|
سرمقاله 969 انتظارات مردم پس از آتش بس میان ایران و اسرائیل |
|
تجاوز نظامی اسرائیل به ایران و پاسخ متقابل ایران به این تجاوز همراه با درس های بسیار بوده است که اگر عمیقا مورد توجه قرار گیرد می تواند آینده تازه ای را برای کشور ما داشته باشد. تجاوز اسرائیل با حمله و ترور شماری از فرماندهان ارشد و میهن دوست نظامی و دانشمندان هسته ای کشور آغاز شد. هیچکدام از امامان جمعه و روحانیان دهان گشادی که هر روز علیه اسرائیل سخنرانی و رجزخوانی می کردند در فهرست ترورهای اسرائیل جایی نداشتند و اصولا موضوعیتی نداشتند چرا که آنها متحدان آگاه و ناآگاه اسرائیل در فساد و ایجاد نارضایتی داخلی و فراهم کردن شرایط این تجاوز بودند و هستند. این تجاوز و ترورها و عملیات بعدی پهپادی و انفجارهای داخلی، اوج نفوذ اسرائیل در ساختار حکومتی، نظامی، اطلاعاتی و رسانه ای کشور را نشان داد. وزارت اطلاعات کشور که وظیفه آن شناسایی تیم های وسیع جاسوسی اسرائیل و بیگانه در کشور و مقابله باید باشد، کار خود را به زیر نظر گرفتن فلان نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی داخلی، یا حمله به خانه ها و بازرسی رایانه های منتقدان، بستن یا فیلتر کردن وبسایت های منتقد سیاست های نظام ولی مخالف براندازی و حمله خارجی (که فیلتر وبسایت هایی نظیر پیک نت یا راه توده نمونه ای از آن است) محدود کرده و همت خود را در زیر نظر گرفتن و جلوگیری از فعالیت دگراندیشان میهندوست قرار داده بود. همه اینها فرصت کافی برای اسرائیل در جهت نفوذ در حکومت و جمع اوری پیاده نظام لازم برای فعالیت های خرابکارانه و تروریستی در کشور را فراهم آورد. نفوذ فقط در ساختارهای نظامی و اطلاعاتی کشور نبود، بلکه بیش از آن در رسانه ها بود. بخش مهمی از رسانه های داخلی که با رانت های حکومتی به فعالیت خود ادامه می دهند نقش پیاده نظام اسرائیل را در سال های اخیر بازی کردند و می کنند. روسیه ستیزی و چین گریزی بخشی از ماهیت این رسانه هاست که هدفی جز این نداشتند که شرایط را برای چنین روزهایی فراهم کنند، روزهایی که ایران فاقد هرگونه برگ برنده ای برای جلوگیری یا انصراف اسرائیل و آمریکا از تجاوز به کشور باشد. روابط اقتصادی محکم ما با چین یا اوراسیا و روابط نظامی با روسیه می توانست همچون یک سد و تهدید دربرابر تجاوز به کشور عمل کند که رسانه های نفوذی و نفوذی های رسانه ای از جمله در صدا و سیما مانع آن شدند و کشور ما را تا آستانه خطر تجزیه پیش بردند، خطری که فقط با هشیاری مردم در آخرین لحظات خنثی ماند. همین نفوذ رسانه ای و حکومتی بود که موجب شد ایران نتواند از متحدان خود در فلسطین، لبنان و به ویژه سوریه دفاع کند. سنگرهای جلوگیری از تجاوز به ایران یکی یکی زیر فشار رسانه های داخلی و خارجی که نابسامانی های اقتصاد داخلی را نتیجه کمک های اندک ما به این جنبش ها و کشورها وانمود می کرد فرو ریخت. در این زمینه حکومت خود نقش اصلی را داشت که بجای پنهان کردن این کمک های اندک روی آنها مانور می داد و می خواست بی کفایتی و فساد داخلی را تحت پوشش اختصاص ثروت کشور به کمک به جنبش های منطقه بپوشاند. تجاوز اسرائیل همچنین به بخشی از مردم ایران نشان داد که اولا سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق مداخله خارجی ممکن نیست. ثانیا این مداخله تنها می تواند به نابودی زیرساخت ها و دستاوردهای فنی و علمی کشور تمام شود و زندگی و معیشت کنونی آنها را از آنچه هست نیز بدتر کند. سوم اینکه شعار موشک امنیت نمی آورد و هزینه ها و دستاوردهای نظامی ایران بیهوده است تا چه اندازه انحرافی و غیرواقعی است. مهمتر از همه اینکه هدف از تجاوز و حمله به ایران نه سرنگونی جمهوری اسلامی که تجزیه کشور است، چیزی که هیچ ایرانی میهندوستی با آن موافق نیست. پیدایش همین درک بود که موجب شد تجاوز اسرائیل به ایران برخلاف گمان سازماندهندگان آن به شورش داخلی و قیام و توهماتی از این دست منجر نشود و کشور توانست با همبستگی داخلی و به کمک مقاومت نظامیان میهندوست و قدرت نظامی کشور از خود دفاع کند و به سرنوشت غزه و لبنان و سوریه دچار نشود.
|