|
گفتگوی پلاتفرم «ژاکوبین» با «ایلان پاپه» فلسطینی های درون اسرائیل را باید شناخت ترجمه عسگر داوودی |
|
ژاکوبین: شما آقای «ایلان پاپه» مورخ و فعال اجتماعی، زادهٔ 7 نوامبر 1954در حیفا و مورخ و نویسنده و استاد دانشگاه اکستر اسرائیلی- بریتانیایی هستید و از جمله طرفداران راه حل دو کشوری برای مناقشه اسرائیل و فلسطین. شما در کتاب قبلی خودتان پاکسازی قومی فلسطین در سال 2007 بر اساس اسناد ارتش اسرائیل، افشاء کردید که ایجاد کشوری یهودی در فلسطین شامل «اخراج برنامه ریزی شده» جمعیت بومی فلسطین است. موضوع کتاب جدیدتان فلسطینی های «فراموش شده» در اسرائیل است، می دانیم که بین رود اردن و دریای مدیترانه، اساسا سه گروه مختلف از فلسطینی هازندگی می کنند: کسانی که در کرانه باختری و غزهِ تحت اشغال زندگی می کنند، کسانی که در اورشلیم شرقی هستند و کسانی که شهروندان اسرائیل محسوب می شوند. لطفا توضیح بدهید که وضعیت شهروندان فلسطینی در کجا به وضوح از دیگران متمایز است؟ و چرا همانطور که عنوان کتاب شما می گوید "فراموش شده"؟ ایلان پاپه: فلسطینی های داخل اسرائیل آن فلسطینی هایی هستند که در طول نکبه، فاجعه سال 1948، اخراج نشدند. آنها تاریخ بسیار متفاوتی نسبت به سایر گروه های فلسطینی دارند، زیرا از ابتدا بخشی از دولت یهود بودند. سایر فلسطینی ها یا در داخل یا خارج از «فلسطینِ تاریخی» پناهنده بودند. آنها در سال 1967 در نوار غزه یا تحت حاکمیت اردن در کرانه باختری تحت حاکمیت مصر قرار گرفتند. دقیقا در این دوره - بین سال های 1948 و 1967 - بود که فلسطینی ها در اسرائیل تحت حکومت نظامی قرار گرفتند. حکومت نظامی اصطلاحی است که امروزه اکثر مردم از آن استفاده می کنند، وقتی در مورد کرانه باختری و نوار غزه صحبت می کنیم. این همان قاعده ای است که بر همان مقررات استعماری بریتانیا استوار است. این به ارتش اسرائیل اختیارات کاملا آزاد در تنظیم زندگی ملت تحت اشغال را می دهد. ارتش می تواند افراد را بدون محاکمه به زندان بیندازد، می تواند خانه ها را ویران کند و در به سادگی به مردم شلیک کند. این واقعیت فلسطینی ها در اسرائیل تا سال 1966 بود. در حالی که فلسطینی ها در غزه و کرانه باختری تا سال 1967 تحت حاکمیت اسرائیل قرار نگرفتند، وضعیت فلسطینی ها در اسرائیل از آن زمان به بعد بهبود یافت - آنها شهروند شدند. نمی گویم که آنها شهروند تمام عیار کشور شدند، اما حداقل دیگر تحت اشغال نظامی زندگی نمی کردند. اما آنها همچنان در معرض اشکال ظریف تری از تفکیک و تبعیض بودند، با این حال، اکثر این نوع تبعیض ها در قانون گنجانده نشده است. در طول 25 سال گذشته، سیستم سیاسی اسرائیل به شدت به سمت راست تغییر کرده و این موضوع زندگی فلسطینی ها در داخل اسرائیل را بسیار مشکل کرده است. در سال 2000، سیاستمداران اسرائیلی شروع به وضع قوانینی علیه فلسطینی ها در اسرائیل کردند. اقداماتی که قبلا غیررسمی بودند ناگهان در قانون گنجانده شدند. به عنوان مثال، فلسطینی ها همیشه دسترسی بسیار محدودی به زمین داشتند، آنها نمی توانستند سرزمین های خود را گسترش دهند - و ناگهان انجام این کار برای آنها غیرقانونی شد. آنها همچنین دیگر اجازه نداشتند در مورد «نکبه» صحبت کنند. همه اینها در قانون دولت- ملت 2018 گنجانده شده است که رسما تصریح می کند که فلسطینی ها می توانند شهروندان اسرائیل باشند، اما نمی توانند بخشی از یک «جامعه ملی» باشند. این فقط برای منطقه اشغالی سال 1948 نیست - بین رودخانه و دریا. قانون می گوید، فقط یک ملت وجود دارد و آن ملت یهود است. این عملکرد از نوع آن نوع « آپارتایدی نیست که در آن توالت ها، نیمکت ها یا اتوبوس ها از هم جدا شوند. در اینجا تفکیک بسیار پنهان تر است. فلسطینی ها در مقایسه با شهروندان یهودی شهروندان «درجه سوم»، محسوب می شوند.
س: شما در کتاب خودتان توضیح داده اید که تعامل واقعی بین فلسطینی ها و اسرائیلی ها بسیار کم است. مثلا ازدواج بین این دو گروه بسیار کم است
ج: بله، صهیونیسم یک جنبش استعماری است که در 120 سال گذشته فلسطین را مستعمره خود کرده است. اما جالب است که این استعمارگری هرگز نتوانسته است تا زبان استعمارگران را به ملت تحت استعمار تحمیل کند. در آپارتاید آفریقای جنوبی روابط بین سفیدپوستان و آفریقایی ها حتی بیشتر از فلسطین بود. اما این طبیعت صهیونیسم است، این یک ایدئولوژی «یهودی برتر» و «منحصر به فرد» است. به همین دلیل فشار فرهنگی ـ سیاسی است در مناطق تحت اشغال بر زندگی جفت های «مختلط» بسیار زیاد است. بیشتر آنها در مقطعی از زمان به خارج از کشور می روند. تفکیک بین اسرائیلی ها و فلسطینی ها بسیار شدید است، به ویژه در زمینه آموزش. اما دنیای تجارت با هم مخلوط است. حمل و نقل عمومی نیز تفکیک نشده است. یک دانشمند یک بار استدلال کرد: این شکل از آپارتاید نیست که در آن توالت ها، نیمکت ها یا اتوبوس ها از هم جدا شوند. «تفکیک بسیار پنهان تر است.» بطور مثال: اسرائیل چندین شهر در شمال کشور ایجاد کرده است. ایده این بود که آنها باید منحصرا یهودی باشند تا تعداد خود را در منطقه الجلیل افزایش دهند - زیرا اسرائیل نمی خواهد که اعراب زیادی در منطقه وجود داشته باشد. این «پروژه یهودی سازی منطقه الجلیل» نام داشت. در حزب کمونیست، فلسطینی ها و یهودیان در کنار هم، در یک سطح برابر و با احترام متقابل کار می کردند. این همزیستی بهترین مدل را برای اینکه یک زندگی مشترک ارائه می کرد.»
س: به حزب کمونیست اشاره کردید. چرا این حزب در گذشته در اسرائیل قدرتمند و محبوب بود، به ویژه در میان بسیاری از فلسطینی هایی که از این حزب حمایت می کردند؟
ج: زمانی که اسرائیل تأسیس شد - حداقل تا سال های 1967- 1968 - این کشور به دنبال حفظ روابط خوب با اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده بود. همچنین امید بود که یهودیان اتحاد جماهیر شوروی سرانجام به اسرائیل مهاجرت کنند. به همین دلیل، حزب کمونیست اجازه داشت تا وجود داشته باشد – در حالی که به عنوان مثال، از هر گونه تلاش فلسطینی ها در داخل اسرائیل برای تشکیل یک حزب صرفا ملی جلوگیری شد. برخی از فلسطینی ها ممکن است در واقع جذب ایدئولوژی سوسیالیستی یا مارکسیستی شده باشند، اما برای بسیاری، حزب کمونیست تنها گزینه سیاسی بود که به آنها اجازه می داد فلسطینی باشند. این تنها حزبی بود که در آن با اعراب و یهودیان به طور یکسان رفتار می شد. حزب کمونیست، فلسطینی ها و یهودیان در کنار هم، در شرایطی برابر، با احترام متقابل و رفتار برابر کار می کردند.
س: حزب کمونیست اسرائیل مانند بسیاری از جنبش های چپ دیگر، امروزه به سختی نقشی ایفا می کند. چرا اینطور است؟
ج: هنگامی که اسرائیل رابطه خود را با اتحاد جماهیر شوروی کنار گذاشت – به ویژه زمانی که مشخص شد اتحاد جماهیر شوروی در کنار جنبش آزادیبخش فلسطین قرار دارد – نگرش اسرائیل نسبت به حزب کمونیست به طور فزاینده ای خصمانه شد. بعد ها پدیده انحلال «سوسیالیسم واقعا موجود» هم دلیلی بر ناامیدی از چپ بود، بنابراین، بسیاری از مردم به ایدئولوژی های دیگری روی آوردند. در اسرائیل، بسیاری از فلسطینی ها به طور فزاینده ای جذب هویت ملی شدند بیشتر افرادی که زیر خط فقر در اسرائیل زندگی می کنند، فلسطینی هستند. آنها دائما مورد تبعیض قرار می گیرند - توسط پلیس، قوه قضائیه و در همه جا. اگر آنها هویت فلسطینی خود را به صورت فردی یا جمعی بیان کنند، در معرض خطر زندانی شدن در سرزمین خود قرار دارند. به عنوان مثال سیستم مراقبت های بهداشتی را در نظر بگیرید: بسیاری از پزشکان اسرائیلی مهاجرت کرده اند و برخی از این مشاغل توسط فلسطینی ها از اسرائیل گرفته شده است. معمولا ورود به مراکز بهداشتی اسرائیل بسیار دشوار است زیرا در آنجا سهمیه وجود دارد. زمانی که حزب کمونیست در اسرائیل نسبتا قوی بود، فلسطینی ها می توانستند تحصیلات پزشکی خود را در «بلوک شرق» به پایان برسانند.
س: دوره پس از 7 اکتبر چه تاثیری بر زندگی روزمره فلسطینی ها در داخل اسرائیل داشته است؟
ج: همانطور که قبلا گفتم، از سال 2000 و به ویژه از زمان انتخاب دولت دست راستی نتانیاهو در نوامبر 2022، سیاست دولت و پارلمان اسرائیل در قبال فلسطینی ها بسیار خشن شده است - هم از طریق قوانین و هم از طریق رویه های میدانی. این موارد همه قبل از 7 اکتبر بود. نکته دیگری که هیچ ربطی به هفتم اکتبر ندارد، روشی است که اسرائیل به «باندهای جنایتکار» اجازه می دهد بدون مانع در روستاها و سرزمین های فلسطینی فعالیت کنند. اینها باندهای مردان جوان هستند که به شدت مسلح هستند - و دولت اسرائیل سعی نمی کند آنها را خلع سلاح کند. نه پلیس، نه سرویس مخفی و نه ارتش. آنها مجاز و آزاد برای اعمال رفتار های کاملا مجرمانه هستند.اما باید توجه داشت که 7 اکتبر به عنوان بهانه ای برای از بین بردن حتی معدود آزادی های بیان و اعتراض باقی مانده ای که فلسطینی ها هنوز در اسرائیل داشتند مورد استفاده قرار گرفت.» برخی از این اعضای «باند های جنایتکار» به ویژه قبل از «توافق اسلو» با اطلاعات اسرائیل همکاری می کردند و از سرزمین های اشغالی استخدام شده بودند. دولت اسرائیل معتقد است که از این کار سود می برد، همانطور که آنها آن را می نامند، «اعراب، اعراب را می کشند». به همین دلیل است که وقتی مردم در روستاهای فلسطینی ترور می شوند، اهمیتی نمی دهد. همانطور که گفتم 7 اکتبر به عنوان بهانه ای برای از بین بردن حتی معدود آزادی های بیان و اعتراض باقی مانده ای که فلسطینی ها هنوز در اسرائیل داشتند مورد استفاده قرار گرفت. اسرائیل طوری رفتار می کند که گویی آنچه حماس انجام داده توسط فلسطینی ها در اسرائیل انجام شده است. بنابراین، آنها حتی اجازه ندارند با نوزادان فلسطینی کشته شده در غزه ابراز همدردی کنند - این حمایت از تروریسم محسوب می شود. مردم به این دلیل بدون محاکمه دستگیر می شوند. حتی بسیاری از یهودی ها نیز از آنها از اعتراض علیه دولت می ترسند - آنها می ترسند شغل خود را از دست بدهند یا دستگیر شوند. کاری که 7 اکتبر انجام داد این بود کسانی که خود را صهیونیست های لیبرال می دانستند، به صهیونیست های راستگرای رادیکال تر تبدیل شدند. اکنون دیگر نیروهای سیاسی صهیونیستی لیبرال عملا وجود ندارند. این بدان معناست که در آینده نیروهای مترقی در اسرائیل باز هم بیشتر با ارعاب و سانسور جدیدی مواجه خواهند شد. 7 اکتبر برای اسرائیل زنگ خطری بود، تا دولت یهود با احساس نگرانی از خطر «عدم امکان موجودیت»، جباریت خود را باز هم بیشتر توسعه دهد. بله، اسرائیل هنوز قدرتمند است و متحدان قدرتمندی درغرب دارد برعکس فلسطینی ها ضعیف هستند و فعلا قادر نیستند تا خود را آزاد کنند یا به سرکوب پایان دهند. اما آنچه مسلم است این است که آنها به مبارزه خود ادامه خواهند داد. و جهان چند قطبی پیش رو به آنها کمک خواهد کرد تا به حقوق خود نایل شوند. جنبش ادامه دارد. https://jacobin.de/artikel/ilan-pappe-gaza-israel-palaestina-die-vergessenen-palaestinenser
|