راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

  سرمقاله 972
ترفند جدید شرق ستیزان داخلی
پس از حمله امریکا و اسرائیل

  

تجاوز اخیر اسرائیل به ایران که سپس با حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران همراه شد، ایران را ناگزیر به تصمیم گیری کرده است. مسئله امروز به این شکل مطرح است که یا ایران با ادامه سیاست خارجی کنونی و نشستن میان صندلی شرق و غرب، به سمت تجزیه خواهد رفت یا جایگاه خود را در نبرد کنونی داخلی و جهانی مشخص خواهد کرد.
مشکل اینجاست که برخی مسئله را به شکل یک انتخاب می بینند: انتخاب بین شرق، یا غرب، یا موازنه بین آن دو. در حالیکه مسئله امروز اصلا انتخاب نیست. مسئله این است که ما در جهانی زندگی می کنیم که در آن سرمایه‌داری نولیبرالی به بن بست خورده، برای نجات خود از این بن بست به جنگ و فاشیسم روی آورده، جهان بسرعت در حال تقسیم شدن به دو قطب کشورهایی است که می خواهند سلطه قدیمی و چندصد ساله خود را حفظ کنند به بهای استعمار و غارت و ویرانی کشورهای دیگری که قبلا تحت سلطه و استعمار آنها بوده اند. بنابراین اکنون مسئله انتخاب برای همه کشورهای جهان به پایان رسیده است و نه فقط ایران. حتی اروپا و آمریکا و روسیه و چین هم انتخاب ندارند چه رسد به ما. همه کشورهای جهان، و به ویژه کشور ما اکنون با ناگزیری هایی مواجه است که اگر آنها را درست درک نکند کشور را به سمت فاجعه و تجزیه می برد و اگر ارزیابی درستی از واقعیت کنونی جهان و ناگزیری های آن داشته باشد در مرحله اول می توان وحدت و حاکمیت ملی را حفظ کرد و سپس امکان های وسیعی برای توسعه کشور فراهم کرد.
البته عده ای در ایران که زندگی و فرزندان و حساب های بانکی شان با غرب پیوند خورده همچنان از سیاست قاجاری موازنه صحبت می کنند و مدعی اند که می توان بین دو لحاف شرق و غرب خوابید و به ویژه با شرق که از نظر آنها "کمونیستی" است نباید هم آغوش شد که هم برای سرمایه های شان در داخل خطر دارد و هم برای حسابهایشان در خارج کشور.
اینها حداقل ده سال است که توسعه اقتصادی و نظامی ایران را به تاخیر انداخته اند چرا که شرق ستیزی آنها فقط برای تغییر نظر در افکار عمومی نیست، بلکه برای ارسال پیام به کشورهایی نظیر چین و روسیه است که به ایران نباید اعتماد و با آن همکاری کرد. بعد از اینکه این پیام را به آنها رساندند بعد طلبکار می شوند که چرا آنها به ما اعتماد نمی کنند و آنطور که ما دوست داریم با ما همکاری نمی‌کنند!
بنابراین شرق ستیزی علاوه بر آنکه هدفش تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی است، تاثیرگذاری بر رهبران و سیاستگذاران کشورهای شرقی و باز داشتن آنان برای همکاری جدی با ایران است. این کشورها روی ایران نمی توانند به عنوان یک شریک و همکار واقعی حساب کنند نه فقط به دلیل آنکه درهمه ارکان آن از اقتصادی و نظامی و رسانه ای جاسوس های موساد و آمریکا رخنه کرده اند، بلکه از این جهت که سیاست های آن ناپایدار و فرصت طلبانه است. در این شرایط روابط ایران با این کشورها تحت هیچ شرایطی نمی تواند راهبردی شود، زیرا روابط راهبردی خود مشروط به شرایطی است که اکنون بین ایران، چین و روسیه وجود ندارد و توقعی بیش از آن هم نباید داشت.
شرق ستیزان ایرانی ترجیح می دهند اسرائیل به ایران حمله کند و آمریکا بمباران مان کند ولی با چین و روسیه روابط راهبردی نداشته باشیم. این تجاوز و حمله به دل آنان بیشتر می نشیند تا روابط راهبردی با چین و روسیه. برای همین است که پس از هر حمله ای بجای آنکه از غرب و آمریکا و اروپا انتقاد کنند که چرا به ما تجاوز و حمله کرده اند از چین و روسیه انتقاد می کنند که چرا از ما دفاع نکرده اند. در حالیکه آنان خود مانع اصلی هرگونه روابط راهبردی هستند که این مادی، قانونی و عملی پشتیبانی این کشورها سنگین تر از آنچه تا امروز کرده اند نسبت به کشور ما داشته باشند.

تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 972   - 25 تیر 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت