|
نفوذی ها مانع کشف جاسوس ها درج. اسلامی میشوند |
|
امروز کمتر کسی است که نداند که سازمان های اطلاعاتی خارجی بویژه اسرائیلی عمیقا در نهادهای اطلاعاتی و غیراطلاعاتی جمهوری اسلامی نفوذ کرده اند. این فاجعه ممکن نشد مگر براثر سیاست خودی و غیرخودی کردن مردم و میدان دادن به چاپلوسی و دروغگویی و ریاکاری. نمونه اش رفتاری بود که با رهبران حزب توده ایران از یکسو و انجمن حجتیه از سوی دیگر شد. رهبران و هواداران حزب توده ایران که صراحتا می گفتند ما حزبی سکولار و غیرمذهبی و مارکسیست هستیم و حاضر نیسیتم با دروغ و ریاکاری خودمان را به اسلام سیاسی بچسبانیم ولی از انقلاب دفاع می کنیم را دستگیر و اعدام کردند و حجتیه ای هایی را که در آغاز با انقلاب مخالف بودند ولی بعدا ریش گذاشته و تسبیح بدست گرفتند در راس وزارتخانه های سیاسی و اقتصادی و نهادهای اطلاعاتی قرار دادند. بنحوی که اکنون در لباس جبهه پایداری در کار و اندیشه بدست گرفتن همه قدرت هستند. نفوذ در هر سازمان اطلاعاتی ممکن است و در گذشته نیز در کارکشته ترین سازمان های اطلاعاتی وجود داشته است ولی اینکه مقامات جمهوری اسلامی و بویژه سردمداران سازمان های اطلاعاتی اصرار دارند که نفوذ عوامل اسرائیل را در آن ها انکار کنند ریشه در این واقعیت دارد که می دانند که اگر نفوذ را بپذیرند باید به ریشه های آن بپردازند و پرداختن به ریشه ها یعنی بازگشت به خود و پایان دادن به سیاست خودی و غیرخودی و ناشایسته سالاری. یعنی بسیاری از نفوذی ها و چاپلوسانی که در راس نهادهای اطلاعاتی و غیراطلاعاتی جمهوری اسلامی جای گرفته اند باید کنار روند چرا که اگر نفوذی به معنای جاسوس هم نباشند، نفوذی به معنای نالایق هستند و باید جای آنها را افراد شایسته بگیرند. متقابلا در راس حکومت و حتی بیت رهبری هم همین وضع است. یعنی آنجا هم می دانند که اگر نفوذ را بپذیرند خودشان زیر سوال می روند که چگونه به گردانندگان این نهادها اعتماد کرده و رشته کار را بدست آنها داده بودند. بدین ترتیب یک مجموعه ناشایسته سالار شکل گرفته که همه همدیگر را تقویت می کنند و زیر بال و پر دارند و نفوذی های جاسوس هم در این شرایط جولان می دهند. ولوله و غوغایی که پس از حمله اسرائیل به این نهادها و جنگ 12 روزه بوجود آمد باید پس از ترور دانشمندان اتمی و بویژه ترور محسن فخری زاده بوجود می آمد که نیآمد. چرا نیآمد؟ به این دلیل که در نهادهای اطلاعاتی نفوذ وجود دارد. در این سازمان های مجموعه ای از نفوذی های جاسوس و نفوذی های نالایق جای گرفته اند که اکنون سرنوشت آنها به هم وابسته شده است. هر نفوذی جاسوسی که کشف شود یک تعداد نفوذی نالایق هم که در کنار او بوده اند باید بساط خود را جمع کنند. نتیجه اینکه کار نفوذی های نالایق این شده که بر روی نفوذی های جاسوس سرپوش بگذارند و اجازه ندهند که اینها شناخته شوند. اینکه هر روز یک فیل تازه هوا می کنند و یک روز فعالان محیط زیست، روز دیگر فلان جمعیت خیریه، روز بعد این یا آن نویسنده و روزنامه نگار و هواداران فلان جمعیت را بعنوان جاسوس دستگیر می کنند، می خواهند به هر قیمت که شده نفوذ و جاسوسی را توجیه کنند که این توجیه درحقیقت دفاع از خود و جلوگیری از پایان یافتن سیاست خودی و غیرخودی و ناشایسته سالاری حاکم بر دستگاه های امنیتی و غیرامنیتی است. مبارزه با نفوذی ها به معنای بگیر و بند و به راه انداختن یک سازمان اطلاعاتی دیگر این بار برای پیدا کردن آن نفوذی ها نیست، چرا که معلوم نیست در راس خود این سازمان ها هم تعدادی نفوذی جای نگیرند. مبارزه با نفوذ یعنی پذیرش و پایان دادن رسمی به سیاست خودی و غیرخودی و نفی چاپلوسی و دو رویی و ریاکاری و باز کردن راه مسئولیت ها بر روی همه ایرانیان میهندوست از هر دین و مسلک و عقیده. نفوذی بر بستر ریاکاری و چاپلوسی و ناشایسته سالاری رشد می کند و ریشه اش را باید در همانجا خشکاند. در غیراینصورت هر روز باید شاهد ترو؛ انفجار، خیانت و خرابکاری و مصیبتی تازه بود!
تلگرام راه توده:
|