راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

نتیجه 12 روز جنگ

میان ایران و اسرائیل

مجله هارمونی- ترجمه- عسگر داوودی

     

می دانیم که درگیری بین اسرائیل و ایران پایان نیافته است. اسرائیل قبلا اعلام کرده است که  دوباره حمله خواهد کرد.

روشن است که اسرائیل در موقعیتی نبوده و نیست که بتواند تاسیسات هسته ای ایران را نابود کند، زیرا به حمایت تسلیحاتی ایالات متحده وابسته است. در پایان، نیروی هوایی اسرائیل تنها توانست بخشی از تاسیسات هسته ای روی زمین را نابود کند. مردم اسرائیل نیز به نوبه خود به طرز دردناکی آگاه شدند که نیروهای مسلح آنها – برای دومین بار از زمان حمله حماس – قادر به محافظت جامع از آنها در برابر حملات دشمن نیستند.

روشن شده است که اطلاعات اسرائیل بسیار موفقیت آمیز کار کرده است و بدیهی است که توانسته است به مأمورانش در ایران، به ویژه در نابودی متخصصان نظامی و هسته ای ایران، تکیه کند.

با این حال، این نیز غیرقابل انکار است که حملات ایران به اسرائیل موفق تر از آن چیزی بود که دولت اسرائیل اعتراف می کند، به ویژه علیه موسسات تحقیقاتی و آموزشی. تاکتیک ایران با ترکیبی از تعداد زیادی پهپاد و چند موشک قدرتمند، پدافند هوایی اسرائیل را تا حدی اشباع کرده و زرادخانه های تسلیحاتی را به طور قاطع خالی کرده است.

اختلاف بین آمریکا و ایران

می توان فرض کرد که عملیات آمریکایی "چکش نیمه شب" به اصرار نتانیاهو و لابی جهانی اسرائیل انجام شد. این حمله دریکشنبه 1 تیرماه رخ داد، اگرچه ششمین مذاکرات با ایران قرار بود دو روز بعد برگزار شود. اظهارات پرزیدنت ترامپ پس از استقرار نیروی هوایی ایالات متحده مبنی بر اینکه تاسیسات هسته ای ایران به طور کامل و جبران ناپذیر نابود شده است، عمدتا به عنوان توجیهی برای عدم عملیات بیشتر علیه ایران بود. اکنون مشخص شده است که استفاده از سلاح های آمریکایی که سنگر شکن هستند، خسارات قابل توجهی به بار آورده است، اما نمی توان در مورد نابودی کامل برنامه هسته ای ایران بحث کرد. ایران به حملات ایالات متحده نسبتا نمادین و برای حفظ آبرو واکنش نشان داد، زیرا می خواست از رویارویی نظامی تمام عیار با ایالات متحده و جنگ منطقه ای اجتناب کند. حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکایی "العدید" از قبل به ایالات متحده اعلام شده بود، بنابراین خسارت قابل توجهی وارد نشد. دولت ایران از حمله به سایر پایگاه های ایالات متحده در منطقه که همگی در تیررس موشک های ایرانی قرار دارند، و بستن تنگه هرمز به منظور کاهش تنش و امکان آتش بس توافق شده درسه شنبه 3 تیر خودداری کرد. ایران همچنان مایل به از سرگیری مذاکرات است.

نقش سازمان ملل متحد

پس از حملات هوایی اسرائیل، شورای امنیت سازمان ملل متحد در شنبه 24 خرداد یک جلسه اضطراری تشکیل داد، بدون اینکه نتیجه مشخصی حاصل شود.

در نشست اضطراری دیگری در یکشنبه اول تیر که ایران درخواست کرده بود، ایالات متحده و اسرائیل از حملات خود دفاع کردند با این استدلال که رژیم تهران نباید اجازه دستیابی به سلاح هسته ای داشته باشد.

در این نشست، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد خواستار یک راه حل مسالمت آمیز و دیپلماسی شد: «ما نمی توانیم و نباید از صلح دست بکشیم.»

 

او خواستار اقدام فوری و قاطع برای پایان دادن به جنگ و بازگشت به «مذاکرات جدی و پایدار» در مورد برنامه هسته ای ایران شد. او خواستار مذاکره برای یافتن راه حلی قابل راستی آزمایی با دسترسی نامحدود بازرسان هسته ای سازمان ملل و بازگرداندن اعتماد شد. مثل همیشه، سازمان ملل راهی برای اجرای خواسته های خود نداشت.

کارشناسان بین المللی و همچنین سرویس علمی بوندستاگ آلمان متقاعد شده اند که عملیات "شیر در حال خیزش" و "چکش نیمه شب" ناقض قوانین بین المللی بود.

اروپا نقش فعالی در این درگیری ایفا نکرد. به همین دلیل است که حملات نقض قوانین بین المللی محکوم نشد! کاملا برعکس: صدراعظم آلمان عملا آن را «کار کثیفی که اسرائیل برای ما انجام داد» توصیف کرد.

آژانس بین المللی انرژی اتمی در گذشته بر برنامه هسته ای ایران نظارت داشته است. پس از حملات هوایی اسرائیل و آمریکا، بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی مجبور شدند ایران را ترک کنند. با خروج بازرسان، تمام تأسیسات نظارتی آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز برچیده شده است، به طوری که دیگر هیچ کنترلی بر برنامه هسته ای ایران وجود ندارد. رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی متقاعد شده است که ایران اورانیوم غنی شده را از بخش های مختلف کشور به مکان امن برده است.

بدون آژانس بین المللی انرژی اتمی، هیچ نهادی نمی تواند تعیین کند که حملات اسرائیل و آمریکا تا چه حد مؤثر بوده و برنامه هسته ای ایران تا چه حد نابود شده است.

رافائل ماریانو گروسی، رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی، در شبکه سی بی اس ایالات متحده گفت که ایرانی ها می توانند «ظرف چند ماه یا حتی کمتر» دوباره اورانیوم را غنی سازی کنند. جدای از آن، مشخص نیست که چه اتفاقی برای حدود 408 کیلوگرم اورانیوم پس از بمباران ها افتاده است، که ایران قبلا آن را تا سطح بالای 60 درصد غنی کرده است. ما نمی دانیم این مواد کجا می تواند باشد. این اورانیوم که تا 90 درصد غنی می شود، حداقل برای 9 بمب اتمی کافی است.

عملیات نظامی اسرائیل و آمریکا وضعیت ژئواستراتژیک منطقه را به طور قاطع تغییر داده است. ایالات متحده همچنان شهرت و اعتبار خود را در میان کشورهای عربی از دست داده است. ایالات متحده به طور خاص در مورد دور دیگری از مذاکرات با ایران توافق کرده بود اما دو روز پیش از آن به ایران حمله کرد. این موضوع به ویژه در کشورهای خلیج فارس با توجه به شعاری که نمی توان به ایالات متحده تکیه کرد، با نگرانی فراوان مورد توجه قرار گرفت. در نتیجه، «اعلامیه پیمان ابراهیم» که توسط ایالات متحده در سال 2020 آغاز شد تا حد زیادی بی اعتبار شده است. عربستان سعودی این اعلامیه را که هدف آن عادی سازی روابط با اسرائیل است، امضا نخواهد کرد، اما در عوض تصمیم خواهد گرفت امنیت خود را خود به دست بگیرد. می توان فرض کرد که این کشور به دنبال همکاری با ایران باشد زیرا ایران به وضوح در موقعیتی است که می تواند از خود دفاع کند، حتی اگر در ابتدا مجبور باشد حملات هوایی اسرائیل و آمریکا را بپذیرد. یک دیپلمات با تجربه سعودی که نامش فاش نشده گفت:

«ریاض توهمات را فراموش می کند. گفتگو با همسایگان – نه اتحاد با واشنگتن و تل آویو – اکنون مسیر حفاظت از منافع عربستان سعودی است. این اکنون در مورد حقایق است، نه وفاداری های قدیمی. واقعیت این است که ایران اکنون جزء ثابتی از معادله امنیتی خلیج فارس است... این جنگ نقطه عطفی در تفکر آل سعود بود. ریاض اکنون می داند که ایران یک قدرت نظامی بالغ است که زورگوئی را نمی پذیرد. فشار سنتی دیگر کار نمی کند. امنیت عربستان اکنون به تعامل مستقیم با ایران بستگی دارد، نه به اسرائیل، و مطمئنا نه زیر چتر امنیتی رو به عقب نشینی آمریکا.»

این ارزیابی از وضعیت در اصل به ویژه در قطر، ایالات متحده و عمان مشترک است.

رویکرد محتاطانه ایران در قبال حمله آمریکا مبنی بر واکنش نمادین و با این وجود برای نشان دادن توانایی های نظامی خود، آگاهانه مورد وجه همه کشورهای خلیج فارس قرار گرفت، زیرا از تشدید بیشتر تنش و خطر آتش افروزی جلوگیری کرد. عراقچی وزیر امور خارجه ایران در فایننشال تایمز نوشت:

«ایران که زمانی اشتباه کرده بود، اکنون به طور مضاعف محتاط است. تعهد ما به اقدام مسئولانه برای جلوگیری از یک جنگ تمام عیار منطقه ای نباید به عنوان ضعف تعبیر شود. ما در آینده هر حمله ای را درهم خواهیم شکست و اگر روزی فرا برسد، ما توانایی های واقعی خود را آشکار خواهیم کرد تا هر گونه توهم در مورد قدرت ایران را از بین ببریم.»

از سوی دیگر، این واقعیت که «اعلامیه پیمان ابراهیم» عملا بی معنی شده است، موقعیت استراتژیک اسرائیل را نیز تغییر می دهد. علاوه بر جنگ غزه، عدم اجرای آتش بس در لبنان، رویارویی نظامی با یمن، روابط کاملا نامشخص با سوریه و آتش بس با ایران که هیچ نمی داند تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، زیرا هیچ شفافیتی در مورد برنامه هسته ای ایران وجود ندارد، اکنون فاصله کشورهای خلیج فارس از آمریکا و اسرائیل وجود دارد. همه اینها در مقابل چشمان مردم اسرائیل اتفاق می افتد که به طور فزاینده ای در مورد اینکه آیا نیروهای مسلح خود هنوز قادر به محافظت از آنها هستند یا خیر، تردید دارند.

این آخری نه تنها کم اهمیت نیست، بلکه مشخص کرده که ایالات متحده اکنون در پر کردن زرادخانه های سیستم های دفاع هوایی اسرائیل با مشکل مواجه است.

 

نتیجه

 

بی ثباتی منطقه به دلیل حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

اگر پرزیدنت ترامپ در سال 1392 توافق هسته ای با ایران را فسخ نمی کرد، رویارویی نظامی با ایران رخ نمی داد. مایکل اس لوبل، استاد فیزیک سیتی کالج نیویورک، میگوید که توافق ایران  (برجام) کار می کرد. ترامپ آن را پاره کرد، آشفتگی ایجاد کرد و اکنون می گوید: من منجی هستم». او گفت: «شکی نیست که توافق هسته ای با ایران کارساز بوده است. او آن را پاره کرد، به هم ریخت و اکنون می گوید: من نجات دهنده هستم.»

عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در فایننشال تایمز توضیح داد: «تنها در پنج جلسه در طول 9 هفته، استیو ویتکوف، فرستاده ویژه ایالات متحده، به بیش از چهار سال مذاکرات هسته ای با دولت شکست خورده بایدن دست یافتیم. ما در آستانه یک پیشرفت تاریخی بودیم.»

اگر اکنون راه حل دیپلماتیک برای همه درگیری های منطقه وجود نداشته باشد و توافق هسته ای جدیدی با ایران وجود نداشته باشد، باید بیم داشت که دانشمند ایرانی در شورای روابط خارجی آمریکا که 25 سال است برنامه هسته ای ایران را دنبال می کند، درست می گوید:

 او گفت: «من فکر می کنم جایی که ما به سمت آن می رویم این است که مرحله بعدی گسترش سلاح های هسته ای ایران، پراکندگی تلاش ها در سراسر کشور در تعداد زیادی کارگاه کوچک خواهد بود. آنچه ایرانی ها آموخته اند این است که حتی چیزی که در کوه قرار می دهید می تواند بمباران شود.»

این پیش بینی اکنون توسط بسیاری از کارشناسان آمریکایی و اروپایی به اشتراک گذاشته شده است و می تواند آغاز مرحله جدیدی از "پنهان کاری و جستجو" باشد.

احتمالا، جمعه 23 تیر ماه 1404 روزی بود که ایران تصمیم به ساخت بمب هسته ای گرفت، با این استدلال که داشتن سلاح های هسته ای به طور قطع مانع حملات هوایی مشابه ی می شود.

https://overton-magazin.de/hintergrund/politik/wird-der-iran-nun-ein-versteckspiel-beginnen/

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 974   -  8 مرداد 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت