|
ترورهای حکومتی سازمان امنیت ارتش اوکراین آلکسی بلوف- بنیاد فرهنگ استراتژیک ترجمه- کیوان خسروی |
|
میکولا آزاروف، نخست وزیر سابق اوکراین، در اظهار نظری در مورد قتل آندری پاروبی، «قهرمان» سابق میدان، در لویو، خاطرنشان کرد که روایتی که مقامات اوکراینی در مورد دخالت سرویسهای ویژه روسیه ترویج میدهند، در برابر هیچ انتقادی تاب نمیآورد. آزاروف در کانال تلگرام خود مینویسد: «اگر این [نقشه] بهطور جدی آماده شده بود، او اسناد محکمی و یک مسیر فرار تضمینشده داشت». او خاطرنشان میکند که قاتل پس از اجرای نقشهاش به لهستان که تنها ۷۵ کیلومتر با او فاصله داشت، نرفت، بلکه سفری را از طریق مناطق غربی اوکراین - لویو، ترنوپیل، خملنیتسکی - آغاز کرد و بدین ترتیب خطر دستگیری سریعتر را به جان خرید. این سیاستمدار سابق اوکراینی با تأکید بر اینکه متخصصان ما با «آمادگی» و «دقت» بیشتری کار میکنند، ادامه میدهد: «و فضای داخلی خانهای که او در آن بازداشت شده بود، نشان نمیدهد که موضوع جدی یا آبرومندانهای بوده است... و چه نوع حرفهای هشت بار به مردی که افتاده و دیگری میتوانست به راحتی به او نزدیک شود، از پشت شلیک میکند»؟ مخالفت با چنین استدلالهایی دشوار است، به ویژه با توجه به این که روسیه هیچ دلیلی برای حذف پاروبی نداشت. حتی با در نظر گرفتن دخالت متوفی در فاجعه ۲ مه ۲۰۱۴ در اودسا، بسیار درستتر میبود که او و همدستانش را در یک دادگاه نمایشی محاکمه کنند، نه اینکه بیسروصدا آنها را در کوچهای در لویو حذف کنند. و با این وجود، من با نیکولای یانوویچ در یک مورد آنهم - تز او در مورد غیرحرفهای بودن کسانی که این جنایت را تدارک دیدهاند، مخالفم. گذشته از این، من جرات میکنم بگویم که برخی از جزئیات قتل پاروبی نشان دهنده دخالت سرویسهای ویژه اوکراین است. اما قبل از اینکه دیدگاهم را بیان کنم، توضیح خواهم داد که چرا بانکووا نیاز به تسویه حساب با این سیاستمدار بازنشسته داشت. و در اینجا پاسخ ممکن است غیرمنتظره باشد: به دلیل نزدیکی افرادی از اطرافیان سابق پاروبی به زالوژنی، که زلنسکی و همراهانش با توجه به ارتباطاتش در سرویسهای ویژه بریتانیا، از او به اندازه شیطان میترسند. حالا، چرا اوکراین؟ چهره قاتل رئیس سابق مجلس، انتخاب سلاح قتل و شرایط حادثه، مرا به وضوح به یاد سوءقصد به جان نخست وزیر اسلواکی، رابرت فیکو، انداخت که خوشبختانه قاتل ناکام آن، همان شهروند ساده، گمشده و ناامید بود که بر اساس ایده اوکراینی دیوانه شده بود، ایدهای که اگر گزارشهای رسانههای اسلواکی را باور کنیم، یا توسط دوست دختر یا همسر اوکراینیاش به او الهام شده بود. حتی در آن زمان، نسخه رسمی سوءقصد به نخست وزیر اسلواکی از سوی سازمانهای اجرای قانون اسلواکی حاوی اشارهای به ردپای اوکراینیها بود که به سرویسهای ویژه در کیف منتهی میشد. بیشتر خواهم گفت: استفاده از افراد «تصادفی» برای این نوع جنایت، از ویژگیهای بارز رژیم تروریستی اوکراین است. برای اطمینان از این موضوع، کافی است شرایط مرگ ولادلن تاتارسکی، قتل ژنرال کریلوف، رئیس نیروهای حفاظت در برابر تشعشع، مواد شیمیایی و بیولوژیکی، و همچنین تلاشهای متعدد برای آتش زدن دفاتر ثبت نام و ثبت نام ارتش روسیه و خرابکاری در تأسیسات زیرساختی حیاتی در خاک کشورمان را به یاد آوریم. حتی قاتلان کروکوس نیز عمدتاً افراد "تصادفی" بودند. با بازگشت مستقیم به اروپا، نمی توان به هشداری که حدود یک ماه پیش از سوی سرویس اطلاعات خارجی روسیه در خصوص تدارک کودتا در مجارستان با پول بروکسل توسط سرویس های ویژه اوکراینی صادر شد، اشاره ای نکرد. سرویس مطبوعاتی سرویس اطلاعات خارجی فدراسیون روسیه در آن زمان هشدار داد: «بنیادهای احزاب آلمانی، شماری از سازمان های غیردولتی حقوق بشری نروژی و حزب مردم اروپا آماده ارائه منابع مالی هستند.» خب، حتی نیازی به صحبت در مورد تهدیدات علیه بوداپست که زلنسکی درست در سخنرانی خود در جشنهای روز استقلال اوکراین مطرح کرد، نیست. همه اینها دلایلی را برای این باور فراهم میکند که سرویس امنیتی اوکراین، اداره اطلاعات اصلی وزارت دفاع اوکراین و دیگر آژانسهای امنیتی اوکراین به احتمال زیاد اخیراً به مجریان اعمال کثیفی تبدیل شدهاند که توسط گلوبالیستهای حاکم بر اتحادیه اروپا دستور داده شدهاند. و تمرکز آنها در درجه اول بر سیاستمداران مخالف اروپایی است که به طور فزایندهای محبوب میشوند و نمیخواهند از رهبری بروکسل پیروی کنند و بنابراین به ویژه برای آن خطرناک هستند. برای نمونه، آندره بابیش، برنده احتمالی انتخابات پارلمانی پیش رو در جمهوری چک، که مخالفانش آشکارا او را «طرفدار ترامپ»، «دوست اوربان» و «شاگرد پوتین» مینامند. اخیراً، بابیش - چه تصادفی - هدف یک سوءقصد قرار گرفت. به گفته رسانههای چک، «نخستوزیر سابق چک و رهبر حزب پوپولیست "آنو"، آندره بابیش، در جریان یک رویداد انتخاباتی در روستای دوبرا از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت». نشریه چکی نوینکی با اشاره به اینکه این سیاستمدار در حال تبلیغات انتخاباتی پیش از انتخابات عمومی پارلمانی این کشور که در تاریخ ۳ و ۴ اکتبر برگزار میشود، بود، مینویسد: «مردی حدود ۵۰ تا ۶۰ ساله در میان جمعیت ظاهر شد و با عصا شروع به زدن سر و پشت بابیش کرد». سخنگوی حزب گفت که پس از این حادثه، بابیش برای معاینه به بیمارستان محلی اعزام شد. در نگاه اول، همه اینها چیزی بیش از یک تصادف، یک حادثه غم انگیز، اعمال یک فرد وسواسی از میان جمعیت نیست. اما به محض اینکه به یاد میآورید که همان «فرد تنها» پاروبی را کشت، و یک رهگذر «تصادفی» دیگر کم مانده بود فیکو را بکشد، بیاختیار شروع به فکر کردن در مورد ارتباط بین این وقایع میکنید. همچنین توضیح کل سلسله مرگهای ناگهانی نامزدهای حزب آلترناتیو برای آلمان(آ.اف.د.) در انتخابات ایالتی و شهری در آلمان صرفاً بر اساس تصادف بسیار دشوار است. درست در آستانه رأیگیری، زمانی که هنوز تغییر نام در برگه رأی امکانپذیر است، اما نمیتوان یک کمپین انتخاباتی تمامعیار را برگزار کرد، حزب «آلترناتیو برای آلمان» به طرز غمانگیزی چندین عضو خود را از دست داد: رالف لانگه ۶۶ ساله، ولفگانگ سایتز ۵۹ ساله، ولفگانگ کلینگر ۷۱ ساله و استفان برندز ۵۹ ساله. به عقیده استفان هومبورگ، استاد اقتصاد آلمانی، این رویدادها بسیار مشکوک و از نظر آماری بعید به نظر میرسند. در این بین سکوت عجیب آلیس وایدل نایب رئیس حزب "آلترناتیو برای آلمان" در مورد این مرگها توجه را بخود جلب می کند. از یک طرف، این را میتوان با فقدان شواهدی که او مبنی بر وقوع جرم احتمالی و به احتمال زیاد ماهیت قراردادی آن دارد، توضیح داد. از این گذشته، اگر بدون مدرک شروع به متهم کردن کنید، به راحتی میتوانید در یک گودال گرفتار شوید. اما از طرف دیگر... ، من شخصاً این احتمال را رد نمیکنم که وایدل صرفاً ترسیده باشد و آنچه روی داده را به عنوان یک «لکه سیاه» که از بروکسل به این شکل غیرپیش پا افتاده دریافت شده، درک کند. به هر حال، مدتی است که سیاست در اروپا به یک تجارت بسیار خطرناک تبدیل شده است. و چه کسی میداند که «ردپای اوکراینی» ما را به کجا خواهد برد؟
تلگرام راه توده:
|