|
سرنوشت دو قانون اساسی در ایران |
|
سرنوشت قانون اساسی جمهوری اسلامی گام به گام رسید به لحظه ای که می توان گفت "به موئی بند است". 4 دهه نقض و تعطیل و تحریف اصول و بندهای آن، سرانجام با کودتای انتخاباتی 22 خرداد 1388 سرنوشت آن را به موئی بند کرد. این همان سرگذشت دردناکی است که قانون اساسی مشروطه طی کرد و استبداد رضاشاهی بر آن نقطه پایان گذاشت. پسرش نیز به بهانه دفاع از قانون اساسی مشروطه علیه آن کودتا کرد و دوران 25 ساله استبداد آریامهری را جانشین قانون اساسی کرد. هر بار که فرصت یافت، در سخنرانی ها و نطق های سلطنتی اش گفت که قانون اساسی را قبول دارد اما با تعبیری که خود از این قانون می کند. این، همان روشی است که در جمهوری اسلامی دنبال شد. بدین ترتیب، قانون اساسی جمهوری اسلامی که هنوز و همچنان زیربنای جنبش عمومی مردم ایران علیه استبداد و کودتا و دیکتاتوری است و برای جلوگیری از مرگ قطعی آن تلاش می شود، همان میثاقی است که حزب توده ایران از ابتدای تصویب و رفراندم بر ضرورت دفاع از آن تاکید کرد. در آن سالهای نخست جمهوری اسلامی ضرورت این دفاع درک نشد. چپ روها و حتی پاره ای ملیون ایران حزب توده ایران را بخاطر همین دفاع شماتت کردند و نیروهای مذهبی داخل حکومت، که بعدها لایه به لایه حذف شدند، با اغماض بر نقض اصول و بندهای این قانون نگاه کردند. جنبش سبز، به شهادت جلسات مناظره های تلویزیونی میرحسین موسوی و سخنرانی های وی و همچنین محمد خاتمی بر محور دفاع از قانون اساسی و ضرورت اجرای اصول تعطیل شده آن شکل گرفت. آنها که سه دهه این قانون را نقض کرده و استبداد را احیاء کردند، بر آشفته از این شعار، پس از کودتای 22 خرداد قوای نظامی و انتظامی را به خیابان ها کشیدند تا توی دهان مردمی بزنند که می گفتند: "رای ما کجاست؟" و این یعنی حق رای و انتخاب ما که در قانون اساسی ثبت شده کجاست؟ حوادث آن انتخابات چشم و گوش آنهائی را نیز باز کرد که حتی در ماه های پیش از انتخابات منتقد راه توده شده بودند و با شعار "ضرورت دفاع از قانون اساسی" که در مقالات تحلیلی راه توده روی آن تاکید می شد، به مخالفت برخاسته بودند. همین پروازهای خیالی در جریان جنبش اعتراضی موسوم به زن- زندگی- آزادی تکرار شد. تصور کرده بودند، لحظه، لحظه فرا رفتن از قانون اساسی است، درحالیکه ما اعتقاد داشتیم و همچنان نیز داریم که باید از قانون اساسی با همه عیب و ایرادها و نواقصی که دارد در برابر استبداد دفاع کرد. تنها پس از ایجاد سد بر سر راه استبداد است که مردم می توانند فرصتی یافته تا فکری برای تصحیح و رفع این عیوب و ایرادات به سود جنبش کنند. تغییر قانون اساسی پس از طی این مسیر می تواند جنبه های مثبت داشته باشد و نه در زمانی که استبداد حاکم است و می تواند به سود خود قانون اساسی را تغییر داده و با تغییر برخی اصول و افزودن برخی اصول جدید، به استبداد و خودکامگی لباس قانونی بپوشاند. ما در ادامه این مشی و برای یادآوری یکی از عرصه های نبرد دشوار حزب توده ایران در سالهای نخست تاسیس جمهوری اسلامی، از تحلیل هفتگی 11 مهرماه 1361 بخشی را استخراج و منتشر می کنیم که مربوط به همین بحث است. بحث ضرورت دفاع از قانون اساسی و جلوگیری از مقابله راستگرایان برای تحریف و تغییر و تعطیل آن.
تلگرام راه توده:
|