|
از
مبارزات انتخاباتی
محلی
در آلمان اخباری
نگران کننده و
باورنکردنی منتشر
شده
است که شایسته قلم
"آگاتا
کریستی"(نویسنده
داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی)
است:
چهار نامزد حزب آلترناتیو برای آلمان،
در عرض یک هفته به دلایل نامعلومی درگذشته اند.
در خبر دیگری آمده است که
شش نامزد تاکنون فوت کرده اند.
در ادامه اعلام می کنند،
هفت مرگ مرموز رخ داده است!
اما
ما به سادگی نمی توانیم وقایع
اتفاق افتاده
را دنبال کنیم.
حال باید توجه داشت که
چه نوع طاعون مرموزی به
جان
نمایندگان محبوب ترین حزب آلمان حمله کرده است؟
خصوصا
در آستانه انتخابات ایالت نورد راین-
وستفالن،
که قرار است در
14
سپتامبر برگزار شود؟
آلیسا وایدل، رهبر حزب آلترناتیو برای آلمان، این سری از مرگ ها را از نظر
آماری
طبیعی نمی داند.
ایلان ماسک
نیز
با او موافق است
و این مرگ ها
را عجیب می داند.
برعکس، رهبری ایالت نورد راین-
وستفالن از هیچ چیز تعجب نمی کند و اظهار می دارد که
"هیچ
نشانه ای از قتل مشاهده نشده است.
به طور کلی، همه اینها یک تئوری توطئه است، دست از تحریک بردارید."
در اینجا باید توضیح داده شود که برخلاف کشورهای
پیشرفته،
در آلمان کالبد شکافی اجباری اجساد متوفی وجود ندارد، بنابراین ممکن است
هرگز نفهمیم که آیا قتلی رخ داده است یا خیر.
پلیس مستقیماً
و صراحتا اعلام
می کند که
"تحقیقات
در مواردی که مرگ طبیعی به نظر می رسیده،
کالبد شکافی
انجام نشده است."
آخرین عضوی
که
از این گروه
درگذشت،
فردی
80
ساله بود،
(
بقیه در
حد متوسط سن و سال
خود بودند
و
علل مرگ آنها مشخص نیست)،
هیچ کس از مشکلات سلامتی یا
بیماری این شخص سالمند
شکایت نکرد.
به گفته پلیس، یکی از سیاستمداران خودکشی کرد
که
در کمال تعجب دوستان، اقوام و رفقای حزبی
او
هیچ افسردگی در
وی
مشاهده نکرده
بودند.
همه بهانه های رهبری محلی و اتهامات رقت انگیز"
نظریههای توطئه"
فقط آتش را شعله ورتر می کند.
آلمانیها به خوبی میدانند که مقامات آشکارا به
"جایگزین
(سیاست)
برای آلمان"
فشار می آورند.
رهبران آن در مطبوعات و شبکه های اجتماعی مورد آزار و اذیت قرار می
گیرند، تهدید می شوند
و
مورد حمله قرار می گیرند.
هر تجمع حزبی با حضور شبه نظامیان
"آنتی
فاشیست"
همراه است که حاضران را مورد ارعاب و وحشت قرار می دهند.
این در حالی است که
حتی
این
تهدید
ها
به ممنوع
شدن،
مانع از رشد
بالای
محبوبیت
"
آلترناتیو"
نمیشود،
حزبی که در عرض چند سال از یک گروه کوچک از فعالان،
به مهم ترین نیروی سیاسی در آلمان تبدیل شده و رقیبی برای همه
"بزرگان
قدیمی"
شده است.
البته
که
در سیاست
آلمان چنین گناهی
بخشیده نمی شود.
تنها تقصیر حزب
آلتر
ناتیو
این است که آنها میخواهند
سیاستی
را
در پیش بگیرند
که برای
اهالی
آلمان
کارامد
و سودمند است:
یعنی
متوقف کردن مشارکت شرم آور و ویرانگر این کشور در درگیری اوکراین، متوقف
کردن مهاجرت غیرقانونی و تبدیل آلمان به کشوری
دو باره احیا شده،
اگر نه بزرگ، حد اقل مرفه و آرام که
تا
30
سال پیش
وجود داشت.
اما
مقامات
حاکم آلمان،
توسط جهانی گرایان خریداری شده اند و کشور خود را فدای شرکتهای بین
المللی
(از آن جمله اسلحه سازی ها)
می کنند.
یک نمونه زنده از
پی گیران
این سیاست، صدراعظم
فریدریش
مرتس،
است که با انجام کارهای اداری برای صندوق
بانک
"بلک
راک"،
شغل خود را تثبیت کرد.
وی البته
برای فعالان حزب آلترناتیو برای آلمان،
دشمن
سر سختی
است.
مرتس و هم اندیشان وی
نتوانستند
این حزب
را در نطفه خفه کنند و اکنون که این حزب
بیش از
یک چهارم آرای مردم را دارد،
چنین
امری
دیگر امکان پذیر
نیست.
بنابراین یک سری مرگ های مرموز آغاز می شود.
مرگ
آنها به طرز مشکوکی شبیه انتقام جوییها علیه کمونیست ها در آلمان در دهه
سال های
1930
هستند.
ایالت نورد راین-
وستفالن عموماً شباهت زیادی به آلمان ویران شده
زمان
وایمار
را
دارد.
در آن منطقه،
تنشهای اجتماعی به اوج خود رسیده است.
گردشگران
و عابرین،
با وحشت
شاهد هستند
که چگونه معتادان مواد مخدر در روز روشن درست در خیابانهای
شهر
کلن،
مواد مخدر غیرقانونی تزریق می کنند، گروه های قومی عابران، گدایان، بی
خانمان ها و دیوانه ها
در
تمام فضاهای عمومی پر از زباله،
در خود می لولند.
آلمانیهای وحشت زده، با نگاه به پایین، از کنار این بیعدالتی ها
میگذرند، حتی سعی نمی کنند با پلیس تماس بگیرند
که
این
عمل خود را
نا امید کننده
می دانند.
باور کردن اینکه
20
سال پیش این شهر ثروتمند ترین، مرتب ترین، تمیزترین و
جذاب
ترین شهر اروپایی بود، غیر
باور شده
است.
اما در حال حاضر
کل آلمان
مدرن، چقدر
با آلمان
زمان
هیتلر متفاوت است؟ انگار کل کشور
نشسته بر
ماشین زمان و به دهه
1930
رفته است.
فقر عمومی، نظامی گری خارج از مقیاس، ایدئولوژی تمامیت خواه، انتقام
جویی دیوانه کننده...
وزیر دفاع
این کشور،
با افتخار می گوید که آلمانیها دوباره
"آماده
کشتن روسها هستند".
در راس کشور، نوادگان یک نازی
(به عنوان مثال پدر بزرگ مرتس)
که در جبهه شرقی
اروپا
جنگیده بود، قرار دارند که
از
توهین
کردن
به رئیس جمهور روسیه
پروا ندارد.
با این حال، تصادفی نیست که رتبه صدراعظم مرتس،
هر ماه رکوردهای جدیدی را در زمینه ضدیت
با منافع کشور و دشمنی با روسیه را
می شکند.
شصت درصد از آلمانیها سیاست تهاجمی انتقام جویانه
صدر اعظم
را تأیید نمی کنند.
هنوز میلیونها نفر از افراد منطقی و با عزت نفس در آلمان وجود دارند که
تاریخ را به یاد دارند.
آنها آماده اند تا به سیاستمدارانی رأی دهند
تا
آنها را از جهنم نئونازیسم بیرون بکشند و نگذارند در یک جنگ جهانی جدید
هلاک شوند.
ایلان ماسک میگوید:
"تنها
شانس آلمان برای نجات، رأی دادن به حزب
آلترناتیو
است."
و هر چه دولت بیشتر به این مخالفان فشار بیاورد، موفقیت آنها در انتخابات
بیشتر میشود.
صدراعظم مرتس،
با یک فاجعه سیاسی اجتناب ناپذیر روبرو است و پس از آن، خواهران
"تمیس
و نمسیس"
( الهه های اسطوره ای انتقام و عدالت)
به سراغ او خواهند آمد.
صد البته حکومت و مردم
روسیه همیشه
شادمان خواهند بود
که با آلمانی که از انتقام جویان پاک شده
باشد،
همکاری
کنند:
هیتلر ها و
شبه هیتلرها می آیند و می روند، اما
کشور و
مردم آلمان
هستند و همچنان
باقی می مانند.
https://ria.ru/20250905/germaniya-2039669440.html
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
|