|
شهردار نیویورک یک سوسیالیست
خواهد بود؟
ترجمه- نعمت بوستانی |
|
ما در
باره
شهردار بزرگترین شهرآمریکا،
شهر نیویورک، صحبت می کنیم که
برنده
انتخابات
4
نوامبر
شهرداری آن
زهران ممدانی
است.
او خود را سوسیالیست
میداند و
نیمی از
اهالی
نیویورکی
به او رای دادند. برای ممدانی نیویورک شهری برای همه است، صرف نظر از تابعیت. البته غیر از مقامات اسرائیلی. ممدانی معتقد است که آنها باید به خاطر کاری که با غزه انجام داده اند، دادگاهی شوند. در مورد ترامپ، ممدانی قول می دهد که شهر نیویورک را به مرکز مقاومت در برابر رئیس جمهور تبدیل کند، که اتفاقاً در این شهر متولد شده و بخش زیادی از عمر خود را در آنجا گذرانده است، در حالی که شهردار آینده اهل آفریقا است و تخصص او آفریقایی شناسی است. نام او زهران کوامه ممدانی، عناصری از اسلام، آفریقا و هند را نشان می کند، اما جوهره آن را تحریف می کند. او در واقع یک مسلمان است، اما به اصطلاح، مسلمان هم نیست و نمی تواند غیر از این باشد. مادرش کارگردان فیلم های بلند، از جمله فیلم های شهوانی است و خود ممدانی از رویکردهای بسیار لیبرال در مورد مواد مخدر و رابطه جنسی حمایت می کند. والدین او ریشه هندی دارند، اما ممدانی قرار نیست عامل نفوذ دهلی نو باشد. او نارندرا مودی، نخست وزیر هند را یک جنایتکار جنگی می داند و می خواهد با او همانطور که با نخست وزیر اسرائیل برخورد کرد، رفتار کند.
بالاخره، یک آفریقایی تبار ظاهری سفید دارد، به طور قابل توجهی سفید تر از
ترامپ نارنجی چهره
است.
پدرش، جامعه شناس و دانشمند علوم سیاسی که سالها در اوگاندا زندگی می
کرد
و
نام
پسر
میانی
خود
را به افتخار اولین رئیس جمهورغنا، قوام نکرومه، گذاشت.
این مارکسیست، ایدئولوگ و مدافع اتحاد همه کشورهای آفریقایی در یک کشور
واحد، برنده جایزه بینالمللی لنین و دکترای افتخاری از دانشگاه ایالتی
مسکو بود، اما در طول سالهای اقامتش در آمریکا کمونیست شد.
ممدانی
از پدر تبعیت خواهد کرد. شهر نیویورک نخبگان قدیمی را به دلیل فساد و بی پروایی شان طرد کرده است. اریک آدامز، شهردار فعلی، در حال گرفتن رشوه دستگیر شد، شهرت خود را زیر انبوهی از زبالههای شهری دفن کرد و از نامزدی برای انتخاب مجدد خود داری کرد. رقیب اصلی ممدانی، فرماندار سابق اندرو کومو، با نخبگان فاسد و زندگی "مانند گذشته"، خطرناک و کثیف است و هیچ راهی وجود ندارد که کسی در نیویورک به یک جمهوری خواه متمایل به ترامپ رأی دهد (یکی در این رقابت وجود دارد، به نام کورتیس اسلیوا). آنها آماده اند تا با عصبانیت از ترامپ فریادهایشان به آسمان رود و هرچه واشنگتن با وضوح بیشتری مصائبی را که با ورود ممدانی در انتظار شهر است، ترسیم کنند. برخی به تغییر امیدوارند، در حالی که برخی دیگر خواهان یک انقلاب تمام عیار هستند، اما به طور متوسط، "کمونیست" به روش آمریکایی رأی دهندگان را اغوا می کند: با یک دونات شیرین. اتوبوسهای شهری و مهد کودکهای رایگان. فروشگاه هایی برای فقرا، که قیمتها توسط دولت یارانه می گیرند. اجاره بها ثابت می ماند. چه کسی این نوع "کمونیسم" را دوست ندارد؟ اما پول این همه سخاوت در شهری با 9 میلیون نفر جمعیت و 9 میلیارد دلار کسری بودجه از کجا می آید؟ ممدانی میداند از کجا: از ثروتمندان. او معمولاً میگوید: "از سفید پوستان ثروتمند و ممتاز". شهردار آینده میخواهد مالیات ها را تا حد امکان از آنها افزایش دهد. و میلیاردرها، به گفته این نامزد، اصلاً نباید در نیویورک زندگی کنند. احتمالاً این کار را نخواهند کرد. و میلیونرها هم شاید از ترک شهر منصرف شوند. ساختن وسوسیالیسم در یک ایالت آسان است، اما ساختن آن در یک شهر در یک کشور سرمایه داری بسیار دشوار است: ثروتمندان فرار می کنند و اجازه نمی دهند که از آنها سلب مالکیت شود. مهاجرت مالیات دهندگان اصلی مدتهاست که شهرهای لیبرال ایالات متحده را گرفتار کرده است و پس از پیروزی ممدانی، ضربه او می تواند ویرانگر باشد، و نه فقط به دلیل مالیات. شهردار جدید قصد دارد بسیاری از نهادهای مفید را حذف یا تضعیف کند، از مدارس کودکان با استعداد به عنوان "منبع جدا سازی" گرفته تا پلیس به عنوان "کانون نژادپرستی" در لیست قرار دارند. حتی ترامپ (که همانطور که میدانیم میلیاردر نیز هست)، با وجود تمام لجاجت و میهن پرستی نیویورکی اش، مدتها پیش شهری را که از او متنفر بود ترک کرد و دوباره در فلوریدا ثبت نام کرد. بورژوا می دانست باد از کدام طرف میوزد. متاسفانه اختیارات شهردار نیویورک برای نابودی کامل دنیای ناعادلانه آمریکایی کافی نیست. اما سیاستمداری که وعده هایش بسیار فراتر از این اختیارات است، چه معرفی "مالیات سفید" باشد و چه دستگیری رهبران خارجی، پتانسیل ایجاد ویرانی در پشت امپراتوری استعماری را دارد. ایجاد چنان هرج و مرجی که رفع عواقب آن مدت زیادی طول بکشد، یا شاید هرگز رفع نشود. دیترویت نیز زمانی یک شهر بزرگ آمریکایی بود. اکنون تقریباً هیچ سفید پوست یا میلیونری در آنجا باقی نمانده است، اما هیچ چشم اندازی نیز دیده نمی شود. در بدترین حالت، ما با یک آزمایش علمی روبرو خواهیم شد که تعیین می کند در صورت کاهش نیروی پلیس، املاک رایگان شهرداری در یک کلان شهر جرم خیز با چه سرعتی رو به زوال می رود. در بهترین حالت، این یک داستان عبرت آموز از پوپولیسم خواهد بود، با نبردهایی که در جنگل شهری رخ می دهد. "ماهی از سر گنده گردد نی ز دم"، و امپراتوری آمریکا از نیویورک به پایین فرو خواهد ریخت، و با ضمانت شخصی یک رپر از دفتر شهردار، به دست فقرا از همه ملیتها سپرده خواهد شد.
تلگرام راه توده:
|