی ایالات متحده آمریکا ، مکزیک، نیز معرفی شد. تا قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری به عنوان چهل و هفتمین رئیس جمهور در دسامبر 2024، ترامپ موارد زیر را گفت : « ما سالانه بیش از 100 میلیارد دلار به کانادا یارانه میدهیم. ما تقریباً 300 میلیارد دلار به مکزیک نیز یارانه میدهیم. ما نباید این کار را انجام دهیم؛ چرا به این کشورها یارانه میدهیم؟ اگر قرار است به آنها یارانه بدهیم، بگذارید تبدیل به ایالت شوند .» ترامپ دیرتر در اظهارات خود در مورد مکزیک محتاطتر شد. او دیگر پیشنهاد ادغام آن را به عنوان «ایالت پنجاه و یکم» در ایالات متحده آمریکا مطرح نکرد و خود را به درخواست کنترل بر همسایه جنوبیاش محدود کرد. انصافاً باید اذعان کرد که دونالد ترامپ هرگز از هیچ سرزمین خارجی دیگری به عنوان «ایالتهای» بالقوه آینده در ایالات متحده آمریکا نام نبرده است. او تنها خواستار کنترل بر سرزمینهای خارجی شد. این سرزمینها شامل گرینلند، پاناما، ونزوئلا، کلمبیا، کوبا، نوار غزه، اوکراین و ایران میشدند. ترامپ وقتی صحبت از روشهای ایجاد کنترل میشود، هیچ ابایی ندارد. برای نمونه، در مورد پاناما، او گفت: « این کار(انتقال اداره کانال به پاناما) نه برای نفع دیگران ، بلکه صرفاً به عنوان نشانهای از همکاری بین ما و پاناما انجام نشده است. اگر اصول اخلاقی و قانونی این اقدام سخاوتمندانه و خیرخواهانه رعایت نشود، ما درخواست خواهیم کرد که کانال پاناما به طور کامل و بدون هیچ گونه پرسشی به ما بازگردانده شود». و در اینجا «آشکارسازیهای» ترامپ در مورد کوبا در طول گفتگو با مجری رادیو هیو هیویت آمده است. مجری رادیو پرسید که آیا زمان آن رسیده است که ایالات متحده آمریکا فشار بر کوبا را افزایش دهد، زیرا به گفته او، دولت این کشور «در حال مکیدن خون مردم این جزیره است». آقای ترامپ پاسخ داد: «صادقانه بگویم، من نمیدانم چطور میتوانم به آنها فشار بیاورم جز اینکه حمله کنند و همه چیز را در هم بکوبند.» درست است، برخی از سیاستمداران آمریکایی بر این باور هستند که فهرست نامزدهای نقش «ایالت پنجاه و یکم»، که شامل کانادا و مکزیک میشود، باید گسترش یابد. برای نمونه، در کنگره ایالات متحده آمریکا، آنها از قبل تقسیم «پوست خرس کشته نشده» به نام «گرینلند» را آغاز کردهاند. بحثهای داغی، با جدیت تمام، در مورد اینکه گرینلند پس از اشغال توسط آمریکا چه وضعیتی باید داشته باشد، در جریان است. برخی میگویند «سرزمین وابسته» (چیزی شبیه پورتوریکو یا گوام)؛ برخی دیگر میگویند «ایالت» (همان ایالت پنجاه و یکم). هم اکنون اعلام شده که رندی فاین، نماینده جمهوریخواه کنگره آمریکا، لایحهای را برای «الحاق و اعطای استقلال به گرینلند» ارائه کرده است. متن این لایحه میگوید: « رئیسجمهور گزارشی حاوی تغییراتی در قانون فدرال را که برای پذیرش سرزمین تازه به دست آمده به عنوان یک ایالت در ایالات متحده آمریکا ضروری میداند، به کنگره ارائه خواهد کرد تا تصویب اعطای استقلال به گرینلند پس از تصویب قانون اساسی که کنگره آن را جمهوریخواه و مطابق با قانون اساسی ایالات متحده آمریکا تعیین خواهد کرد، تسریع شود». دونالد ترامپ فقط خواستار الحاق گرینلند شد، اما قول نداد که آن را به "ایالت پنجاه و یکم" تبدیل کند. با این حال، برخی از "نمایندگان مردم" در کنگره معتقدند که گرینلند شایسته نام والای "ایالت" است؛ این امر به ایالات متحده آمریکا اجازه میدهد تا فراتر از نیمکره غربی گسترش یابد و جایگاه شایسته خود را در نیمکره شرقی نیز به دست آورد. در آن صورت، آمریکا واقعاً به یک امپراتوری جهانی تبدیل خواهد شد - صلح آمریکایی .(پکس آمریکانا). در مورد سایر کشورها و سرزمینهای موجود در فهرست الحاقات آمریکا چه باید کرد؟ چه وضعیتی باید به آنها داده شود؟ گویا وضعیتی مشابه پورتوریکو. پورتوریکو در سال ۱۸۹۸ در نتیجه پیمان پاریس، که به جنگ اسپانیا و آمریکا پایان داد و اسپانیا را ملزم به واگذاری جزیره به ایالات متحده آمریکا کرد، به قلمرو ایالات متحده آمریکا تبدیل شد. در حال حاضر، این جزیره حدود ۴ میلیون نفر جمعیت دارد (برای مقایسه، وایومینگ کمتر از ۶۰۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد). اگرچه پورتوریکوها شهروند ایالات متحده آمریکا هستند، اما تحت پوشش منشور حقوق یا مقررات تأمین اجتماعی ۵۰ ایالت قرار ندارند. این جزیره یک فرماندار و یک پارلمان دارد، اما اینها صرفاً قدرت ظاهری هستند. قدرت واقعی در دست رئیس جمهور پورتوریکو است که رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا است. قابل توجه است که پورتوریکوها در انتخابات ریاست جمهوری رأی نمیدهند. ساکنان پورتوریکو بارها تلاش کردند تا از طریق همهپرسی به ایالت تبدیل شوند. اما همه این تلاش ها بیهوده بودهاند. پورتوریکو اکنون ۱۲۸ سال است که مستعمره ایالات متحده آمریکا است. ظاهراً ترامپ در تلاش است ونزوئلا را تقریباً به همان روشی که زمانی پورتوریکو را تحت کنترل ایالات متحده آمریکا درآورد، تحت کنترل خود درآورد. او رویای حکومت بر ونزوئلا را همانطور که بر پورتوریکو و سایر سرزمینهای وابسته حکومت میکند، در سر میپروراند. چندی پیش، چهل و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا تصویری از خود را در رسانههای اجتماعی منتشر کرد (شبیه به بیوگرافی ویکیپدیا) که در آن عنوان جدیدی را به خود نسبت داده است: "رئیس جمهور موقت ونزوئلا". ظاهراً او در ژانویه 2026 منصوب شده است. او همچنین سمت کنونی خود را به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا حفظ کرده است. این احتمال وجود دارد که واشنگتن بتواند شیوههای مدیریتی امپراتوری استعماری بریتانیا را اتخاذ کند، زمانی که لندن فرمانداران کل را برای اداره مستعمرات خود منصوب میکرد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه کنونی، میتواند یکی از این فرمانداران کل شود. این ایده توسط کلیفورد اسمیت، رپر معروف آمریکایی، به ترامپ پیشنهاد شد که در سایت رسانه اجتماعی X نوشت: "مارکو روبیو رئیس جمهور کوبا خواهد شد." رئیس جمهور همچنین از ایده رئیس جمهور شدن مارکو روبیو در کوبا حمایت کرد. این ایده ابتدا توسط کلیفورد اسمیت، رپر آمریکایی، در سایت رسانه اجتماعی X مطرح شد. این رپر نوشت: "مارکو روبیو رئیس جمهور کوبا خواهد شد." ترامپ در مورد پست او نظر داد و گفت که از این ایده خوشش آمده است: "عالی به نظر میرسد." ترامپِ تشنهی قدرت، آماده است تا نه تنها در نیمکرهی غربی، بلکه در نیمکرهی شرقی نیز بر سرزمینها حکومت کند. و این فقط مربوط به گرینلند نیست. او همچنین میخواهد در خاورمیانه نیز تأثیرگذار باشد. ترامپ، به ویژه، بسیار مشتاق ایدهی تبدیل نوار غزهی رنجکشیده به منطقهای ویژه است که در آن «صلح و رفاه» حکمفرما باشد. این منطقه توسط یک شورای صلح اداره خواهد شد که ترکیب آن در حال حاضر با مشارکت فعال چهل و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در حال توافق است. گزارشهای رسانهای حاکی از آن است که ترکیب این شورا هفتهی آینده در جریان نشست افتتاحیهی مجمع جهانی اقتصاد در داووس اعلام خواهد شد. با این حال، از قبل مشخص است که دونالد ترامپ ریاست این شورا را بر عهده خواهد داشت. ترامپ مدتهاست که رویای پنهانی نخستوزیر شدن در اسرائیل را در سر میپروراند. که، اتفاقاً، هم در ایالات متحده آمریکا و هم در خود اسرائیل اغلب به عنوان «ایالت پنجاه و یکم» شناخته میشود. آخرین ایالت در فهرست، اما از نظر اهمیت و نفوذ اولین ایالت. این تنها یکی از جزئیات تاریخ روابط ویژه ترامپ با اسرائیل است. در نوامبر ۲۰۱۹، یهودیان ارتدکس در شهر نیویورک مراسم جمعآوری کمکهای مالی برای کمپین ریاست جمهوری ۲۰۲۰ ترامپ ترتیب دادند. این مراسم در هتل اینترکانتیننتال منهتن برگزار شد. خود ترامپ نیز در آن شرکت کرد. این دوران برای او دوران سختی بود، زیرا روند استیضاح علیه چهل و پنجمین رئیسجمهور در کنگره ایالات متحده آمریکا آغاز شده بود. مشخص نبود که اوضاع برای ترامپ چگونه به پایان خواهد رسید. او در آن زمان گفت که اگر دموکراتها موفق شوند او را از کاخ سفید برکنار کنند، حاضر است به فعالیت سیاسی خود در اسرائیل ادامه دهد. و نه فقط به هر طریق دیگری، بلکه به عنوان نخستوزیر اسرائیل. ترامپ گفت": فکر میکنم ۹۸ درصد محبوبیت در اسرائیل دارم. اگر اتفاقی اینجا بیفتد، به اسرائیل میروم. من نخستوزیر خواهم شد ." حضار با خوشحالی از افشاگری دونالد ترامپ استقبال کردند. در ژوئن ۲۰۲۵، موضوع نخستوزیری احتمالی ترامپ در اسرائیل باردیگر در رسانهها مطرح شد. این بار، اما نه به جای ریاست جمهوری آمریکا، بلکه علاوه بر آن. به سخن دیگر، به صورت پاره وقت. استفن ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، در مراسمی که توسط سازمان داوطلبان اسرائیلی یونایتد هاتزالا برگزار شد، ترامپ را دوست قوم یهود خواند. او اعلام کرد:«بیاحترامی به نخستوزیر نتانیاهو که امروز با او صحبت کردم، نمیکنم، اما فکر میکنم رئیس جمهور ترامپ میتواند اولین رئیس جمهور مستقر باشد که همزمان نخستوزیر اسرائیل نیز هست». این اظهارات تشویق حضار را به همراه داشت. در اواخر ماه آوریل ۲۰۲۵، مجله آمریکایی بسیار معتبر و پرتیراژ «آتلانتیک» مقالهای جالب با عنوان «من کشور و جهان را اداره میکنم » منتشر کرد. نویسندگان این مقاله، اشلی پارکر و مایکل شرر، آن را بر پایه گفتگویی با دونالد ترامپ نوشته بودند. نویسندگان مقاله از رئیس جمهور پرسیده بودند که آیا دوره دوم ریاست جمهوری او با دوره اولش تفاوت دارد؟ او گفت که تفاوت دارد. وی گفت: «بار اول، من دو شغل داشتم - اداره کشور و زنده ماندن؛ همه این افراد بی شرف علیه من بودند. و بار دوم، من کشور و جهان را اداره میکنم.» دوباره تکرار کنم: بسیاری بر این باور بودند که امپریالیسم و توسعهطلبی آمریکایی در وهله نخست یک پدیده سده نوزدهمی و تا حدودی سده بیستمی است. به نظر می آمد که امپریالیسم بصورت کلاسیک خود با فروپاشی امپراتوری استعماری بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم برای همیشه ناپدید شده بود. ولی، ترامپ به جهانیان یادآوری میکند که امپریالیسم ناپدید نشده است، بلکه دوباره زاده می شود. و این بار، در نسخه آمریکایی. اما، سرعت این چرخش انقلابی حتی بیشتر از آنچه این نویسنده انتظار داشت، بوده است.
تلگرام راه توده:
|