|
الیگارش های روس همچنان مشغول ثروت اندوزی اند! پروفسور والنتین کاتاسونف- ساویتسکایا راسیا ترجمه -آزاده اسفندیاری |
|
بر اساس گزارش مؤسسه بلومبرگ، میلیاردرهای روسی در ماه اول سال
2024
حدود هشت میلیارد دلار درآمد داشته اند. در راس ثروتمندان اصلی، الکسی
مورداشوف، سهامدار «severstali»
( شرکت معدن فولاد شمال)، ولادیمیر لیسین، رئیس هیئت مدیره «NLMK»
،( کارخانه ذوب آهن و فولاد نوولیپتسک) و واگیت الکپروف، بنیانگذار «لوک
اویل» (شرکت نفت و گاز چند ملیتی روسیه)، قرار دارند. پروفسور والنتین کاتاسونوف اقتصاد دان، نظر خود را در این باره، در گفتگو با خبرگزاری «ناکانونه» چنین بیان کرد:« ما در شرایط یک اقتصاد بازار نیستیم، بلکه در روابط سرمایه داری با توافقات بین کارتل ها و انحصارها قرار داریم. باید این سیاست اقتصادی را حداقل با معرفی یک مقیاس مالیاتی مترقی و راه گشا کنار گذاشت.» این اقتصاد دان می افزاید: بله، من همین خبر را که می گفت میلیاردرهای ما هشت میلیارد دلار در ماه ژانویه به دست آورده اند، سرسری خواندم. اگر جدی و بی تعارف صحبت کنیم، از نظر اقتصاد سیاسی و حقوقی، این پول از مردم دزدیده شده است... نکته دیگر اینکه در باره این موضوع، تأمل جدی ضرورت دارد. چرا که طبق داده های رسمی، به نظر می رسد ما فقر و تنگدستی متوسطی داریم (10 در صد) و اگر آن را مد نظر قرار دهیم، حداقل یک چهارم شهروندان کشور، همانطور که گفتید، حداقل سه وام با تأخیر دارند. اگر داراییهای خالص بخش خانوار را محاسبه کنیم، چنین شاخصی وجود دارد، یعنی داراییهای خالص منهای بدهیها. البته اینها تعهدات وام هستند. بنظر من بخشی از شهروندان ما داراییهای منفی خواهند داشت! ضمناً، من اغلب به وب سایتهای آمریکایی مراجعه می کنم. توجه کنید که نیمی از جمعیت در آن کشور دارایی های منفی در بخش خانوار دارند. در حالی که ما کمی هم از آمریکا عقب تر هستیم. البته، من به طور خاص برای روسیه محاسبه نکردم، اما فکر می کنم که بخشی از مردم ما فقط فقیر نیستند، بلکه بدهکار نیز می باشند! در همان زمان، همین میلیاردرها، از ابتدای سال، داراییهایی داشتند که به یاد دارم، 328.5 میلیارد دلار بود. این محاسبه طبق شاخص بلومبرگ است. پس اگر هشت میلیارد دلار دیگر برای ژانویه اضافه کنید، 336 میلیارد دلار می شود. البته اگر این مبلغ را به روبل تبدیل کنید، احتمالاً با بودجه سالانه فدراسیون روسیه برابری خواهد کرد.
پس باید مشخص شود که چه نوع پولی است. من متوجه هستم که برخی از این
دارایی های ما در خارج از کشور مسدود شده اند. هر چند که این داراییها
دزدیده شده و دیگر برگردانده نخواهند شد. کارل مارکس، آن را با جزئیات کامل در کتاب «سرمایه» فرموله کرد، ولی ما به عنوان دانشجو، فرمول کوتاه کتاب درسی را به خاطر داشتیم. این به معنی قطبی شدن ثروت در یک قطب و فقر و تنگدستی در قطب دیگر است. در واقع، ما شاهد عملکرد قانون عمومی انباشت سرمایه هستیم. حال در کشور ما، وضعیت چه گونه است؟ به عنوان مثال، در باره شاخص بندی دستمزد و بازنشستگی، پرداخت مالیات و غیره... وضعیت متناقضی دیده میشود و می بینیم که همه شهروندان مالیات بر درآمد پرداخت می کنند. کشورهای دیگر مقیاس مالیاتی تصاعدی دارند و افراد کم درآمد عموماً از مالیات معاف هستند. اما در اینجا یک فرد نیمه فقیر همان نرخ مالیاتی را می پردازد که عثمانوف، ملنیچنکو، یا پروخوروف (الیگارش های روسیه) پرداخت می کنند. ضمناً، کشورهای زیادی از این دست در جهان باقی نمانده اند. البته آنها عمدتاً در جزو کشورهای آفریقایی هستند. در اروپا، تا آنجا که من می دانم، تقریباً چنین کشورهایی وجود ندارند. همه جا مقیاس مالیاتی تصاعدی گرفته می شود. آنها می گویند ما یک طبقه بندی داریم تا مقامات بتوانند رسماً بگویند که ما نیز مقیاس تصاعدی داریم. اما در برخی از کشورهای اروپای غربی، بالاترین طبقه بندی در این مقیاس، مالیات بر درآمد تا 50 درصد است! البته، برای ایجاد نظم واقعی در کشور، باید به وضوح اعلام کنیم که ما در یک سیستم سرمایه داری زندگی می کنیم. توجه کنید که چگونه مقامات و سیاستمداران از به کار بردن این کلمه اجتناب می کنند. مانند مزخرفاتی که در باره اقتصاد بازار می گویند. گفته های آنها به سادگی غیر قابل باور است. اقتصاد بازار کجاست؟ سال گذشته، من مجبور شدم در باره این موضوع، در مکان های مختلف سخنرانی کنم. درست سال گذشته، ما سیصدمین سالگرد تولد آدام اسمیت، اقتصاددان انگلیسی را جشن گرفتیم. او بنیانگذار اقتصاد کلاسیک انگلیسی محسوب می شود که یکی از اصول او بازار آزاد است.
امروز
حتی در اینترنت دنبال کتاب هایی گشتم که روی جلد آنها عبارت «مبانی اقتصاد
بازار» نوشته شده بود. حال در کشور ما اقتصاد بازار کجاست؟ مسئله این است
که خصوصی سازی از
30
سال پیش در روسیه آغاز شده است. در واقع، خصوصی سازی انباشت اولیه سرمایه
است. ما تاریخ را مطالعه می کنیم، تاریخ اقتصادی انگلستان، کشوری که
انباشت اولیه سرمایه نیز شکل گرفته است. این انباشت اولیه،
100
تا
150
سال طول کشید اما در کشور ما، انباشت اولیه سرمایه در طول یک سال اتفاق
افتاد: خصوصی سازی «آناتولی چوبایس» و شرکا(1). اگر مثلاً، سرمایه داری و
رقابت بازار طی
100
تا
150
سال در آنجا بوجود آمد، جایی که هنوز می شد با برخی ملاحظات در باره بازار
آزاد صحبت کرد، ما بلافاصله وارد اقتصادی شدیم که در آن بازاری دیده نمی
شود. در حالی که یک انحصار خود نمایی کرد. توجه کنید یک انحصار، در واقع،
قیمتهای بالای انحصاری است. قیمتهای بالای انحصاری که اتفاقاً، من حتی
چند روز پیش، با یک تخمین بسیار محافظه کارانه، محاسبه کردم که در نتیجه
توافقات کارتل ها، انحصار مطلق است. بیایید بگوییم نوریلسک نیکل، اسبربانک،
گازپروم، آنها یک انحصار مطلق هستند، زیرا یک شرکت بیش از نیمی از کل
بازار، بیش از نیمی از کل گردش مالی در صنعت را در اختیار دارد. پس، اقتصاد بازار آزاد کجاست؟ شاید در مریخ. کتاب های درسی ما برای دانش آموزانی نوشته شده است که در مریخ زندگی خواهند کرد. منظور من این است که ما کاملاً باید درک کنیم که به راحتی از چارچوب این مدل اقتصادی خارج نخواهیم شد. مگر اینکه ما قاطعانه سیستم سرمایه داری را بوسیده و کنار بگذاریم. بدون چنین تحولی سیستم پیش نخواهد رفت. یعنی این همان مبارزه علیه کارتل سازی است. من همچنین در کارتلهای آمریکایی و کارتلهای بینالمللی درگیر بودم و اکنون سعی می کنم کارتلهای روسی را مورد بررسی قرار دهم، اما اینکه آنها چند نفر هستند، هیچ کس نمی داند. روسای FAS و مقامات آن می گویند: ما تقریباً یک تا سه درصد از توافقات مخفی کارتل ها را فاش میکنیم.
حال شما می توانید تصور کنید که
99
درصد از کارتل ها پنهان و افشا نشده باقی می مانند. این به چه معناست؟
باز هم، حتی اگر به داده های منتشر شده در وب سایت
FAS مراجعه کنیم، تقریباً
20
درصد گران فروشی در خریدهای دولتی است. حالا بیایید برون یابی کنیم که
همین گران فروشی برای کالاها و خدمات مصرفی در کشور عمل می کند. بنابراین،
بدون مقدمه میگویم که هزینه سالانه مردم برای کالاها و خدمات تقریباً
70
تریلیون روبل است. فرض کنیم که
20
درصد از این مبلغ گران فروشی است. یعنی
14
تریلیون روبل. بد نیست؟ بله، می دانید،
15
درصد از تولید ناخالص ملی است.
من حتی می توانم از قبل به این سوال پاسخ دهم که چرا؟ چرا چنین عدم تقارن
یا چنین عدم تعادلی مشاهده می شود؟ زیرا پول به سادگی چاپ و منتشر می شود
و مقامات پولی علاقه ای به این ندارند که بعداً پول به کجا سرازیر می
گردد. قوه مجریه نیز توجهی به این موضوع نشان نمی دهد. ما دولت فدراسیون
روسیه، وزارت توسعه اقتصادی، وزارت صنعت و تجارت و سایر وزارتخانهها و
ادارات بلوک اقتصادی و مالی را داریم. آنها کنجکاویی ندارند که پول به کجا
می رود. اما من می توانم به شما آدرس بدهم که پولها به کجا می رود.
گاهی اوقات در کتاب های درسی گفته می شود که پول باید به جریان بیفتد و
کار کند، اما در عمل این طور نیست. اگر پول کار می کرد، تورم نداشتیم. اگر
پول با بهره مناسب در اختیار تولید کنندگان قرار گیرد ما رشد تولید را شاهد
خواهیم بود و رونق بازار و نه تورم را. خانم «نابیولینا» می تواند عرضه
پول را تا
40
درصد افزایش دهد در عوض تورم بمراتب بیشتر خواهد شد. می توان عرضه پول را
افزایش داد، اما تولید و عرضه کالا هم باید افزایش یابد. برای چنین عملی
لازم است تا استفاده هدفمند از پول منتشر شده تضمین شود. یعنی دادن وام با
نرخ پایین به تولید کننده گان و کار آفرینان کشور. اما به علت عدم سرمایه گذاری لازم در صنایع سنگین، صنعت پایه و دیگر رشته های مرتبط با تولید مانند کشاورزی، توسعه لازم و حیاتی را شاهد نیستیم. و سر انجام اینکه، یعنی کل سیستم بانکی، اقتصادی و… باید تغییر کند. ---------------------------------- 1- «اقتصاد دانی!» که یلتسین، مؤسسات صنعتی اتحاد شوروی و به تبع آن روسیه را در اختیار آنها گذاشت. چوبایس و شرکا بود که آن تأسیسات را با قیمت 3 در صد ارزش واقعی در اختیار صاحبان نفوذ خارجی و داخلی گذاشتند.
https://sovross.ru/2025/09/10/rynochnyj-ili-kartelnyj
تلگرام راه توده:
|