راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

ریشه ها و سوابق

اعتماد و بی اعتمادی

در ج. اسلامی

     

اعتماد امری دو طرفه است. مثل پیوند زناشوئی و یا عهد و پیمان دو طرفه. این امر در عرصه حکومتی نیز کاملا صادق است. یعنی اعتماد میان مردم و حکومت یک امر دو طرفه است و آنگاه که یک طرف خرده شیشه داشته و به طرف مقابل اعتماد نکند و یا اعتماد نداشته باشد، بتدریج آن طرف دوم هم اعتمادش سلب شده و بدین ترتیب زمان جدائی فرا می رسد. جمهوری اسلامی طی بیش از 4 دهه به اعتمادها خیانت کرد و اکنون میوه تلخ آن را می چیند. از هرکس و هر حزبی که به حکومت اعتماد کرد و در کنارش قرار گرفت، در کمال بی اعتمادی، استفاده کرده و سپس از پشت به آن خنجر زد. دهها نمونه مهم را در این زمینه میتوان بر شمرد. از جمله درباره حزب توده ایران که نزدیک ترین اعتماد و اتحاد را با حکومت پس از انقلاب داشت اما رهبران و حاکمان از این اعتماد و اتحاد استفاده کردند و آنگاه که خود را بی نیاز از این اتحاد و اعتماد احساس کردند، از پشت به آن خنجر زدند. خنجری تاریخی که خیانت میرزا کوچک خان جنگلی به صادق ترین گروه متحد خود یعنی گروه حیدرخان عمواغلو کرد. خیانتی که نه تنها کل قیام و جمهوری گیلان را به باد داد بلکه سر خود کوچک خان را هم سرانجام به باد داد. سر بریده او را برای وثوق الدوله فرستادند تا تقدیم رضا شاه شود. میرزا کوچک خان به امید جلب حمایت رضاخان، فریب وثوق الدوله را خورده و قبول کرد حیدر عمواغلو را به یک میعادگاه جنگلی بکشاند تا با انفجار نارنجک ترور شود که چنین هم شد و اتحاد میان کمونیست ها و جنگلی ها با همین ترور و خیانت به سود انگلیسی ها و استبداد رضاشاهی بریده شد.

جمهوری اسلامی همین مسیر را رفت و هنوز هم ادامه میدهد. بویژه روحانیون حاکم و مذهبیونی که معلوم نیست به کجا وصل اند.

نمونه دیگری از بی اعتمادی را درجریان همین جنگ 12 روزه ببینیم که هنوز حکومت یک گزارش دقیق از آنچه روی داد به مردم نداده است. آن هم مردمی که در آن 12 روز همه نا سپاسی و نامردمی های حکومتی را فراموش کرده و برای دفاع از میهن خود به میدان آمدند و اسرائیل و امریکا را نا امید کردند. در تمام دوران پس از جنگ 12 روزه دریغ از یک گزارش که شبکه های موساد که توانستند ضد هوائی های ایران را از کار بیاندازند و در نخستین ترورها، ارشد ترین فرماندهان سپاه را کشتند چگونه و از چه زمان و به چه طریق در ایران بوجود آمد؟ ترورها چگونه انجام شد؟ غفلت ها در کجا بود؟ لیست کامل دانشمندان اتمی و فرماندهان نظامی قربانی شده در این حمله کجاست؟

این بی اعتمادی به مردم و فرار از گفتن واقعیات به مردم، باندازه عمر جمهوری اسلامی سابقه دارد. از جمله درباره جنگ 8 ساله با عراق که هنوز آمار دقیق قربانیان این جنگ، اشتباهات نظامی و سیاسی آن جنگ و پاسخ دهها سئوال دیگر معلوم نیست. مردم در آن جنگ به میدان آمدند، اما حکومت استفاده اش را از این به میدان آمدن کرد ولی در تمام سالهای پس از جنگ حاضر به گفتن واقعیات پشت صحنه آن جنگ به مردم نیست. هیچ نقدی از نقشه ها و تاکتیک های فاجعه بار آن جنگ منتشر نشده و از سرنوشت همه نظامی های ارتش و سپاه که در طول جنگ ترور خانگی شدند، خانه نشین شدند و حتی اعدام شدند اطلاع دقیق در دست نیست. این همان اعتماد و بی اعتمادی است که به نتیجه آن اشاره کردیم.

درباره جنگ 8 ساله با عراق، تنها این اطلاع غیر رسمی وجود دارد که در جنگ با عراق حدود ۱۹۰ هزار ایرانی کشته شدند و کمتر از ۱۱ هزار نفر هم در بمباران شهرها کشته شدند که عمدتا غیرنظامیان بودند. حدود نیمی از تلفات ایران در آن جنگ مربوط به عملیات کربلای 5  در شلمچه بود. عملیاتی که برای جبران شکست طرح های رفسنجانی و محسن رضایی در طرح کربلای چهار ترتیب داده شد و بیش از ۷۵ هزار قربانی و تعداد نامعلومی مفقودالاثر باقی گذاشت. بعدها معلوم شد که شمار زیادی از مفقود الاثرها از تشنگی و گرسنگی در بیایانها جان خود را از دست دادند.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 981   -  2 مهر  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت