یا سوسیالیسم یا بربریت - 1
فصل نوین سوسیالیسم
چگونه آغاز می شود
نویسنده هاینتس هولتس - ترجمه ش. م. بهرنگ
سوسیالیسم که با پیروزی آن در انقلاب اکتبر،
امید دیرین بشریت مترقی گره خورده بود، در طی سالهای پایانی قرن بیستم
ضربهً هولناکی خورده است. سوگواری تواًم با بلاتکلیفی به تردید نسبت به صحت
راه رسیدن به آن در آمیخته است، که قابل فهم هم میتواند باشد.
بعد از شکست اتحاد جماهیر شوروی، سرمایه داری بربریت ذاتی خود را بطرز
بیسابقه ای آشکار کرده است. شعار روزا لوکزامبورگ: «یا سوسیالیسم، یا
بربریت!»، امروز بناگزیر برلب ها جاری است.
کدام سوسیالیسم؟
اتحاد جماهیر شوروی به عنوان کعبهً آمال کمونیستها در رقابت دو اردوگاه
سرمایه داری و سوسیالیسم درهم شکسته است. نقاط ضعف آن وسیعا مورد بحث قرار
گرفته، ولی نقاط قوت آن برعکس، مسکوت گذاشته شده است. تلاش 40 ساله در
آلمان دموکراتیک برای ساختمان سوسیالیسم نیز بطور تحریف شده ای ترسیم
میشود. ولی هیچکس حق ندارد، این تجارب گرانبها را به ورطهً نسیان براند و
یا مورد جعل و تحریف قراردهد. این تجارب متعلق به احزاب کمونیستی اتحاد
جماهیر شوروی و آلمان است.
ولی فردا در تلاش مجدد برای ساختمان سوسیالیسم از این تجارب چگونه استفاده
خواهد شد؟
در اوضاع جدید چه تفاوت هایی با قبل وجود خواهد داشت؟
ویژگیهای ملی و شرایط تغییر یافتهً جهانی با اردوگاههای متفاوت اقتصادی
سرمایه داری رقیب و با کنسرنهای چند ملتی بهم پیوسته از چه قرار خواهد بود؟
اینها بخشی از پرسشهایی اند که موضوع بحث کمونیستها ست و هیچ نظر حاضر و
آماده ای دربارهً آنها در اختیار نیست. هرپیشنهادی موقتی خواهد بود و عمل
هر حزب کمونیست را نظر و خواست اعضای آن تشکیل خواهد داد.
سؤال اینکه سوسیالیسم در آینده چه شکلی خواهد داشت، سؤالی نیست که فقط
دیگران از کمونیستها میکنند، بلکه همچنین سؤال خود کمونیستهاست.
سیستم سوسیالیستی 70 سال در اتحاد جماهیر شوروی و 40 سال در جمهوری
دموکراتیک آلمان عمر کرد. رقابت میان دو اردوگاه سوسیالیسم و سرمایه داری
محتوای سیاست جهانی دوران بعد از انقلاب اکتبر را تشکیل میداد. در این
رقابت بی وقفه، کشورهای سوسیالیستی در مقایسه با اردوگاه سرمایه داری از
همان آغاز از سطح رشد اقتصادی نازلی برخوردار بودند، نهادهای اجتماعی
بمراتب کمتری از اروپا و امریکای شمالی، که وارث انقلابات دموکراتیک
بورژوایی در قرن هجدهم بودند، در اختیارداشتند. و از تهدیدها و تهاجمات
نظامی، خسارات بمراتب بیشتری متحمل شده بودند. کشورهای سوسیالیستی می
بایستی در وهلهً اول تمام نیروی جامعه را برای رسیدن به آماج اصلی عام خود
بسیج می کردند: «با گسترش تولید اجتماعی برای همهً مردم کشور امکان زندگی
شرافتمندانه ای پدید آورند که نه تنها از نظر مادی روز بروز ثروتمندتر
شوند، بلکه امکان آموزش و اشتغال کاملا آزاد، متناسب با توان جسمی و روحی
خود داشته باشند(1).»
جوامع سوسیالیستی در این رقابت اردوگاهی به موفقیتهای بیسابقه ای نایل
آمدند ولی علیرغم آن شکست خوردند. بررسی علل این شکست را به فرصتی دیگر
میگذاریم.
دشمنان سوسیالیسم از70 سال تلاش برای ساختمان جامعهً سوسیالیستی با هدف
نهایی کمونیسم، در اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی، فقط ناکامیهای تاریخی
آنرا دستچین میکنند و نواقص و اشتباهاتی را به رخ می کشند که در نتیجهً
شرایط خاص انقلاب اکتبر پدید آمده بود و این جوانب منفی را تعمیم میدهند.
کمونیستهایی که هنوز به گذار ناگزیر از سرمایه داری به سوسیالیسم باور
دارند، مجبور میشوند برای دوران فسخ سرمایه داری و شروع ساختمان جامعهً
سوسیالیستی نظراتی مغایر با آنچه کلاسیک های مارکسیسم ـ لنینیسم اعلام کرده
اند، عرضه کنند.
از آنجا که این گذار با تکیه بر پذیرش و همکاری همه جانبهً مردم (بدون
اینکه اکثریت آنها کمونیست باشند) صورت خواهد گرفت، کمونیستها موظفند اعلام
کنند که در این روند گذار، چه وظیفه و اهمیتی اتحاد با سایر نیروهای مترقی
خواهد داشت.
دیگر تنها اشاره به قوانین رشد تاریخی کفایت نمی کند. مردم برای استقبال از
سوسیالیسم، حق دارند با توجه به نواقص جدی که در تاریخ 70 سالهً کشورهای
سوسیالیستی دیده اند، بپرسند که:
• با تلاش مجدد چه تصحیحاتی به عمل خواهد آمد؟
• سوسیالیسم چه چهره ای بخود خواهد گرفت؟
در بارهً درجهً حمایت پایدار اکثریت مردم، در بارهً درجهً آگاهی آنها به
منافع حیاتی خود و در بارهً میزان همکاری آنها برای ساختمان جامعهً
سوسیالیستی، نمیتوان پیشاپیش دست به غیب گویی زد.
تنوع فرهنگها ـ تازمانیکه از گزند بازار جهانی سرمایه داری در امان مانده
است ـ مبنای تنوع زندگی روزمرهً سوسیالیستی خواهد بود. در سیسیل ایتالیا یک
جور خواهد بود و در اسکاتلند جور دیگر. در کوبا یک جور خواهد بود و در چین
جور دیگر. بنابر این نه فقط غیرممکن، بلکه مغایر با غنای زندگی انسانی
خواهد بود، اگراز حیات اجتماعی جامعهً سوسیالیستی یک تصویر از پیش آماده
عرضه شود. برعکس تصاویر بیشماری براساس شرایط متفاوت جوامع مختلف عرضه
خواهند شد.
حزب کمونیست چه وظایفی میتواند و باید به عهده داشته باشد؟ تضادهای ضد بشری
انباشت سرمایه را چگونه حل خواهد کرد و حاصل کارجامعهً بشری را چگونه در
اختیار همهً انسانها قرار خواهد داد؟ حزب کمونیست میتواند همهً این وظایف
را به اهداف برنامه ای خود بدل کند. این اهداف میتوانند «آرزویی» باشند.
البته حزب کمونیست آلمان اهداف خویش را با تکیه بر سوسیالیسم علمی تنظیم
میکند و در پی توسعهً هرچه بیشتر آن است.
برای سوسیالیسم علمی خصلت فرماسیون اجتماعی از اهمیت بی نظیری برخوردار
است. تنیجهً کار علمی، متکی بر تلاش فکری افراد بیشماری است که خود را
مدیون این کار کرده اند. اما این بمعنی حاصل جمع نظرات مختلف نیست. صحت
علمی یک نظر مبتنی است بر دقت تجزیه و تحلیل و غنای استدلال. هیچکس
نمیتواند مدعی شود که او به صحت مطلق نظریه اش اطمینان دارد ولی او باید از
آنچه که «درست» فرض میکند، دفاع کند، تا از استدلالهای ضد و نقیض،
مستدلترین نظریه پیروز بیرون آید.
«حقایق نیم بند» نمیتوانند صحت داشته باشند، چرا که آنها نیم بندند. حقیقت
فقط بطور تمام و کمال، حقیقت است و نه بصورت نیم بند. جدال قوانین حرکت
تاریخ، چانه زنی در بازار نیست.
راه توده 221 04.05.2009
(1) فردریک انگلس، آثار منتخب 19، ص 226