|
پنج ابتکار چین ستون های یک پروژه واحد |
|
جهان در استانه یک دگرگونی تمدنی با همه امکان ها و خطرهای ناشی از این مرحله گذار است. در این میان کشور چین از سال ۲۰۱۳ با طرح کمربند و جاده که به جاده ابریشم نوین نیز معروف است، کوشیده شرایط گذار مسالمت آمیز و بازنویسی قواعد تمدنی تازه را که همچنان تجارت در آن جای دارد ولی اساس آن بر سود و سلطه نباشد آغاز کند. هرچه امید غرب به اضمحلال یا استحاله درونی چین کمتر می شد و سیاست مهار چین تا حد رفتن به سوی جنگ با آن در غرب نیرویی بیشتر می گرفت، ابتکارهای چین نیز به همان شکل و در مقابله با غرب گسترش می یافت. از ۲۰۱۳ بدینسو چین پنج ابتکار تمدنی نوین را مطرح کرده است که رسانه های غرب و بدنبال آنها رسانه های ایرانی سعی می کنند بیشتر آنها را کلا فراموش کنند در حالیکه برای گذار آینده جهانی دارای اهمیتی بزرگ هستند. بنظر می رسد پس از جنگ ۱۲ روزه حکومت ایران اهمیت این ابتکارها را بیشتر درک کرده است هرچند رسانه های غربگرای ایران اجازه اگاهی مردم از آنها را نمی دهند. برای مقابله با این سکوت رسانه ای در اینجا این ابتکارها و اهمیت آنها را به ترتیب را از اولین و مهمترین آن همراه با فرصت ها و موانع انها را توضیح می دهیم. ابتکار کمربند و جاده (BRI) – - ۲۰۱۳ این اولین، شناخته شده ترین و بحث انگیز ترین ابتکار چین بوده است. هدف اصلی این ابتکار اتصال زیرساختی آسیا، اروپا، آفریقا و فراتر از آن از طریق جاده، ریل، بندر، انرژی و ارتباطات دیجیتال است. هدف دیگر آن تبدیل تجارت به ابزار صلح است، زیرا کشورهایی که در شبکه ای مشترک از زیرساخت و مبادله در هم تنیده اند، کمتر به سمت درگیری می روند. این ابتکار همچنین به دنبال بازتعریف جغرافیای اقتصادی جهان است تا مسیرهای حیاتی از غرب عبور نکند و وابستگی به اقیانوس اطلس و نظام مالی غربی کاهش یابد. ابزارها و سازوکارهای آن شامل سرمایه گذاری مستقیم چین در پروژه های زیربنایی همچون ریل سریعالسیر، نیروگاه و بندر، تأمین مالی از طریق بانک توسعه چین، بانک صادرات–واردات چین و بانک سرمایه گذاری زیربنایی آسیایی، قراردادهای بلند مدت بهره برداری، و توسعه جاده ابریشم دیجیتال شامل فیبر نوری، فناوری نسل پنجم و مراکز داده است. واکنش جهانی به این طرح متفاوت بوده است: در جنوب جهانی استقبال گسترده دیده می شود، زیرا جاده ابریشم اغلب تنها منبع جدی توسعه زیرساخت در بسیاری از مناطق فقیر افریقا و اسیا بوده، اما غرب با تبلیغات پیرامون تله بدهی که مستقیما از سازمان سیا هدایت می شود، تله ای که درواقع ابزار اصلی خود غرب است تلاش کرده مانع گسترش آن شود. برخی سازمان های بینالمللی همکاری محتاطانه با این طرح دارند. موانع اصلی اجرای این طرح موانع داخلی و وابستگی سیاسی و طبقاتی کشورهای جنوب به غرب، فشار سیاسی و امنیتی امریکا و نگرانی های داخلی چین درباره بازده اقتصادی در اقتصادهای رانتی و فاقد شفافیت است. از نظر تمدنی، چین کوشیده پروژه ها را بتدریج با نیازهای واقعی مانند غذا، انرژی پاک و حملونقل عمومی گره زده و بازپرداخت ها با منطق بازتولیدی تنظیم شود. با اینحال محافل غربگرا که در وابستگی به غرب منافع طبقاتی دارند در کشورهای پیرامونی همچنان مانع آن هستند چنانکه پیشنهاد سرمایه گذاری ۵۰ میلیارد دلاری چین در زیر ساخت های ریلی ایران با در نظر گرفتن مهلت چهار ساله برای باز پرداخت از طریق درامد حاصل از شبکه ریلی ایجاد شده در ایران به دلیل همین منافع رد شد. در مجموع این ابتکار می تواند به زنجیره تأمین بازتولیدی جهانی تبدیل شود و طرح جاده ابریشم نوین ستون مادی پروژه چین است و نقطه قوت آن حجم سرمایه گذاری و گستردگی جغرافیایی است. ابتکار توسعه جهانی (GDI) – - ۲۰۲۱ هدف اصلی این ابتکار ارائه بدیلی برای مدل توسعه نولیبرالی غرب است که مبتنی بر وام های مشروط صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی است. این طرح از تحقق اهداف توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل پشتیبانی می کند که شامل پایان فقر، آموزش باکیفیت، سلامت عمومی، انرژی پاک و کاهش نابرابری است و می کوشد چارچوبی ایجاد کند تا کشورهای جنوب بدون تن دادن به شرط گذاری های سیاسی بتوانند برنامه توسعه خود را پیش ببرند. ابزارهای این ابتکار شامل صندوق توسعه جهانی و همکاری جنوب – جنوب با سرمایه اولیه چین، پروژه های مشترک در کشاورزی هوشمند، سلامت، آموزش دیجیتال و انرژی تجدید پذیر، استفاده از نهادهایی مانند بانک سرمایه گذاری زیربنایی آسیایی و بانک جدید توسعه بریکس و شبکه همکاری میان کشورهای درحال توسعه برای تبادل تجربه و فناوری است. واکنش جهانی به آن مثبت بوده و بیش از صد کشور رسما از آن حمایت کرده اند، هرچند غرب با وجود ناتوانی در مخالفت علنی، نگران افزایش نفوذ چین در نظام توسعه جهانی است. فشار غرب و استفاده ابزاری برخی کشورها از چالش های این طرح هستند. ظرفیت تمدنی آن زمانی فعال می شود که معیارهای بازتولیدی در پروژه ها لحاظ شود و اقتصاد کشورهای پیرامونی از منطق سودمحور فاصله بگیرند. جمعبندی آنکه "ابتکار توسعه جهانی" ستون اجتماعی پروژه چین است، نقطه قوت آن همسویی با اهداف سازمان ملل و استقبال جنوب جهانی و ضعف آن محدودیت مالی و خطر تبدیل شدن به پروژه های نمایشی در کشورهایی پیرامونی است که معمولا نمایش در آنها مهمتر از دستاورد واقعی است. ابتکار امنیت جهانی (GSI) – - ۲۰۲۲ هدف اصلی آن ارائه بدیلی برای نظم امنیتی غربمحور شامل ناتو و ائتلاف های نظامی است و اصل محوری آن این است که "امنیت غیرقابل تقسیم" است؛ یعنی امنیت یک کشور نباید به هزینه ناامن کردن دیگری تأمین شود. این طرح چارچوبی برای امنیت مشترک در برابر تهدیدهای فراملی مانند تروریسم، تغییرات اقلیمی، امنیت سایبری و انرژی ارائه می کند. سند مفهومی این ابتکار با شش محور، بهرهگیری از سازمانهایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس، میانجیگری در مناقشات از جمله آشتی ایران و عربستان و ترویج ایده امنیت در حوزه های جدید است. واکنش جهانی نسبت بدان متفاوت بوده؛ جنوب جهانی از ترس فشار و تحریم غرب استقبال محتاطانه داشته و غرب آن را تلاشی برای تضعیف ناتو می داند. موانع این طرح نبود سازوکارهای نهادی، تفسیرهای متفاوت کشورها از امنیت و فشار مادی و تبلیغاتی غرب است. ظرفیت تمدنی آن وقتی بالفعل می شود که امنیت غیرقابل تقسیم بطور واقعی اجرا شود و منابع از هزینه های نظامی به توسعه و بازتولید منتقل گردد. خلاصه آنکه "ابتکار امنیت جهانی" ستون ژئوپلیتیک پروژه تمدنی چین است که هنوز بدلیل فشار غرب و ترس کشورها از ظرفیت آن استفاده نشده است. ابتکار تمدن جهانی (GCI) – - ۲۰۲۳ این ابتکار با گفتمان برتری فرهنگی غرب مقابله می کند و بر برابری تمدن ها تأکید دارد. هدف آن ایجاد فضایی برای گفتوگوی میان تمدنی و جلوگیری از استفاده ابزاری از فرهنگ برای سلطه است. ابزارهای آن شامل کنفرانس ها و مجامع گفتگوی تمدنی، همکاری رسانه ای بینالمللی، مبادلات فرهنگی، آموزشی و دانشگاهی و تأکید بر احترام به سنت ها و مذاهب مختلف است. واکنش کشورهای توسعه نیافته عموما مثبت بوده و بسیاری کشورها از آن استقبال کرده اند، اما غرب بشدت با آن مخالف است و آن را ابزاری برای مشروعیت بخشی به الگوی سیاسی چین و دیگر کشورهای مخالف غرب، و از دست دادن ابزار جنگ و تحریم به بهانه برتری و تحمیل ارزش های لیبرال – فاشیستی خود می داند. موانع آن شامل خطر عدم ایجاد پشتوانه نهادی، نداشتن ابزار اجرایی و همچنین تلاش غرب برای ایجاد جنبش های مذهبی داعشی در خود چین است. ظرفیت تمدنی این ابتکار زمانی فعال می شود که با ابتکارهای زیرساختی و توسعه ای پیوند بخورد و به بعدهویتی نظم غیر سودمحور کمک کند. بنابراین "ابتکارتمدن جهانی" ستون فرهنگی پروژه چین است، قوت آن طرح اصل برابری تمدن ها و ضعف آن فقدان نهادهای حمایتی و مقابله دیپلماسی نرم و سخت غرب با آن است. ابتکار حکمرانی جهانی (GGI) – - ۲۰۲۵ هدف اصلی این ابتکار بازتعریف قواعد و نهادهای بینالمللی است که اکنون زیر سلطه غرب قرار دارند. اصلاح ساختار شورای امنیت، سازمان تجارت جهانی، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی از محورهای اصلی آن است، با تأکید بر چندجانبه گرایی واقعی و تقویت صدای جنوب جهانی. ابزارهای آن شامل بیانیه سیاسی در نشست سازمان همکاری شانگهای، پیشنهاد شبکه هماهنگی بریکس برای حکمرانی جهانی، تأکید بر اصول برابری حاکمیتی، احترام به تنوع تمدنی و مخالفت با تحریم های یکجانبه و استفاده از ظرفیت نهادهای کشورهای در حال توسعه برای ایجاد فشار جمعی است. واکنش جهانی شامل استقبال اولیه جنوب جهانی و مخالفت شدید غرب بوده است. موانع شامل مقاومت نهادی، دشواری تغییر ساختار شورای امنیت، نبود اجماع کامل میان بریکس و بهره گیری غرب از توان مالی و فناوری خود برای مقابله با آن است. ظرفیت تمدنی آن در این است که می تواند قواعد حکمرانی جهانی را به جای حفظ منطق سودمحور، در جهت بازتولید و عدالت بازتعریف کند. در نهایت، "ابتکار حکمرانی جهانی" ستون نهادی پروژه چین است، قوت آن جسارت در طرح تغییر قواعد و ضعف فعلی آن وابستگی کشورها و مقاومت شدید غرب است. سرانجام آینده تمدنی پنج ابتکار چین ستون های یک پروژه واحدند: زیرساخت، توسعه، امنیت، فرهنگ و نهادسازی. هرکدام در مرحله ای متفاوت از پیشرفت قرار دارند: از اجرا و صندوق های واقعی تا گفتمان فرهنگی و بیانیه سیاسی. با اینحال این ابتکارها در خلأ طراحی نشده اند. بلکه هر کدام واکنشی به تحولات جهانی و ورود بیشتر نظم سرمایه داری غربی به مرحله تهاجمی ناشی از بحران و انسداد درونی بوده است. مجموع آنها بر روی هم شرایط گذار به یک نظم تمدنی نوین را که در آن همه کشورها نقش و اهمیت خود را داشته باشند می تواند فراهم کند. یعنی ابتکارهای نوین تمدنی در کلیت خود پاسخی است به بن بست تمدن سودمحور و تلاش برای تغییر قواعد بازی جهانی و فراهم کردن شرایط یک گذار مسالمت آمیز. سرنوشت آن بسته به این است که تا چه اندازه اگاهی ها در دیگر کشورها و مردم جهان نیاز به گذار از تمدن کنونی را درک کند و تا جه اندازه این ابتکارها به روند چند قطبی سازی کمک کند و فراتر از آن برتری منطق بازتولیدی بر سودمحوری را حاکم کند. اگر چنین شود، می توان آن را بذر گذار به تمدن غیر سودمحور دانست؛ گذاری که نه با بیانیه، بلکه با پیوستن تدریجی بخش بزرگی از جهان به منطق نوین تحقق خواهد یافت. ایران پس از ضربه کاری جنگ ۱۲ روزه ظاهرا متوجه شده است که باید نقش فعالتری در بهره گیری و پشتیبانی از این ابتکارها داشته باشد.
تلگرام راه توده:
|