راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

غرب غرق رویای

نابودی روسیه شده!

ریانوستی- ویکتوریا نیکیفوروا

ترجمه- آزاده اسفندیاری

     

 الکساندر ووچیچ، رئیس جمهور صربستان، اخیراً اعلام کرد که کشورش در حال حاضر عملاً در خط مقدم یک درگیری نظامی جهانی قرار دارد: "اعتراضات دوره ای الهام گرفته از بروکسل در صربستان، تلاشی آشکار برای سرنگونی یک رهبر ملی است که سعی دارد کشور خود را از رویارویی نظامی آینده بین اروپا و روسیه، دور نگهدارد."

ووچیچ، میگوید: "هیچ‌ مقام اروپایی رغبتی از خود برای مذاکره در باره کاهش التهاب و تشنجات در اروپا نشان نمی دهد. آنها فقط تماشا می‌ کنند که چه کسی در کدام طرف ایستاده است. غربی ها در حال حفر سنگر و آماده شدن برای شروع درگیری های نظامی هستند. آنها می‌ دانند که جنگ در راه است و برای آن آماده می‌ شوند."

اینکه اروپایی‌ها چه نیتی در سر دارند کاملاً واضح است. رهبران اتحادیه اروپا هستند که رزمایش برگزار می‌ کنند، ارتش‌های خود را در نزدیکی مرزهای روسیه مستقر کرده اند، زیرساخت‌ ها را آماده می‌ کنند و سربازان خود را برای حمله به روسیه آموزش می‌ دهند.

در عین حال، بروکسل در تلاش است تا اطراف روسیه را از حکومت های مستقل پاکسازی کند. " قزاق‌ها" را برای تحریک شورش در گرجستان و صربستان می‌ فرستد و دست نشانده های خود را در رومانی و مولداوی، به قدرت می‌ رساند. همه این موارد دال بر این است که این کشورها در یک "جنگ تمام عیار" دیگری مانند جنگ اوکراین، وارد شوند و بار حمله های تلافی‌ جویانه روسیه را به دوش بکشند.

غافل از اینکه جنگیدن با  با تجربه‌ ترین و مدرن‌ ترین ارتش جهان (ارتش روسیه) دیوانگی محض به نظر می‌ رسد. پتانسیل هسته‌ ای روسیه چندین برابر بیشتر از پتانسیل هسته‌ ای انگلستان و فرانسه است که در رأس "ائتلاف مشتاقان" خود نمایی می‌ کنند. با این حال، همانطور که شاهزاده دانمارکی می‌گوید، "روشی برای این دیوانگی وجود دارد."

شور و شوق برای شکست روسیه، نه تنها ناشی از نفرت هیستریک و تاریخی از روس هاست که در این

باره الکساندر پوشکین به درستی عنوان کرد، "خون اسلاوها برای آنها مست‌ کننده است." این در حالی است که بواقع و بنا بر تجربه تاریخی، وجود کشور روسیه، تنها شانس ادامه بقا برای مردم اروپا است.
چندی پیش رئیس جمهور پوتین، در سخنرانی خود در شهر سوچی (مجتمع والدای)، به رهبران اروپایی توصیه کرد که آرام باشند و روی مشکلات کشورهای خود تمرکز کنند. با این حال، امروز اروپا در چنان آشفتگی فرو رفته است که پاکسازی این اصطبل‌ های آوگیاس(1)، دهه‌ ها به طول خواهد انجامید. یعنی یک بحران سیستماتیک که در سراسر اقمار غربی ایالات متحده در حال گسترش است.

این بحران در دوران قرنطینه‌ ناشی از ویروس کرونا آغاز شد، زمانی که صدها هزار کسب و کار کوچک، هتل، بار و رستوران در اثر کمبود بودجه و مشکلات اقتصادی نابود شدند. از جان دادن بی‌ معنی  انسان‌ها، که سیستم مراقبت‌ های بهداشتی منحط قادر به نجات آنها نبود و به بحران جمعیتی دامن زد.

تلاش برای غرق کردن مشکل در پول، منجر به تورم بالا شد و امیدها برای بهبودی پس از همه گیری کووید، نقش بر آب شد: به بهانه رویارویی با روسیه، عرضه گاز روسیه به اروپا را بستند و تمام روابط تجاری و اقتصادی با ما را قطع کردند.

اکنون امید اتحادیه اروپا به گاز طبیعی مایع آمریکا، وام‌ های آمریکایی و تعهدات خرید سلاح از ایالات متحده با قیمت‌ های گزاف وابسته است. یعنی یک مالیات دیگر و کشیدن تسمه از گرده مردم اروپا، با ده‌ ها میلیارد دلار در سال، برای سرپا نگه داشتن حکومت دست نشانده کیف. برای دستیابی به این هدف پوچ و نا متعارف، تأمین اجتماعی کاهش یافت که این سیر هچنان ادامه دارد و در تداوم آن شورش مردم و تکان های اجتماعی را در بر داشته و تشدید خواهد کرد.

مشکلات پیش روی اروپایی‌ ها در کوتاه مدت غیرقابل حل به نظر می‌ رسد. در اینجا موارد اصلی مشکلات، خود را نشان می دهند: چگونه می‌ توان بدون منابع خودی و انرژی ارزان‌ قیمت جلوی صنعت‌ زدایی شتابان را گرفت؟ آنها از کجا پول خرید سلاح‌ های آمریکایی برای سر پا نگه داشتن حکومت اوکراین و  تأمین مخارج خود را حاصل خواهند کرد؟ با ده‌ ها میلیون نفر از فرهنگ‌ های کاملاً بیگانه و متخاصم که به کشورشان آمده‌ اند چه خواهند کرد؟ آنها را اخراج خواهند کرد؟ آن قطار مدت‌ هاست که حرکت کرده است. چگونه بر بحران جمعیتی غلبه خواهند کرد؟

البته مقامات ملی‌ گرا، می‌ توانند این مشکلات را حل کنند، یا حد اقل دست به کار حل معضلات اجتماعی خود شوند. اما ما شاهدیم که آنها به معنای واقعی کلمه افراد ملی از جمله "فیکو"( نخست وزیر اسلواکی) را که تلاش می‌ کند منافع ملی کشور خود را در نظر بگیرد، حذف فیزیکی کنند یا مانند "الکساندر ووچیچ" را با برپایی "میدان" از سر راه بردارند.

هر چند آنها در مواجهه با بحران های جدی، حتی میلیاردها دلاری که از روسیه اخاذی شده است، اروپا را نجات نخواهند داد، زیرا رقم های دزدی شده از ما، مانند قطره‌ ای آب در رودحانه هستند. تنها امید دست نیافتنی، ایجاد چنان فشاری بر روسیه است که اقتصاد آنها فرو بریزد، زندگی عادی و مسالمت‌ آمیز از هم بپاشد و"اعتراضات" مورد نظر انها آغاز و همگانی شود. سپس اروپایی‌ها سعی خواهند کرد فرد مورد نظر خود را به قدرت برسانند، کسی که کشور را نا بود کند و هر آنچه را که در لیست دارند، مانند خاک، سلاح‌ های هسته‌ ای، گاز، نفت، طلا، الماس، تولید، فناوری، آب بی نظیر، هوای پاک، پرسنل هوشمند و حرفه‌ ای را در اختیار آنها بگذارد. به معنای واقعی کلمه هر آنچه که وجود دارد صاحب شوند.

فقط غارت های از این دست به اروپایی‌ ها اجازه می‌ دهد نه تنها هر آنچه را که در سه سال گذشته هدر داده‌ اند، جبران شود، بلکه سود بی حسابی هم ببرند. غافل از اینکه آنها باید همانطور که در ویرانه‌ های اتحاد جماهیر شوروی به دنبال زباله گشتند، در ویرانه‌ های روسیه نیز زباله گردی کنند.

روسیه، هیچ نیازی به جنگ با ناتو ندارد، ما بر آن نیستیم تا رفاه، توسعه صلح‌ آمیز و چشم‌ اندازهای خیره‌ کننده‌ ای را که در مقایسه با بحران اقتصادی غرب شاهد آن هستیم، به خطر بیندازیم. آری! مقامات اروپایی‌ چیزی برای از دست دادن ندارند، جنگ آخرین فرصت آنها برای بقا است.

از نظر نظامی، برای اروپا، مهم است که در خط مقدم جبهه ها پیشتاز باشند و روسیه را مورد تهاجم قرار دهند و سعی کنند از تبدیل شدن درگیری به یک درگیری هسته‌ ای جلوگیری کنند. اما اگر یک تبادل هسته‌ ای آغاز شود، اروپایی‌های "متمدن و مقتدر" با عجله به کاخ سفید متوسل می شوند و درخواست چتر هسته‌ ای می‌ کنند. درست است، در اینجا آنها به احتمال زیاد یک پاسخ واضح دریافت می‌ کنند:" تماس شما برای ما بسیار مهم است." صرف نظر از اینکه چه کسی رئیس جمهور ایالات متحده باشد، مقامات آمریکایی، آشکارا خواهان درگیری هسته‌ ای با روسیه نیستند، زیرا که پر واضح است و می‌ دانند پیروز آن میدان نخواهند بود.

این نقشه‌ ای است که رهبری اتحادیه اروپا طراحی کرده است. همانطور که عقلا می‌ گویند، یک نقشه و یک تله. نتیجه این ماجراجویی واضح است، پوشکین دویست سال پیش این نوع حوادث را پیش‌ بینی کرده بود: "ما به هر مهاجم یک قطعه زمین یک متر در دو متر، اختصاص خواهیم داد و مهمانان نا خوانده، مدت‌ ها در یک خانه‌ کوچک، تنگ و سرد، زیر گندم های مزارع شمالی خواهند خوابید."

-----------

1- یک افسانه یونانی می گوید: آوگیاس، اصطبلی بزرگ با سه هزار گاو داشت که سی سال تمیز نشده بود، تا اینکه هرکول، به عنوان پنجمین شاهکار خود یک روز با منحرف کردن آب دو رود خانه آن اصطبل را شست‌ وشو داد و تمیز کرد.

اصطلاح طویله اوگیاس، اشاره به مراکز و ادارات دولتی در بعضی از کشورهاست که از فساد انباشته شده و راه ها را بسته اند.

https://ria.ru/20251006/rossiya-2046507253.html

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 984   -  23 مهر  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت